تفرجگاه یئدی گوز - سولدوز(نقده)

تفرجگاه یئذی گوز( هفت چشمه) شهرستان سولدوز(نقده )از دیدگاه پدافند غیر عامل

تفرجگاه هفت چشمه (یئدی گوز ) در جنوب شهرستان نقده در دامنه کوه قرار گرفته است. این تفرجگاه از محدوده شهر حدوداً یک کیلومتر فاصله دارد و از راه دسترسی آسفالته به تفرجگاه سلطان یعقوب که در ضلع غربی هفت چشمه قرار دارد، متصل می شود که تفرجگاه سلطان یعقوب نیز در دره ای با پوشش درختان بلند که از لابه لای آنها آب رودخانه ها جاری است مستقر می باشد این دو تفرجگاه محل اقدامات فرهنگی، ورزشی، تفریحی و آموزشی بوده که روزانه چندین هزار نفر در نوبت صبح و عصر مشغول به چندین فعالیت ذکر شده در بالا می باشند.

دلیل نامگذاری تفرجگاه به نام هفت چشمه، وجود هفت چشمه طبیعی است که از دل کوهها جاری شده و بنا به شواهد و دلایلی دارای غاری می باشد که در حال کاوش و شناسایی می باشند. در خروجی این چشمه استخری با نماد کوزه که از این چشمه ها پر می شود احداث نموده اند و اطراف آن با پیاده روهایی غیر هم سطح با پوشش گیاهی و درختان سرو و چنار بلند که در لابه لای آنها آلاچیق هایی قرار دارد تشکیل شده است.

تفرجگاه هفت چشمه علاوه بر کنار آن استخر یا حوضچه دارای امکانات رفاهی- ورزشی- خدماتی- درمانی و بهداشتی- غذاخوری- شهربازی- رستوران و پارکینگ می باشد و با توجه به طرح کاشت درختان و سکوهای بتنی و راهروهای بتنی لابه لای این درختان در دامنه این کوه که به صورت تراس بندی بوده، بهترین مکان برای اسکان و پیاده روی، آرامش و امنیت خانواده های استفاده کننده از این طبیعت زیبا می باشد. زیرا وجود درختان بلند و تراسهای موجود و درختچه های کاشته شده اطراف سکوهها مانند حصار یا حفاظی آرامش و راحتی را برای ساکنان اسقرار یافته داشته و بنا به امکانات، تجهیزات و تاسیسات موجود به شرح ذیل بهترین محل برای اقدامات پدافند غیر عامل می باشد:

1-  وجود پوشش گیاهی و درختان و درختچه های کاشته شده در دامنه کوه ها و اطراف آن باعث همگونی و همخوانی با طبیعت همجوار شده است و یک فضای کاملاً طبیعی مخصوصاً در فصول بهار، تابستان و پائیز می باشد.

2-  از آنجایی که پوشش گیاهی و عوامل طبیعت نقش مهمی در مهندسی پدافند غیر عامل بوده، این مکان به لحاظ پوشش و عوامل طبیعی موجود و طراحی شده حائز شرایط می باشد.

3-  وجود آبهای زیر زمینی و چشمه ها، خود بهترین پتانسیل در زمان بحران برای استفاده عموم می باشد.

4-  وجود تالار و رستوران بزرگ و چندین محل غذاخوری در دل کوه بهترین موقعیت و محل برای سرویس دهی استفاده کنندگان در زمان بحران می باشد.

5-  وجود سوئیتهای رفاهی در دامنه یا دل کوه هفت چشمه که کاملاً با محیط اطراف همگون و هم رنگ هستند برای استفاده خدمات بهداشتی و درمانی در زمان بحران مناسب می باشند.

6-  به لحاظ وجود پارکینگ های بزرگ و سکوها و محل های باز برای اسکان در زمان بحران یکی دیگر از مزایای این تفرجگاه می باشد.

7-  دامنه کوه که بصورت تراس بندی است و ارتفاع با شیب تراس ها نیز تند بوده و این تراس ها و شیب ها نیز با درختچه ها و چمن پوشیده شده است بدون هرگونه تغییر و تحول خود بهترین محل پناهگاهی برای استفاده در زمان های بحران یا حملات هوایی و غیره می باشد.

8-  در زیر این راهروها با تراس های دامنه کوه ها بنا به شیب تند می توان با طراحی و هزینه خیلی کم و جزئی در اسرع وقت و زمان کم می توان بهترین سرپناهها و محل امنیتی را برای امنیت ساکنان و مراجعه کنندگان ایجاد نمود.

9-  با توجه به ارتفاع کوه هفت چشمه و کوه ها و ارتفاعات اطراف بهترین محل برای اقدامات پدافندی در زمان بحران بوده و هم چنین بهترین محل برای کنترل شهر و دشت سلدوز نقده می باشد زیرا این ارتفاعات مسلط به کل این مناطق می باشد.

نتیجه:

از آنجایی که ایجاد نشاط و شادابی، امنیت و آرامش، آسایش و حفظ جان و اموال و تجهیزات در سطح جامعه و کشور از اهداف پدافند غیر عامل بوده و مهندسی پدافند غیر عامل نیز در همین راستا با آموزش ارتقایی سطح تحصیلی و تکمیلی برای رسیدن به کشور و جامعه ای امن و آباد، گامهایی را به لطف خداوند متعال برداشته و بر می دارد.

 به یاری همکارودوست ارجمندجناب آقای مهندس اسفندیارسلطانی

یادمان شهدای گمنام شهرستان نقده

 

پروژه :یادمان شهدای گمنام شهرستان نقده

فهرست عناوین :

1-        مقدمه ..................................................................... 3

2-        چکیده...................................................................... 4

3-        بیان مسئله............................................................... 5

4-        شهرنقده................................................................... 6

5-        ویژگی های آب وهوا................................................. 6

6-        ویژگی های تاریخی واجتماعی................................. 6

7-        یادمان شهدای گمنام نقده....................................... 7

8-        طرح یادمان شهدای گمنام نقده...............................8

9-        نتیجه................................................................. 9الی11

مقدمه:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، اختلافات مرزی بین ایران و رژیم بعثی عراق ابعاد تازه­ای به خود گرفت تا سرانجام دولت بعثی عراق در روز 26 شهریور سال 1359 عهدنامه مرزی و هم جواری انعقاد قراداد سال 1975 الجزایر را به طور یک جانبه لغو کرد و در 31 شهریور 59 کشور ایران را مورد هجوم خود قرار داد بعد از 8 سال نبرد بی­وقفه در روز 29 مرداد سال 1367 رسماً آتش­بس بین دو کشور برقرار شد.

در طول این 8 سال جنگ تحمیلی زیر ساختمانها و کارخانجات و انسانهایی بی گناه و بزرگ زیادی متحمل خسارات شده و جان خود را از دست دادند با تلاش، همت و کوشش شبانه روزی بزرگ مردان پس از جنگ خرابی­هایی یکی پس از دیگری جبران شدند ولی آنکه اصلاً متبل جبران نبود مردان بزرگ بودند که جان خود را در مقابله با این ظلم و ستم از دست داد بودند لذا برای پاس داشت و یاد خاطره آن مردان بزرگ باید اقداماتی صورت می­گرفت تا عمل و اهداف این افراد بزرگ زنده می­ماند عده­ای از این مردان بزرگ کد شناسایی شدند در یادمانها و مزار شهدا خاک سپرده شده اند ولی عده ایی از شهدای عزیزمان که شناسایی شده­اند در سطح شهرها و مکان­های مهم و  حساس اماکنی را متناسب معماری تمدن و فرهنگ آن منطقه طراحی و ایجاد نمودند که سعی بر آن است در اکثر استانها و شهرهای کشور برای انتقال فرهنگ عمل و اهداف آن شهدای بزرگ به جامعه مکانهایی با مصالح، اقلیم و فرهنگ آنها ایجاد گردد.

چکیده:

یادمان شهداء محل خاک سپاری کسانی است که برای جهاد در راه خدا، دین، ظلم، ستم، حفظ خاک، شرف و تمامیت ارضی یک کشور، منطقه و محله از جان و مال خود می­گذرند لذا کسانیکه در این راه جان خود را از دست می­دهند شهید نامیده می­شوند.

زنده نگه داشتن یاد و خاطره، مقام، رفتار و اعمال این افراد امری بدیهی است زیرا هیچ علمی بالاتر از کار و اعمال این انسانهای بی ادعا نیست.

در میان این شهیدان و انسان­های بی­ادعا، کسانی هستند که بجز استخوان یا قطعه کوچکی از جان، عظمت و ایثار و دلاور مردیها چیزی دیگری به جای نمانده است این شهیدان شهیدان گمنام می­باشند که اراده الهی در گمنام بودن این عزیزان می­باشد برای بیان، شناخت، معرفی چنین افرادی مکانهایی را در مهمترین، پاک­ترین، زیباترین و اصلی­ترین جای شهر و سرزمین، برای جامعه و آیندگان با تلفیقی از معماری و تمدن آن منطقه ایجاد نمود لذا به همین منظور برای سه شهید گمنام هشت سال دفاع مقدس مکانی در بهترین، زیباترین و اصلی­ترین(بام سلدوز) جای شهر که همان هسته اولیه و پارک بالای شهر بوده انتخاب با بهره­گیری و الهام از عقاید دینی و اصول معماری، تمدن و اقلیم منطقه سازه­ای را برای شناساندن و انتقال فرهنگ و هدف و اعمال آنها برای جوانان طراحی نموده­ایم که تا انشاءالله بتوانیم به عنوان قطره­ایی از یک دریا در قبال زحمات بیکران این سروران برداشته باشیم.

بیان مسئله:

از آنجایی که شهیدان مقام و منزلت خاصی در پیش خدا و انسانها داشته باید برای حفظ شان و منزلت این عزیزان مکانی متناسب با عقیده، فرهنگ و اقلیم.... آنها ایجاد نمود.

این مکان دارای خصوصیات و ویژگی­هایی هستند که در زمان و مکان خود دارای ارزش و هدف خاصی بوده که برای زنده­نگه داشتن هدف و اعمال آنها و شناساندن این موضوعات برای جامعه فعلی باید مکانهایی مناسب وجود داشته باشند از طرفی نشان دادن اهداف، فرهنگ و اعمال افرادی که در دفاع از دین، حریم و عقاید بشری قدمی برداشته­اند نوعی شناساندن تمدن، تاریخ، فرهنگ و آرمان آنها به کمک ایده و طرح خاص در قالب معماری بوده لذا هدف این طرح نشان دادن عقاید، اهداف و عملی قابل ستایش آن افراد با اصول معماری منطقه به جامعه حاضر و آینده می­باشد.

شهر نقده:

 شهر نقده در جنوب استان آذربایجانغربی با وسعتی 1050 هکتار و با جمعیتی بالغ بر 80000 هزار نفر تشکل از اقوام ترک و کرد با زبانهای ترکی و آذری و کردی و با مذهب شیعه و سنی در شمال غرب کشور جمهوری اسلامی ایران واقع گردیده است این شهر دارای ریشه­های تاریخی، مذهبی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی دیرینه­ای داشته و طول تاریخ همانند سایر شهرها و روستاها در سیر تحولات گوناگونی قرار گرفته و این شهر در شمال غرب کشور به عنوان آخرین پل    ارتباطی ،قومی ،مذهبی،سیاسی،فرهنگی . امنیتی داخلی و خارجی بوده که از جنو غربی با کشور عراق و از شمال غربی با کشور ترکیه از طریق سلسله کوههای زاگرس و شهر های پیرانشهر و اشنویه ارتباط دارد

ویژگیهای آب و هوای شهرستان:

این شهرستان دارای آب و هوای معتدل کوهستانی بوده که دارای زمستان های سرد و تابستان های گرم داشته و در مسیر وزش یاد های شمالی و جنوبی می باشد. میزان بارش نیز در فصول اواخر پاییز ،زمستان و بهار بصورت برف و باران می باشد به همین دلیل در ساخت و ساز ها ئ نمای ساختمان ها از معماری و مصالح مناطق سرد سیر استفاده می گردد

 

ویژگیهای تاریخی و اجتماعی وسیاسی شهرستان نقده:

سند تاریخی دیگری که نام   سولدوز به عنوان سولدوز این منطقه در آن آمده است،فرمان عباس میرزا مبنی بر واگذاری رسمی و تخصیص محال سولدوز بزای سکونت ایل قره پاپاق است که سند تملک قریه (نقدای) یا (نوجه ده) به نقی خان سرتیپی ،رییس ایل قره پاپاق است.این فرمان در جمادی الثانی سال 1240 هجری قمری صادر شده است .

اثار تاریخی نقده که بیانگر قدمت و تاریخ این منطقه است یطور مختصر به قرار زیر می باشد

1- اصلی ترین نشانه تاریخی منطقه، تپه حسنلو است که در 11 کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و در 9 کیلومتری شمال شرقی شهر نقده واقع شده است. قطر تپه 270 متر و ارتفاع آن 20 متر است و یکی از معروفترین آثار باستانی جهان به شمار می­رود که در شناخت تمدن کهن اهمیت دارد.

ابزار کشف شده، آن را به 300 سال قبل از آثار کشف شده در تخت جمشید مربوط می­کند. قبرهایی در آن یافت شده اند که با سنگ ساخته شده روی آنها یک تخته سنگ بزرگ قرار گرفته بطوریکه مردگان در حالت (چمباتمه) به خاک سپرده شدند. سفالهای زیادی نظیر قوریها، جامها (جام حسنلو یک جام بزرگ طلایی است که در سال 1337 از این تپه کشف شد و فعلا در موزه ایران باستان نگهداری می­شود) و ظروف دیگری با نقش­های زیبا یافت شده است. این تمدن­ها به 2000 سال پیش از مسیح بر می­گردند. قدمت تپه حسنلو به 6000 سال پیش از میلاد می­رسد. (در حال حاضر 55 تپه باستانی در شهرستان نقده وجود دارد ولی هنوز در آن حفاریهای علمی صورت نگرفته است).

2- ترمبولوس- هشت گور از سلاطین مسیت وسکایی در مشرق در روستای حسن نوران، در شمال دشت نقده از نیمه اول هزاره اول قبل از میلاد می­باشد.

3- دز قلات گاه در مشرق روستای چشمه (در شمال  دشت نقده و متعلق به حدود 900 قبل از میلاد است. مساحتی که زیر دز قرار گرفته است در حدود 600* 900 مربع است.

4- ستون کله شین (به کردی ستون کبود)، این ستون دارای دو صفحه که بر روی هر صفحه خطوطی به دو زبان آشوری و کلدانی نقش بسته است. بلندی آن 11/1 متر که متعلق به سال 814 ق.م می­باشد.

یادمان شهدا گمنام مکان کسانی است که بیان یاد و خاطره، سپاس و حتی ستایش راه و اعمال آنها سرلوحه و سرمشق همه انسان­هاست لذا برای نشان دادن عظمت و شکوه عمل آنها باید یکسری ایده­ها، نمادها و طرحهایی را که متناسب با چنین مکانهایی است بکار رود این مکانها به لحاظ ارزش لغوی و مادی آنها در قالب امکان مذهبی بشمار می­رود که برای خلق یک اثر مذهبی یا اسلامی باید از پیوند میان انسان، معماری و عالم هستی برای رساندن مفهوم آن استفاده کرد از طرفی مکانیابی و طراحی این مکان باید برگرفته از یکسری ارکان و ویژگی­های معماری مبتنی بر احکام و مذهب اسلامی باشد به همین منظور در این طرح سعی گردید ضمن استفاده از احکام و عقاید اسلامی از ویژگی­های طراحی که به عنوان اساس معماری بوده تا حدودی رعایت گردد.

این شهرستان بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی همیشه به علت موقعیت جغرافیایی، بافت جمعیت، فرهنگی و مذهبی مد نظر دشمنان بوده و هست علاوه بر جنگ هشت سال دفاع مقدس حتی بعد از آن نیز در دفاع از آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی شهیدانی را تقدیم به این انقلاب و مرز و بوم نموده­اند و در حال حاضر با حدود 7000 شهید افتخار پاسداری از انقلاب را دارد در کنار چنین کارنامه­ای دارای کارنامه­ای تاریخی و معماری هست از قبیل تپه حاجی فیروز و تپه حسنلو که نشانه­هایی از انسانهای عصر نو سنگی و تاریخ و تمدن قبل از میلادی را با خود دارد لذا برای نشان دادن حماسه و دلاور مردیهای کسانیکه از دین و وطن خویش از سر تاسر کشور ایران در این منطقه پاسداری و جان خود را نثار نموده­اند مکانی هماهنگ و متناسب با اصول معماری و فرهنگ تمدن و اقلیم منطقه طراحی و ایجاد می­گردد.

یادمان شهدای گمنام:

در سال 1388 همزمان با تشیع پیکر چندین شهید گمنام در سرتاسر کشور و استان سه شهید گمنام نیز در این شهرستان تشیع گردید و در پارک لاله واقع در تپه وسط شهر که هسته اصلی شهر و بام دشت سلدوز و مکان وحدت میان اهل تشیع و تسنن بوده خاکسپاری گردیدند و علت انتخاب به دلیل سابقه تاریخی، معماری، دفاعی، فرهنگی و سیاسی مکان فوق بوده که علاوه بر منظر و زیبایی خاص که در وسط دشت سلدوز ایجاد نموده به عنوان قلعه و دژ مستحکم و استوار بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در مقابل عوامل خارجی و با گروههای حزب منحله و دمکرات کردستان نیز ایفای نقش نموده است از طرفی شکل­گیری و پیدایش شهر و ساخت­سازها و معماری این شهر از این مکان بوده است لذا با بهره­گیری از عقاید، فرهنگ، معماری تمدن و اقلیم منطقه مکانی زیبا با خصوصیات و ویژگی­های منطبق در این پارک و طراحی می­گردد

طرح یادمان شهدای گمنام نقده:

- ایده طرح :

از آنجایی که شهیدان نزد خداوند متعال مقام و منزلت بزرگی داشته، مقام و شهدای گمنام به دلایلی می توان گفت که نشانه ها و مقام های بلندتر دارند  به دلیل مقام ومنزلت این شهیدان می­توان در عفو و بخشش گناهان به ائمه، پیامبران و حتی خداوند متعال متوسل گردید لذا در این طرح با الهام گرفتن از اصول وعقایددینی که توحید،نبوت ،معاد،امامت وعدل می باشدپنج ستون برگرفته ازاین اصول اساسی دین اسلام طرح گردیده است .

آنجا هدف از اصول دین که همان وحدت، یکپارچگی و یگانگی که همان خداوند متعال را نشان داده به هم می­رسند.

از آنجایی که خط و خطوط مهمترین عامل طراحی اولین بعد فضایی که دارای طول، قابل حرکت داری شخصیت، تعداد و تداوم و راههای ایجاد بافت و روح دهنده نرم و ساختار بصری بوده و به همین منظور از خطوط برای نشان دادن این ایده و طرح استفاده نموده­ایم. از طرفی این خطوط تمامی ویژگی­های مفهوم خطوط مستقیم، عمودی، منحنی، زاویه را به بیننده را می­زساند و این خطوط فضاهایی را تا حدودی به شکل مثلث و دایره بوجود آورده­اند که شکل مثلث همان تمود جهت پویایی، ایستادگی، مقاومت، اندیشه، حرکت و زندگی را بیان می­دارد و از شکل دایره به دلیل نشان دادن کانون وحدت، یگانگی و محل حرکت ابدی و روح و روان و ذات جوهره که همان هدف شهیدان و اصول اساس دین اسلام است استفاده شده است.

اقلیم نقش به سزایی در طراحی و معماری سازه­ها داشته و از آنجایی که آب و هوای شهرستان نقده آب و هوای سرد و معتدل کوهستانی بوده و بجز فصل تابستان دارای فصل بارش بوده به همین منظور در سازه مذکور از مصالح فلزی تنی با پوشش سنگی یا سیمانی کاری استفاده می­گردد.

 در ایده طرح مذکور از یکسری دروازه­ها در پیرامون این فضا استفاده شده که تعداد آنها 14 عدد به نیابت از چهارده معصوم(ع) بوده که در بالای هر دروازه قرص ماهی قرار داده شده که اولا استفاده از نور ماه که همان نور الهی بوده و از طرفی مقام بالا و عروج در آسمان یا دنیایی بی­انتها را نشان می­دهد و معماری بکار رفته در این دروازه­ها برگرفته از کتیبه­هایی در اطراف اماکن مذهبی و در اطراف کعبه بوده که نمودی از ممعاری اسلامی است که مردم به دور این فضا از دروازه­هایی وارد شده و حتی می­توانند به پاس یاد و خاطره آنها گرد آن جمع شوند و مراسمی مذهبی یا فرهنگی انجام دهند و از دسته گلها و نمادهایی در روی این کتیبه­ها که در اماکن مذهبی مورد استفاده قرار می­گیرند استفاده شده است. از طرفی علت استفاده از پلان معماری به صورت دایره برای کل طرح به لحاظ معنوی و عبادی همه مسلمانان به واسطه ائمه و اصول اساسی  دین به یگانگی و واحدیت خداوند پی می­برند و از طرفی در مبانی معماری دایره مکان یا کانون وحدت و یکپارچگی را است که این طرح براساس این اصول و قوائد طراحی گردیده است.

نتیجه:

یادمان شهدا گمنام مکان کسانی است که بیان یاد و خاطره، سپاس و حتی ستایش راه و اعمال آنها سرلوحه و سرمشق همه انسان­هاست لذا برای نشان دادن عظمت و شکوه عمل آنها باید یکسری ایده­ها، نمادها و طرحهایی را که متناسب با چنین مکانهایی است بکار رود این مکانها به لحاظ ارزش لغوی و مادی آنها در قالب امکان مذهبی بشمار می­رود که برای خلق یک اثر مذهبی یا اسلامی باید از پیوند میان انسان، معماری و عالم هستی برای رساندن مفهوم آن استفاده کرد از طرفی مکانیابی و طراحی این مکان باید برگرفته از یکسری ارکان و ویژگی­های معماری مبتنی بر احکام و مذهب اسلامی باشد به همین منظور در این طرح سعی گردید ضمن استفاده از احکام و عقاید اسلامی از ویژگی­های طراحی که به عنوان اساس معماری بوده تا حدودی رعایت گردد.

1- در طرح یادمان شهداء فضایی با5 ستون به نیابت از پنج اصل اساسی دین استفاده شده که عروج و اوج یافتن آنها را با یکسری از خطوط منحنی و زاویه­دار مشخص نموده­ایم.

2- کانون اصلی یا محور اصلی این اصول و عقاید یگانگی و واحوانیت بوده که بوسیله دایره­ایی با رنگ سبز یا نورپرازی سبز کم رنگ می­توان معنویت و روح حاکم بر اماکن مذهبی را نشان داد.

3- در میان ستونها از یکسری دروازه­ها با معماری اسلامی با کتیبه­های به کار رفته در اماکن مذهبی به تعداد چهارده عدد به نیابت از چهارده معصوم که میعادگاه و راهنمایان جامعه بشری به کمال سعادت و خوشبختی می­باشد استفاده شده است.

4- از ویژگی­های یک طرح یا عنصر که همان مقیاس بصری بوده رعایت شده و سعی گردیده که آن حس انسانی که حرکت، بویایی و آرامش است فراهمم گردد.

5- سعی گردیده رابطه حسی بین عناصر با ایجاد رابطه بصری بین ابعاد، اندازه و هماهنگ کننده­گی است بوجود آید.

6- ارتباط، سازگاری و توافق اجزای تشکیل دهنده طرح با هماهنگی هارمونی خاصی رعایت گردیده و می­توان گفت تناسب منطقی صورت گرفته است.

7- با اجرای ستونها و کتیبه­ها سلب گردیده آن وزن و ریتم یکنواخت و متناوب رعایت گردد و این طرح مفهوم و ماهیت مکان را مشخص نموده است.

8- در میان عناصر و اجرای بکاررفته در طرح از اشکال و احجام خاص و برجسته دیگری برای بیان و از بین برون یکنواختی و جلب توجه استفاده شده است.

9- احجام، اشکال و عناصر بصورت نظم خاصی در کنارهم در یک محیط متناسب قرار گرفته­اند که همه آنها  بیان کننده همان رعایت اصل ترکیب، توازن و تعادل می­باشد.

 

           

 

 

مصالح سنتی در معماری ایرانی

مصالح سنتی در معماری ایرانی

مصالحى که در ایجاد بناهاى ایرانی بکار مى رفته متنوع است. هدف از تشریح مصالح سنتى این است که اولاً با فرهنگ و سابقه این مصالح که امروزه بطور مؤثر در ساختمان هاى مورد استفاده است آشنا شویم

مصالحى که در ایجاد بناهاى ایرانی بکار مى رفته متنوع است. هدف از تشریح مصالح سنتى این است که اولاً با فرهنگ و سابقه این مصالح که امروزه بطور مؤثر در ساختمان هاى مورد استفاده است آشنا شویم و نحوه تهیه آن را بدانیم. این مصالح عبارتند از: خشت، آجر، آهک، گچ، سنگ، چوب، خاک، ماسه، ملات، قیر، فلز، رنگ، شیشه.

آجر
مهم ترین مصالح ساختمانى در ایران، قبل و بعد از اسلام آجر بوده است. این آجرها معمولاً به شکل مربع است. از آجر در تزئین بنا نیز استفاده مى شد و از اوایل اسلام تا دوره تیمورى تزئین بیشتر بناها با آجرکارى است. آجرهاى پخته به رنگ هاى قرمز و قرمز تیره، زرد کمرنگ ساخته مى شده و در بخش هاى مختلف بنا بکار مى رفته است.
مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد کبیر یزد و حمام گنجعلى خان کرمان و … نمونه هایى از هنر آجرکارى در دوره هاى مختلف تاریخى هستند.

آجر نوعى مصالح مصنوعى است که از ترکیب خاک و آب به روش سنتى بدست مى آید و بعد در کوره پخته مى شود.
از این مصالح در جزر، پایه، قوس ها، ستون ها، دیوار سازى ها، پوشش طاق ها و گنبدها، کف پوش ها و بسیارى موارد دیگر استفاده مى شود. آجرهاى نما در انواع آجر نیم گرد، آجر قاشقی، کله گنجشکی، دندان موشی، شش ضلعى و … بکار مى روند.



آهک
آهک فرآورده اى است که پیش از پیدایش تاریخ، توسط بشر شناخته شده بوده است. گفته مى شود روش پختن آهک را یونانى ها از ایرانیان و رومیان از یونانى ها آموختند. از ملات آهک در پى سازى و کرسى چینى و دیوارسازى در بناهاى قدیمى بکار رفته است. امروزه نیز آهک یکى از مصالح مفید و موثر در ساختمان است. برخى سنگ هاى آهکى را در پوشش کف، ازاره، پله ها و نماها بکار مى برند و برخى براى ملات پخته شده و مصرف مى شوند.

خاک
خاک داراى انواعى است و خاک رس نوع مرغوب آن است که در سفالگرى استفاده مى شود. بهترین خاک رس به رنگ قرمز و عارى از ناخالصى است که به آن خاک چینى مى گویند. بطورکلى خاک هایى که بیش از ۵٠ درصدشان خاک رس باشد، خاک هاى پرمایه اند. اگر ۵٠ درصد وزنشان رس داشته باشند خاک هاى خالص و اگر کمتر از این مقدار یعنى بین ٣٠ تا ٣۵ درصد مقدار وزن خاک، خاک رس باشد، خاک هاى کم مایه اند.

ماسه
ماسه از مصالحى است که بصورت ترکیب با آهک بعنوان ملاتى مقاوم در پى سازى هاى آجرى و سایر کارها استفاده مى شود. ماسه بشکل مستقیم قدمتى ٣٠٠٠ ساله دارد. ماسه گاه بطور طبیعى وجود دارد و گاه به روش مصنوعى از طریق خرد کردن سنگ گرانیت – سنگ آهک متراکم و دیگر سنگ هاى متراکم بدست مى آید.

ملات
ملات مواد خمیرى و چسبنده اى است که جهت اتصال رج ها به یکدیگر و براى بوجود آوردن جسم واحدى از اسکلت و استخوان بندى ساختمان بکار مى رود. بطورکلى مقاومت ملات به وضع اقلیم، مکان و محیط و نوع ساختمان بستگى کامل دارد. کاربرد ملات ها با پیدایش معمارى سنتى کاملًا همراه بوده است. ملات ها انواعى مثل ملات گِل، ملات کاهگل، ملات ریگ، ملات گچ و خاک، ملات گچ، ملات گل آهک، ملات ماسه آهک، ملات ساروج، ملات ماسه سیمان و ملات باتارد دارد.



گچ
از دیگر مصالح ساختمانى گچ مى باشد که در تمامى ادوار در معمارى استفاده شده است. بدلیل ارزانى و زود سفت شدن، کاربردهاى متعددى داشته است. در آثار بدست آمده از اکتشاف سده سیزدهم در هزاره اول قبل از میلاد در معبد شاهان ایلامى در بناى چغازنبیل در هفت تپه خوزستان، وجود ملات گچ و کاربرد آن باعث ساخت و استقرار قوس هاى سهمى شده است و در برخى بناهاى تخت جمشید نیز در پوشش قوسى کانال ها بیادگار مانده است. در دوره ساسانى نیز ملات گچ در اسکلت سازى بناها و نماسازى کاربرد فراوان داشته است. این ملات از اجزاء لاینفک و مصالح مهم ساختمانى از روزگار باستان تا امروز بوده است.

کاشى
استفاده از کاشى براى تزئین و استحکام بخشیدن به بناها از دوره سلجوقى آغاز شد و در قرون متمادى بویژه دوره تیمورى و صفوى به اوج خود رسید. کاشى نقش عمده اى در تزئین بناهاى دوره اسلامى داشت.

خشت
از دیگر مصالح ساختمانى معمول در معمارى ایران خشت است. در دوره اسلامى یا تمامى بنا از خشت بوده یا بخشى از دیوارها و بقیه از آجر بوده است. از بناهاى خشتى بدلیل مقاومت کم در مقابل عوامل طبیعی، چیز زیادى باقى نمانده است.

سنگ
در معمارى اسلامى از سنگ در شالوده بنا، فرش کردن کف و تزئین بنا استفاده مى شد. استفاده از سنگ اهمیت ویژه اى داشته و نیز براى ساختن کتیبه ها سنگ هاى گوناگونى به کار مى رفته و تراشیده یا حجارى مى شده است.

استفاده از سنگ در ادوار باستان به مراتب بیش از آجر بوده است. بناهاى تخت جمشید بویژه تالار صد ستون که متعلق به سده پنجم قبل از میلاد است، با سنگ هایى در ابعاد بزرگ بر روى یکدیگر ساخته شده و ستون هاى بلند همراه با سرستون ها ساخته شده است. این بنا از زیباترین انواع حجارى و همچنین پیکرتراشى ها برخوردار بوده و این بناى عظیم در شمار ارزنده ترین آثار معمارى جهان مى شناسند. همینطور معبد زرتش در نقس رستم نیز از آثار
باارزش سنگى است.
در دوره هاى بعد نیز از سنگ در ساختن بناها استفاده فراوان شده است. از سنگ مرمر شفاف نیز به عنوان شیشه در شبستان هاى زمستانى مثل مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع یزد و حمام گنجعلى خان کرمان استفاده شده است.
در سال هاى اخیر نیز از سنگ در نماسازى ها به اشکال مختلف استفاده شده است و نیز براى کف پوش ها، پله ها و بسیارى دیگر از موارد نیز کاربرد دارد.

چوب
استفاده از چوب از ویژگى هاى معمارى اسلامى است، که در ناحیه گیلان و مازندران بیشتر رایج است. از چوب براى ساختن در و پنجره، صندوق هاى ضریح، ستون ها و تیر سقف، چارچوب و … استفاده مى شده.
از چوب علاوه بر اسکلت سازی، در تزئین بنا نیز استفاده مى شده است. چوب و فرآورده هاى آن در بناهاى صد سال اخیر به عنوان مصالحى مؤثر در ستون هاى چوبی، پوشش هاى سقفى دوجداره، و بخش هاى دیگر بکار رفته است.
امروزه از چوب براى کف سازى هاى پارکت، قاب سازى هاى سقف، دکورسازى ها و کابینت هاى چوبی، درهاى چوبى با روکش هاى زیبا بهره گرفته مى شود. بطورکلى پس از سنگ، آجر، گچ و آهک چوب نیز از مصالح بسیار مؤثر در ساختمان سازى مى باشد.

قیر
قیر به چهار نوع وجود دارد: قیر معدنی، قیر نفتی، قیر محلول در اب و امولاسیون. به نظر مى رسد که قیر واژه اى بابلى و یا ایلامى است. در بابل از این مصالح براى ملات به جهت پیوند رج هاى سنگ لاشه و آجرچینى استفاده مى شده است. در آثار بین النهرین نیز کاربرد این مصالح تأیید شده است. در بناهاى ایران باستان از قیر براى اندود روى ستون هاى چوبى و اندود برخى نماها و عایق بندى بدنه کشتى ها استفاده مى شده است.
از قیر در کشورهاى دیگر که منابع طبیعى آن را دارند، نهایت استفاده مى شود. قیر محلول و امولاسیون در ایران هزینه زیادى دارد و با سختى تهیه مى شود و جزو مصالح سنتى نیستند.

فلز
کاربرد فلز فولاد در بناهاى دوران هخامنشى فراوان بوده است. در بناهاى دوره صفوى نیز از فولاد به شکل آهنگرى جهت کلاف بندى استفاده مى شده است. در دوره قاجاریه کاربرد فولاد جهت رکابى ها در اسکلت چوبى و کلاف بندى ها بخصوص شیروانى سازى مورد توجه بوده است. در دوران معاصر نیز فولاد در ساختمان از عناصر مهم بناست و کاربردهاى مختلفى دارد.

رنگ
رنگ و رنگ سازى در زیباسازى بنا انجام مى شود. در دوره هاى قبل از تاریخ و هزاره هاى چهارم و سوم براى تزئین انسان ها و وسایل زندگى و نیز رنگ آمیزى دیواره اتاق ها از رنگ ها استفاده مى شده است. در دوره هخامنشى علاوه بر رنگ آمیزى سطوح بنا در کف سازى ها نیز از مصالح رنگین استفاده شده است. نمونه هایى از اندود ماسه آهک همراه با پوکه آجر خرد شده و رنگ اُخرا به شکل ملاتى رنگین در کف سازى کاخ داریوش بیادگار مانده است. در
دوران اشکانى و بویژه دوره ساسانى از رنگ براى رنگ آمیزى بر سطوح اندودها و نقاشى از صورت نگاره و موارد دیگر نهایت استفاده مى شده است. در ادوار مختلف اسلامى از رنگ در زیباسازى داخل بناها استفاده شده است. از آغاز دوره تیمورى تا هنر صفوى از رنگ هاى معدنى در کاشى سازى و نقاشى روى گچ کارى و نیز قالى بافى و نساجى و قلم کارى و هنرها و حرفه هاى دیگر از رنگ استفاده هاى فراوانى شده است. در دوره زندیه از رنگ هاى معدنى در نقاشى بناها بخصوص در اتاق ها و تالارهاى ارگ کریم خانى و موزه پارس و نیز در حمام ها استفاده فراوان شده است. در دوره قاجاریه انواع نقاشى هاى ترئینى به شکل گل و گیاه و یا تصویرسازى روى گچ کاری، قاب سازى هاى سقف و نقاشى بر سطح زیر و رو آینه و گچ برى و بسیارى دیگر به وجود آمد که بعضى از آنها منحصر به فرد مى باشد. امروزه نقاشى و رنگ آمیزى از آخرین کارهاى اجرایى یک بناست.

شیشه
طى کاوش هاى باستان شناسى سال هاى اخیر و نیز از بناهاى باقیمانده، در ادوار اسلامی، برمى آید که شیشه هاى الوان براى تأمین روشنایى و تزئین در و پنجره و قالب هاى گنبدخانه ها و شبستان ها استفاده مى شده است.

در زیگورات چغازنبیل مربوط به تمدن ایلامى در هزاره اول قبل از میلاد، پنجره هایى وجود داشته با شیشه هاى لوله اى صدف دار و به شکل توخالى و بصورت مارپیچ جهت نفوذ روشنایى در طبقات زیرین. این آثار شیشه اى اکنون در موزه ملى ایران نگهدارى مى شود. در دوره هخامنشى نیز، هنر شیشه سازى بصورت آونگ هایى پشت نما درخشش کرده و در دوره هاى بعد نیز به گونه هاى خاصى بکار رفته. بعد از اسلام در دوران صفویه در بناهاى چهل ستون و هشت بهشت، آینه هاى تخت در اشکال هندسى و یا نقاشى روى آینه و یا پشت آینه بکار رفته است. در سال هاى بعد نیز هنر آینه کارى در ابعاد کوچک در هنر گره سازى اسلامى به شکل تازه اى نمود یافت. این هنر در دوران قاجار به حدکمال رسید و بسیارى از رواق ها و درون بقعه هاى اماکن متبرکه و کاخ ها زیباترین آینه کارى هابوجود آمدند.

 

 

نقش وقف درمحافظت ازمیراث عمرانی ورشد پایدار

نقش وقف درمحافظت ازمیراث عمرانی ورشد پایدار

 

نقش وقف درمحافظت ازمیراث عمرانی ورشد پایدار

 

مؤلف: م سعیدونی

مترجم: حسین علینقیان

 

این مقاله ترجمه وتلخیصی است از: \par دورالوقف فی الحفاظ علی التراث العمرانی وتحقیق التنمیة المستدیمة، للدکتور معاویة سعیدونی، مجلة الاوقاف، السنه العاشرة، العدد19

ذوالحجه 1431 ه/ نوفمبر 2010م

 

چکیده

پس از گذشت دههاسال ازانتشارنظریه هاوکوشش های مربوط به محافظت از میراث معماری وعمرانی، امروز برای محققان ومعماران شهری، مساله جدیدی مطرح شده است و آن حفاظت از عناصر سازنده این میراث ومیزان توانمندی این عناصردر پیشبرد برنامه های جدید برامده از بطن آن میراث میباشد. این موضوع، منجربه بروز مساله تجدید فکر و تجدید روش‌های محافظت از میراث معماری وعمرانی وپیشرفت آن میراث شده است.

دراین زمینه وقف از وسایل تجدید نظردرسیاستهای حفاظتی میراث معماری وعمرانی درکشورهای عربی و اسلامی به شمار می‌آید. میراثی که برامده از بطن جامعه بوده و پیشبرد قابلیت های آن و بهبود محیط معماری آن در میزان مشارکت در آن تاثیر گذار است.وقف همچنین طرحی از طرحهای تحقق یافته رشد پایدار را با دو ویژگی استمرار و چند نقشی بودن، شکل میدهد.املاک وقفی گاهی به عنوان سرمایه مالی لازم برای محافظت از میراث معماری به کارمی‌آید.چنانکه تعداد زیادی از آثار تراثی وابسته به شرایطی هستند که وقف برای صیانت از آنها و برای تداوم خدمات ارائه شده به جامعه مهیا کرده است.علاوه براین وقف دربیش از هر تمدنی،  پیوندی محکم با پیشرفت عمرانی در شهرهای اسلامی و تمدن اسلامی داشته است و در صیانت از آثار تاریخی و معماری و عمرانی آنهاسهیم بوده است.چنانکه پژوهش های وقفی وفرهنگی انجام یافته فعلی، که بربخشی از آنها دراین مقاله درنگ می کنیم این موضوع را به اثبات رسانیده اند.

این گفتار می کوشد که پیوند وقف بامیراث معماری وعمرانی ومیزان ارتباط ارزش های وقفی باارزش های معماری وعمرانی را آشکار سازد. در همین راستا پیشنهاداتی درباره پاره ای از روشهای احیای نقش وقف به عنوان وسیله ای برای صیانت ازمیراث معماری وعمرانی از حیث ایجاد طرحهای حقوقی، اصلاحی و اقتصادی تجدد خواهانه در این نقش ارائه می دهد.این مقاله همچنین از طریق مثالهای زنده وبا رجوع به وضعیت کشور الجزایر،  راههای عملی گنجاندن ابزار وقف درطرحهای پیشرفته ومدرن عمرانی برمی رسد ونقش پنهان وامکانی وقف را در صیانت ازآثار فرهنگی وافزایش خدمات وسرویسهای عمومی ومحافظت ازفضاهای غیرمستعمل و فضاهای کاربردی و حمایت های پیشگیرانه ملکی وهر آنچه همساز با مقوله پیشرفت پایدار باشد را نظر می‌افکند....

 

 

کلید واژگان:وقف، پژوهشهای وقفی، میراث معماری وعمرانی، برنامه ریزی عمرانی، پیشرفت عمرانی، پیشرفت پایدار، سنت، مدرن، مدرنیسم،  الجزایر،  وقف

وقف،  میراث وپیشرفت

وقف املاک، سنتی دینی وکاری خیراست که برمبدا صدقه جاریه ای که دین مبین اسلام مقرر نموده، قراردارد. شروع صدقه جاریه جز با صیانت از وقف (که دوام، ن تضمین شده)محقق نمی گردد.مداومت دروقف بستگی به منع تصرف در عین موقوفه دارد. تصرف شامل:خرید وفروش، هبه، رهن واجاره، امانت وبه ارث سپاری (توریث)بوده حال آنکه سود حاصل از اوقاف وثمره آن را میتوان در راه اعمال خیری که واقف انشاء نموده هزینه کرد. از این رو اوقاف را به مثابه ابزاری مؤثر در شکل گیری میراث امت و محافظ ویاری رسان آن میراث درآورده است. چنانکه اوقاف در جوهر خود (میراث) به مفهوم وسیع کلمه رادربردارد. تا بدانجا که بررسی مسئله میراث درکشورهای اسلامی به طور عام ومیراث معماری وعمرانی آنها به طور خاص، بدون ورود به وقف دروهله اول به عنوان پدیده ای تاریخی وریشه دار ودر وهله دوم به اعتبار پدیده ای معاصر ومدرن برای به کار گیری خواستها ومطالبات جوامع نوین اسلامی، امکان پذیرنمی باشد. (1)

به ویژه در زمانی که شاهد انباشت سرمایه های کلان در بسیاری از دول عربی واسلامی بوده وبا کاربست وقف، این سرمایه ها به منابعی زنده وپویا برای نسل های آینده تبدیل میشوند. (2)

وقف دارای مفاهیمی متعدد است که تلاقی آنها به ندرت دریک جامعه واحد رخ میدهد.وقف دران واحد دارای ارزش معنوی، دینی، تراثی وهمبستگی بوده وپدیده ای جامعه شناختی و وسیله ای اقتصادی وفرهنگی به شمار میاید.وقف از دیدگاه تاریخی درحرکت بخشی جوامع اسلامی مطرح بوده و در امور مهم اجتماعی، اقتصادی و عمرانی تاثیر گذارواز ابزارهای تحقق مصالح و امور عام المنفعه به شمار می اید (3)

وقف علاوه بر آنکه ابزاری ملی برای انجام امور خیریه بوده است. مورد توجه حکومتها هم واقع شد ودر همین راستا حاکمان به تاسیس ادارات اوقاف واز جمله تاسیس اوقاف ویژه خدمات متصوفه دست زدند که نمونه عمرانی آن در قرن چهارم به وجود آمد وهمسان با گسترش تصوف ونیاز اهالی ان به مکانهای عبادتی و برآوردن نیازهای اولیه آنها فراگیرو به خانقاه معروف گردید. این پدیده در عهد مملوکی و سپس در دوره ی عثمانی- به خصوص در بلاد شام ومصر- شهرت یافت. (4)

این الگو در مغرب (مراکش) سبکی مغایر یافته وبه زوایا شناخته میشد این آثار عمرانی که به خانقاه رباط وزوایا (زاویه) نامیده می‌شد به مشابه وقف ترکیبی که شامل بخش های رفاهی مهم(مسجد خلوتگاه ومدرسه) واماکن ضیافتی،  حمام ومطبخ بوده مطرح بوده اند که اهداف اجتماعی- اقتصادی را دنبال میکردند شاید بهترین نمونه این دست، خانقاه سریاقوس است که سلطان ناصر بن محمد بن قلاوون (1325م) فضل اقامت در آن را داشته است. (5)

جنبه فرهنگی وآموزشی وقف که نیاز به شرح و توضیح آن نیست مورد اشاره علامه ابن خلدون قرار گرفته است. (6)

همچنین اگر اسناد وقفی حاوی راهبردهای تربیتی- آموزشی وشرایط مطلوب برای دست اندر کاران آموزش باشد در تعیین وتثبیت ارزشهای علمی موثر خواهد بود. (7)

از آنجا که وقف همزمان پدیده ای تاریخی- مدرن است ضرورت دارد که توجه ما به ان در پیوند ش با میراث خلاصه نگردد و نقش آن را در جامعه معاصر در زمینه مشارکت در صیانت از سرمایه‌ها و تحقق مصالح عمومی وطرحهای پیشرفت عمرانی درمفهوم شامل آن ملحوظ بداریم چنانکه پاره ای از تحقیقات جدید در سالهای اخیر نقش تاریخی وقف ونقش مدرن آن را به درستی تبیین نموده اند. (8) به علاوه کارکرد معنوی وقف که خود از اعتقادات جامعه اسلامی نشأت یافته در حفاطت از ارزشهای اسلامی تاثیرگذار می باشد. (9)

طرح بحث

براساس آنچه شرح آن رفت طرح مسئله اول بر اندیشه ای اساسی استواراست. محتوای این اندیشه آن است که وقف بخش مهم ازمیراث مادی ومعنوی جوامع اسلامی بوده ودرعین حال ابزاری از وسایل صیانت از عناصر این میراث و پیشرفت آنها است.آثار معماری و عمرانی به عنوان نمونه می تواند شامل املاک وقفی بوده که در حد خود منابع را برای تحقق اهداف خیر خواهانه فراهم سازد و یا املاک موقوف علیهایی باشد که منابع نگهداری آنها توسط همان موقوفات فراهم شوند.

به علاوه دو معضل ومسئله دیگر در جوامع معاصر اسلامی به این مقوله اضافه می شود: اول مشکل میراث ودوم تعلیق کارکرد وقف.وبه دنبال،  سئوالی مطرح می شود که عناصری که مسئله احیای میراث رابا مسئله احیای نقش وقف، پیوندوملازمت بخشیده کدامند؟

افزون براین،  معضل و مشکل میراث به ارتباط نا خوشایند میان میراث و عناصر تمدن ساز جامعه واهمال واضح در شناخت میراث تاریخی وایجاد ابزار موثر محافظتی برای آن میراث بر می گردد. تعلیق کارآمدی وکارکرد وقف در جامعه که به تحولات سیاسی اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی موجود در بلاد عربی واسلامی از آغاز دوران جدید بر می گردد و عوامل داخلی و تآثیرات خارجی نیز در آن کارساز بوده،  منجر به تضعیف نهاد وقف در حیات جوامع معاصر عربی و اسلامی گردید.این موضوع را می توان پیامد غفلت از میراث وعدم توجه به اهداف تراثی بر شمرد.

این مسئله مارا به طرح چالش دوم و فرعی مربوط به فعال سازی ابزار برگرفته از میراث جامعه برای تحقق پیشرفت های نوین جامعه می کشاند. این طرح، وقف را از مهم ترین ابزار پنهانی می داند که در پیشرفت وابادانی نقش دارد. سراغاز این طرح عبارت از:گنجاندن وقف در ساز و کارها و برنامه های عمرانی خواهد بود. و سوالی که مطرح می شود ان است که ابعاد و حدود و شرایط این گنجاندن وسازوکار اجرایی ان از نقطه نظر علمی چگونه خواهد بود؟

در اینجا بر اساس گفته های قبل می توان طرح اساسی مقاله را ریخت که طرحی دوسویه است. اول مسئله ارتباط احیای میراث به طور کل و احیای میراث معماری و عمرانی به طور خاص با احیای نقش وقف در جوامع اسلامی به عنوان ابزار فراهم سازی منابع ضروری حفاظتی و بهبود زمینه های عمرانی است. و دوم امکان فعال سازی کارکرد وقف در پیشرفت مدرن عمرانی با پرداختن به سازوکارهای برنامه ریزی شده عمرانی به عنوان ابزار حمایتی برای افزایش درآمد ها و استفاده عقلانی از آنهاست.

روش علمی مقاله

روش این تحقیق مبتنی بر دوجنبه ودو دیدگاه دو گانه نزدیک به هم خواهد بود: اولین جنبه،  نظری بوده وبُعد میراثی دارد واز درون تحقیقات علمی معاصر بیرون آمده و پیرامون زوایای گوناگون رابطه میان میراث و وقف با تکیه بر منابع فراوان، سخن می‌گوید. دومین جنبه،  عملی و میدانی بوده وبر تحلیل و نتیجه گیری و بررسی و پژوهش امکانات و راهها وروش های دخالت دادن وقف در پیشرفت نوین عمرانی با مراجعه موردی به وضعیت الجزایر و متون قانونی و ساختاری موجود در آن استوار است.

(با بیان این نکته که وضعیت الجزایر محور بررسی ما در این بحث بوده نیست،  بلکه به عنوان منبعی مقایسه ای مورد پژوهش واقع می شود)....

 بنابراین دو بحث اصلی تحقیق عبارت است از: 1- میراث و وقف 2-پیشرفت نوین و پایدار عمرانی و وقف.

میراث معماری عمرانی و وقف

چالش میراث معماری و عمرانی و مقوله وقف

یک ارزیابی و اندیشه وتامل همه جانبه از وضعیت آثار معماری و عمرانی در کشورهای اسلامی کافی است تا این پرسش در اذهان به وجودآید که دلیل بروز وضع نابسامان و آشفته این میراث در این کشورها چه بوده؟ خانه‌هایی در آستانه تخریب؛ آپارتمان‌ها و برجهایی که بی حساب و کتاب تغییر کاربری داده و پروژه های غول آسای عمرانی که بشکلی سرطانی وسعت یافته وبافت کهن شهری را از درون تخریب و از بیرون آن را محاصره می کند. همه اینها از پیامدهای این نابسامانی بوده و البته در پی تراکم نفس گیر جمعیتی و نیاز شهروندان به خدمات جدید رفاهی و شهروندی و بی توجهی به میراث معماری و عمرانی به وجود آمده اند. (10)

مشکل تعاملات میراثی جوامع ما- به هر شکل و به هر درجه تأثیر- در فقدان پیشرفت تدریجی دیدگاههای میراثی ما نهفته است. مفهوم(میراث مادی) به یکبار و در مدت زمانی کوتاه بر ما رخ نمود. به عکس غرب که آگاهی‌اش نسبت به این میراث طی چندین قرن تحقق یافت. ولذا می توان گفت که در تعامل با میراثمان،  مشکل روش شناختی و جامعه شناختی،  نهفته است.

شاید ازمهم ترین دلایل بروز این وضعیت نا بسامان میراث (کلمه میراث ازاین پس به مفهوم میراث معماری و عمرانی خواهد بود) همان نگاه کوته بینانه به ماهیت میراث است. بیشتر در مفهوم و برداشت مان از میراث به ویژگی های مادی صرف آن اکتفا می‌کنیم و نگهداری از میراث و احیای آن غالبا از نگهداری ساختمان در چار چوب مادی آن فراتر نمی رود. (11) افزون بر این مشکل و معضل نگهداری از میراث در جوامع پیشرفته به طورعام و در جوامع عربی به طور خاص تحت بررسی های روشمند و تحقیقات ژرف علمی قرارنگرفته و بیشتر بر بی اندیشگی و تقلید کورکورانه مبتنی بوده است. و این خود تا حدودی روشنگر معضل و گرفتاری همیشگی و شایع در تعامل با میراث و صیانت از آن است. در بیشتر اوقات نمی دانیم که از کجا اغاز کنیم و چگونه با میراثمان برخورد کنیم. در حالیکه فهم درستی از مفهوم روانی و فلسفی پنهان در ورای صیانت از میراث در میان نبوده و شروط ضروری برای تعیین دیدگاه جامعه شناختی، تاریخی و زیبا شناختی،  شناخته نشده است. در این جاست که وقف با شمولیت خود به عنوان پدیده ای معنوی، روان شناختی، اجتماعی واقتصادی رخ می نماید تا به عنوان یکی از طرح های روشمند برای صیانت از میراث و پیشرفت آن و یکی از راههای برون رفت از معضل تعامل با میراث و عامل موثر در سازماندهی و صیانت از میراث در کشورهای اسلامی مطرح باشد....

سازگاری ارزشهای میراث با ارزش های وقف

ارزش معنوی

از آنجا که وظیفه اولیه میراث،  صیانت از دستاورد پیشینیان بوده،  هاله ای از قداست آن را فرا می گیرد. دستاوردی که به عنوان عنصری از عناصر حافظه جمعی است که عظمت های گذشته را در نسل های بعدی ماندگار می سازد.

به قول معمار انگلیسی جان راسکین - که شاهد تغییرات بنیادین انقلاب صنعتی در قرن نوزده انگلستان بوده - میراث را اصلأ نباید مورد تعرض فیزیکی قرار داد و بل چنانکه شایسته آن است باید از آن صیانت کرد. (12) در بیشتر اوقات پیوند ارزش معنوی میراث با ارزش زیبا شناسی آن رخ داده است. چنانکه مورخین هنر معماری در قرن نوزدهم از جمله کامیوسیت اتریشی برآن تأکید داشته اند.... (13) اینان بر نگهداری موزه ای این میراث و عدم تماس فیزیکی با آن، تأکید و اصرار داشته و آن را به مثابه کتابی باز فرا روی نسل‌ها تصور کرده که آن را می خوانند و در تجدید دیدگاهها و پیشبرد اهداف خود از آن ملهم می شوند. وقف نیز به مانند میراث از قداست و معنویت برخورداراست و خاصیت دوام و جاودانگی داشته و(به مانند میراث)غالباً از تعرض و تماس فیزیکی در امان بوده و درآمدهای آن در غیر موضوع مقرر خود استفاده نمی شود.علاوه براین وقف، از حمایت و مصونیت منحصر به فرد دینی و آیینی ای برخورداراست که برای دیگر عناصر مادی اجتماع کمتر فراهم می شود. و اینجاست که میراث و وقف در ارزش معنوی خود باهم پیوند می خورند جزاین، وقف به فضل مصونیت دینی، ابزاری برای پاسداری از میراث مادی هم می توند مطرح باشد.

ارزش نوگرایی و ماندگاری

ارزشمندی میراث(معماری و عمرانی)امروزین در بار معنوی و زیبایی آن خلاصه نمی شود.پیشرفت سریع عمرانی در قرن بیستم یک چالش محوری در جایگاه و نقش میراث در دنیای مدرن،  ایجاد نمود.چالشی که کنفرانس عمومی محافظت از مناطق باستانی که در 26نوامبر 1976م در نایروبی برگزار شد به آن اشاره داشت. (14) محور آن کنفرانس، نقش مناطق تاریخی در زندگی معاصر؛ نحوه پیوند میراث عمرانی با روح زمانه و با وسایل و ابزار پیشرفته زندگانی؛ شیوه محافظت از بافت ها و مراکز عمرانی با ورود مطالبات نوین زندگی و سرمایه گذاری روی آنها به عنوان زمینه هایی برای زندگی روزمره انسانها و به عنوان ابزار اقتصادی موثر در گردشگری فرهنگی- که جنبه بین الملل پیدا کرده - متمرکز بود.همه این موضوعات با تأکید به عدم تماس و تعرض و دخالت فیزیکی در این آثار به لحاظ ارزش باستانی و تاریخی آنها ارایه شد.

این دیدگاه در نگاه رویی،  تناقض نما خواهد بود. یعنی صیانت از میراث و نگاه موزه ای به آن از جهتی و ورود دستاوردهای مدرن و زندگی معاصر در آن از جهت دیگر.تناقضی که قبلأ مهندس ایتالیایی جیووانی(Gio vannoni (در نیمه نخست قرن بیستم 1931م به آن اشاره کرده بود. (15)

این دیدگاه که سعی دارد میان نیاز به استفاده از آثار عمرانی رابا صیانت از آن آثار،  سازگاری ایجاد نماید یک مشکل اساسی در ارتباط با آثار عمرانی و میراثی در کشور های عربی به وجود آورده که به طور مستقیم بر تراکم جمعیتی و نیازها و شرایط زندگی مدرن تأثیر گذار است. ورود شبکه های مختلف خدماتی مانند راهها، شبکه های آبی، خطوط برق و تلفن و.... بر وضعیت آثار میراثی و باستانی اثر گذارند علاوه بر آن، ساکنان موجود در بافت های عمرانی تاریخی، آرزوی نو شدن راهها، ساختمانها و و مراکز رفاهی را بدون در نظر گرفتن تناسب و سازگاری با مواد اصلی در سر می پرورانند. که در صورت وقوع آن،  آثار تاریخی- چنانکه در بسیاری از شهر های قدیم اسلامی هم اکنون روی داده - از داخل تخریب خواهد شد.

در اینجا شاهد تلاقی میراث و وقف هستیم. وقف به سهم خود طی دهها سال زیر فشارموقعیت های دوران جدید و منافع گوناگون مادی قرار گرفته و بر خلاف مصونیتی که دین بر املاک موقوفه ایجاد نموده بسیاری از آنها تخریب شده و یا به املاک ویژه ای تبدیل و یا در آمد های آن در غیر محل مقرر خود هزینه شده است. در برخی کشور ها نیز وقف را به طور رسمی با شرایط زمانه سازگار نمی دانند و آن را مانع فعالیت های اقتصادی و سر مایه گذاری قلمدار می کنند. در مقابل،  عده ای از این سیاست های رادیکالیِ براندازند? وقف، برتافته وبر نقش معنوی، اجتماعی،  اقتصادی ومالی وقف تأکید وآن را ابزار همبستگی اجتماعی و هدایت سرمایه های شخصی به سوی مصالح عمومی می دانند....

ضرورت شناخت دقیق میراث و نقش وقف در آن

لازمه ی صیانت از میراث، شناخت عناصر سازنده آن است. شاید آغا زین گامهای پیموده شده در غرب اروپایی در مقوله میراث،  مربوط به تجمیع تمامی دستاورد های قدیم وبه ویژه آثار دو دوره یونانی و رومی در عصر رنسانس بوده است...این دستاورد شامل متون وآثار و نشانه های مادی بود. نیز توجه به عامل زمان به ویژه در زمینه ساختمان مورد توجه واقع شد که نوشته های دوره رنسانس لئون باتیستا آلبرتی گویای این مطلبند. (16) موسسه اوقاف همان نقش سیاهه بندی میراث غربی رادر این سو و در ازای تمدن اسلامی ایفا می کند. این خدمت شامل:ثبت املاک موقوفه (شامل ساختمانهای عمومی و عقارات) و تدوین و تعیین وضعیت املاک در بافت شهری، نقش املاک در ارایه خدمات عمومی و درآمد املاک و موارد مصرف آن می شود.حتی در مورد پاره ای از املاک،  اصطلاحات به کار رفته در توصیف اجزای معماری و عمرانی آنها و حتی مواد و مصالح ساختمانها، راهها و فن آوری ترمیم بناها تدوین شده است. به عنوان نمونه به تحقیق استاد شرقی که بر پایه اسناد وقفی جامع اعظم الجزایر صورت گرفته می توان اشاره نمود. (17) ازاین روی تحقیقات جدید میراثی درجوامع پیشرفته به طور خاص، از کنکاش و تحقیق در آرشیو اسناد اوقاف در نبود اسناد دیگرتاریخی، بی نیاز نخواهد بود. زیرا اسناد وقفی، مدارک اولیه و خاصی هستند که از دیدگاه ما آرشیو زنده و پویای میراثی را تشکیل داده ابزار روشمندی برای شناخت دقیق و علمی میراث را مهیا می سازد.

شمولیت میراث وشمولیت وقف

در پایان قرن هفده و درخلال قرن هجدهم میلادی، غرب با یک ایده ویژه وکپی شده مبتنی بر نگاه شمول گرایانه به میراث آشنا شد.نگاهی که تمامی دوران های تاریخی و همه عناصر میراث را در برداشته ودوران روم ویونان باستان رااز هم گسیخته وجدا از یکدیگر فرض نمی کرد. هر آنچه قدیمی است به اعتبار این تعمیم، در قالب این دیدگاه روشمند قرن هجدهم، جزء میراث به حساب می آید. همزمان با طرح این دیدگاه، توجه به آثار معماری، تاریخی وباستانی در دوران رنسانس وهمزمان با آن گرایش شدید به دست نوشته ها و متون قدیمی رو به افزایش گذاشت. در این میان مفهوم وقف، قرن ها قبل از ظهورتفکر فراگیر غربی در مورد میراث، دیدگاه شمولی نسبت به میراث را شکل داده بود. از دیدگاه فقهی هرآنچه قابل بهره برداری بوده رابا شرط بقای اصل آن می‌توان وقف نمود. محدوده اوقاف نیز تاساختمانهای خصوصی و عمومی،  بازارها،  اراضی کشاورزی،  باغها،  مصحف‌ها،  کتابها،  مخطوطات علمی ودیگر منابع سودمند را شامل می شود. (18)

وقف،  حصاری فقهی حقوقی برای صیانت از میراث

همزمان با اهتمام گسترده به میراث دردوقرن نوزده وبیست میلادی به ویژه برای محققان وکارشناسان میراث ضرورت ایجاد قوانین حمایتی برای جلوگیری از تخریب و تغییر میراث رخ نمود. آنچه تدوین این دست قوانین را ضروری تر نمود، عوامل سلبی ای بودکه به دنبال تحولات عظیم صنعتی، علمی وتکنولوژی بر میراث چمبره زده بود و تهدیدی جدی برای پایداری بافت های قدیم عمرانی به حساب می آمد.

دراینجا نیز همان تناقض ظاهری میان صیانت از میراث وضرورت دخالت آن در زندگانی معاصر و زمینه های اقتصادی،  فرهنگی و اجتماعی به وجود می آید به گونه‌ای که قوانین مربوط به حیطه میراث از قرن هجدهم رفته رفته از چارچوب موزه ای،  خارج و تبدیل به قوانینی برای تعامل سازنده اقتصادی با میراث و فراهم سازنده زمینه های سیاحتی وفرهنگی آن شد.

در اینجاست که میراث و وقف دوباره به دیدار هم می آیند.پس ازآنکه وقف در چارچوب های فقهی محض قرارگرفت، برنامه‌ها و قوانینی به میان آمد تا نقش اقتصادی فرهنگی و اجتماعی وقف رافعال سازی کند. برخی ازاین قوانین وبرنامه ها به نفع مصالح عمومی وعام المنفعه تبدیل شد وگونه ای از هزینه ها را تأمین کرد که در مفهوم کلاسیک وقف،  شایع نبود. (19)

به لحاظ فقهی وحقوقی، شارع دین مبدأ استمراروجاودانگی وقف وارزشگذاری معنوی آن است تا ابزار حمایتی لازم از میراث را فراهم نموده وبرمصونیت میراث اضافه نماید ومشارکت موثر وآگاهانه آن را در عناصرجامع مدنی تضمین نماید.تجربه ثابت نموده که قوانین حقوقی محض، دراین زمینه کافی نبوده بلکه این قوانین بایدبا ارزش های دینی و معنوی پشتیبانی شوند.

پیشرفت مدرن عمرانی و وقف

پس از بررسی پیوند مفهوم کلی میراث و وقف وملاقات این دو پدیده در زمینه های گوناگون و تکامل بخشیدن یکدیگراین دودرجنبه های مختلف وهمچنین مواجهه آنها در چالش های معاصر،  اکنون توجهمان را به موضوع برنامه ریزی عمرانی معاصر و نقش وقف در آن (به عنوان مکمل موضوع میراث) جلب می نماییم. چراکه وقف یک پدیده میراثی محض نبوده بلکه ابزاری است که در راستای پیشرفت جوامع معاصراسلامی(که میراث گذشته را به اجتماع واقتصاد جدید پیوند زده)مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.

تلاقی مسائل تاریخی وقف با مسائل مدرن عمرانی

اهمیت به روز رسانی وقف به عنوان میراث تاریخی اجتماع، تقریباً و به دلایل گوناگونی روبه فراموشی گذاشته است اما این موضوع در جوامع مدرن همواره بایسته و شایسته فعال بخش بوده و با ضروریات آن در تناقض نمی باشد. به لحاظ تاریخی، کافی است به انتشارات وسیع وقف دربیشتر کشورهای اسلامی در اواخر دوره عثمانی ونقش اجتماعی آن در پاسخگویی به احتیاجات بسیاری از گروهها در آن جوامع ونقش اقتصادی آن در حفظ وپیشرفت سرمایه و استفاده از آن برای تحقق مصالح عمومی اشاره نماییم. امروزه وقف درپیشرفت های عمرانی دو مهم را بر خود لازم واساسی دانسته وآن عمران وتاریخ آن است. البته این موضوع صرفاً به جنبه شناخت تاریخی محدود نبوده بلکه از این حیث و در پیشبرد وهدایت املاک برای تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی و برنامه های گوناگون دارای نقش است. در همین زمینه توجه مان را به تلاقی چالش ها ومسائل تاریخی وقف باچالش های امروزی موجود در قوانین جدید عمرانی جلب می نماییم. این تلاقی رادر دو مسئله اصلی خلاصه می کنم: موضوع افزایش خدمات شهری ودیگری همدلی وهدایت جریانات عمرانی جدید.

نقش وقف وامکان به کار گیری آن در پیشبرد خدمات شهری

به لحاظ تاریخی وقف وسیله ای برای هدایت موثر منافع و خدماتی بوده که حیات متمدن برآن بنا شده است.امروزه وقف در شمار ابزاری میراثی است که برای رفع مشکلات سنگینی که به مقتضای منافع تمدنی در ملل پیشرفته بروز یافته، کار ساز می باشد.به ویژه در شرایطی که عوامل حکومتی به دلیل ناتوانی مالی و تشکیلاتی در سایه اقتصاد آزاد و نبود قدرت لازم اقتصادی برای ورود به منافع عمومی،  کفایت و کارآمدی لازم را نداشته باشد. همچنین ابزاری چون وقف می تواند برای تأمین بودجه برخی از طرح‌ها وتأسیسات عمومی که دولت در هزینه ها ویا اتمام آن ناتوان بوده به کار آید. این خدمات می تواند در ازای بهره مندی متقابل وقف از مزایایی ارایه شود که در جهت پیشبرد و صیانت از آن موثر باشد...تجربه دولت عثمانی در گذشته (20) ونیز تجارب موفق دولت کویت در حال حاضر در این زمینه به اثبات رسیده است. (21)

نقش وقف در مشارکت در طرح‌های عام المنفعه خلاصه نمی شود، دربرخی ازنیازهای اساسی اجتماع که با تحقق پیشرفت های عمرانی (به مفهوم شامل آن)ارتباط یافته، وقف می تواند باری سنگین از آنها را به دوش کشد. پاره ای از این نیازها شامل آموزش مسکن (مشارکت در اسکان عمومی و یا افزایش اسکان موقت در مواقع بحرانی)، مراقبت های بهداشتی، افزایش کمک های غذایی (در بخشی از اجتماعاتی که در شرایط سخت اقتصادی به سربرده)وسرپرستی خانواده به مفهوم وسیع آن. (22)

وقف و فعالیت عمرانی

غالباً به وقف به عنوان عاملی بازدارنده ومسئله ساز برای پیشرفت عمران نگاه می شود. بدین جهت که وقف، دارایی و تصرف آزاد در آن را متوقف ساخته وبا پیشرفت و حرکت پر شتاب دنیای مدرن در تعارض است. حال آنکه عبور از مشکل تناقض ظاهری میان دیدگاه نظری وقف و حرکت های عمرانی، بوسیله برنامه ریزی در راستای دیدن وقف در برنامه های راهبردی وکلان عمرانی و ایجادراههای تعاملی با وقف به منطورصیانت و پیشبرد آن، امکان پذیر خواهد بود به گونه ای که نه تنها با کار های عمرانی درتعارض بوده بلکه موجب هدایت وتحقق این نوع فعالیت ها باشد... از طرفی وقف در پاره ای از مواقع می تواند فعالیت های عمرانی را ضرورتاً مهار نماید.بدین قرار که با تشکیل اندوخته ملکی غیر مستعمل،  نیاز ودر خواست شهروشهروندان رادر آینده پاسخ دهد و پیشرفت متوازن عمرانی رادر پی داشته باشد.پیشرفتی که صرفاًبربهره برداری های بزرگ ملکی متمرکز نبوده وزمینه رابرای املاک بدون ساخت وسازوفضاهای سبزفراهم کند. (23)

موانع ورود وقف در برنامه های معاصر عمرانی و راههای عبور از آن

برخی برنامه ریزان ومجریان مسایل وقف درارتباط با سرشت و ویژگی وقف وامکان دیدن آن دربرنامه های ملکی وعمرانی همواره دچار جهل یا تجاهل بوده اند.این وضعیت ریشه های تاریخی و عینی دارد که برای نمونه به برخی ازآن اشاره می کنیم. رکود،  بی‌اعتنایی وسیر قهقرایی که وقف قبل از استقلال در اثر سیاستهای استعماری وبعداز آن (در برخی کشورها)در اثر سیاستهای نوین رادیکالی مبتنی بر الگوی مرکزی سوسیالیستی وجنبش اجتماعی ونفی نقش میراث محلی در پیشرفت اجتماعی و اقتصادی (24) شاهد بودکه به دنبال آن، املاک وقفی مورد حمایت لازم در سطح رسمی و ویژه وجداگانه قرار نگرفت و بیشتر آن تحت سلطه وتسلط دولتی در آمد به گونه ای که وقف املاک به دلیل نبود ضمانت های کافی از واقفانی که خود طرحهای جدید و موثرتری را برای پیشرفت و حمایت سرمایه ها و املاک خود یافته بودند مورد بهره برداری عمومی قرار نگرفت.همه این ها منجر به جهل یاتجاهل نسبت به مسئله وقف دردو بخش زنده جامعه شد: پیشبرد ملکی وبرنامه ریزی عمرانی. این موضوع را در نکات زیر خلاصه ودر اساس بروضعیت کشورالجزایر تکیه می کنیم گرچه پاره ای از این ملاحظات بردیگر کشورها نیز قابل تعمیم اند. (25)

وقف وموضوع املاک ومستغلات

در ارتباط با موضوع املاک، وقف را گاهی جزء انواع اصلی مالکیت به حساب نیاورده وآن را فرعی از انواع مالکیت وممنوع ازتصرف بر می‌شمرند. گرچه در جاهایی وقف را یکی از انواع تصرف در مالکیت قلمداد می کنند. (مالکیت عمومی، خصوصی واوقاف).برای نمونه قانون ساماندهی املاک الجزایر مورخ18 نوامبر 1990م صرفاً دو بند 31و32 را به موضوع وقف وآن هم با عباراتی بسیار کلی اختصاص داده وراههای برنامه ریزی و کنترل املاک وقفی را به قانون سپرده است. قانونی که خود از نقطه نظر عمرانی به هیچ روی با وقف در تعامل نیست. این موضوع موجب مشارکت دراز بین بردن املاک وقفی به عنوان عناصری از بافت عمرانی خواهد شد. عناصری که می توانند درتحول عمرانی شهر به لحاظ کاربردی و نحوه به کارگیری اراضی و ساختمان ها دخیل بوده و آنها را راهبری کرد. به شرط آنکه وقف را از عاملی منجمد برای املاک به یکی از انواع تصرف های ملکی،  تغییر اعتبار داد و دیگر آنکه امکان نگارش اهدافی مشخص برا ی خدمت به مصالح عمومی ورفع نیاز های شهر وندی و محلی وتحقق سیاست های آینده عمرانی و برنامه های هدفمند شهری درباره وقف فراهم شود.

ضرورت عبور از قوانین دست و پا گیر و ایجاد ابزار حمایتی از پیشرفت های معاصراجتماعی واقتصادی

سیاست گذاری وقف در حال حاضر با مرکزیت (وزارت اموردینی و اوقاف)است. این موضوع ریشه در تحولات تاریخی بسیاری از کشور های عربی واسلامی داشته وعلت آن بسط نفوذ دولت تازه تأسیس یافته مرکزی بر موسسات خودجوش جامعه وبه ویژه بر موسسه وقف بوده است. تاریخ اسلام نشان داده که کوشش دولت برای تسلط کامل بر وقف منجر به نتایج منفی بوده به گونه ای که تصرفات غیر قانونی اوقاف وکاهش تأثیر گذاری وقف را در پی داشته وباعث انصراف ملاکین از وقف املاک خود از ترس دخالت دستگاههای دولتی در آن شده است. (26) علی رغم اهمیت مسئله ی پیوند دولت با وقف در جوامع معاصر،  موضوعات آن به لحاظ کمی وکیفی مورد پژوهش کافی قرارنگرفته است واین خود تأکیدی است براهمیت تحقیق در تاریخ تعامل حکومت های سیاسی بروقف. پژوهشی که نمونه آن رااستاد راندی دو گلیم(Randi degguilhem)در مورد تاریخ وقف سوریه بعد از استقلال به انجام رسانیده است. (27)

از دیگر روی مرکزیت دادن مفرط به مدیریت وقف ها با طبیعت غیر مرکزی وقف در تعارض خواهد بود.چراکه اوقاف دائماً با موسسات محلی خودجوش ومستقل از دستگاه دولت در ارتباط بوده وضرورتاً اهداف متنوعی رادنبال کرده و نیاز جوامع و گروههای محلی رابرطرف ساخته است.ویژگی سازمان یافته وغیر متمرکز وقف، راهبری کنترل شده انعطاف پذیری آن رادر جهت نیل به اهداف وجودی آن، امکان پذیر می سازد حال آنکه تعامل مرکزی با وقف،  بر این روش نبوده ودر اساس،  به فهرست کردن املاک وقفی وثبت وضبط آن درقالب تشکیلات اداری اهتمام داشته وبه وقف به عنوان ابزاری که امکان فعالیت موثر اقتصادی واجتماعی در محیط های محلی داشته باشد نگاه نمی کند. فعالیت هایی مانند ایجاد تشکیلات غیر متمرکز محلی موثر در قانونمندی وهدایت وقف وبررسی انواع وقف های تجربه شده که در ورود به اقتصاد معاصر دارای قابلیت بوده مانند وقف نقدی که در دولت عثمانی شایع شد ویا ایجاد بانک اوقاف که وجود محلی آن در شهرها محسوس باشد وبرای آن اهداف سرمایه گذاری مشخص شده باشد ودر اساس در ارایه ی خدمات عمرانی، سهیم وپیشرفت منابع وقف وبهینه سازی آن منابع را تضمین نماید. این ایده برای نمونه در الجزایر با تأسیس صندوق مرکزی اوقاف، مشترک میان وزارت مالی ووزارت اموردینی واوقاف درسال1999م به وقوع پیوست (28) گرچه این طرح،  بسیار نیازمند بررسی دقیق علمی بوده است.

از دیگر مسائل مورد غفلت درراهبرد های معاصر وقف، ایجاد انگیزش وترغیب وتشویق نسبت به ترویج وقف بوسیله تبیین مزایای معنوی ومادی وقف که از درآمد ها و تعهدات ملکی آن حاصل می شود بوده است. که موجب عدم اعتماد مردم از مسائل حاکم بر وقف ودر نهایت انصراف آنها از وقف گذاری شده است. (29)

غیاب وقف درسیاست ها و برنامه های عمرانی و شیوه ورود به آن

هم اکنون برنامه های عمرانی مبتنی بر طرحهای توجیهی شهری بوده وامکان گنجاندن ابزاروقف درپاره ای از سطوح آن، با هدف فعال سازی در برنامه های عمرانی، امکان پذیر است.این کار در آغاز مراحل اجرای طرحهای برنامه ریزی شده عمرانی یعنی مرحله تحلیل زمینه وتعیین افق های پیشرفت عمرانی به انجام می رسد. این مرحله بخش مهمی ازوظایف مراکز تحقیقاتی است که به پژوهش در اجرای طرحهای توجیهی می پردازند. گنجاندن وقف (در حالت وجود مالکیت های وقفی) در ضمن بررسی اقتصادی زمینه، که از یک جنبه شامل بررسی مالکیت می شود امکان پذیر است.در این بررسی تعداد مالکیت های وقفی، توزیع شهری آن و کیفیت وکاربردهای آن مشخص می شود. بر عکس آنچه هم اکنون اتفاق می افتد یعنی بررسی ها صرفاًبه تعیین مالکیت عمومی و خصوصی محدود می شود.

پس شناخت وضعیت املاک موقوفه گام اولیه واساسی در گنجاندن وقف در طرحهای عمرانی است.دیدن وقف در ارزیابی مالی واقتصادی شهرنیز امکان پذیر است به گونه ای که اعتبار درآمدهای وقفی وروش های هزینه کرد آنها در انفاق عمومی به طور مستقیم سهیم خواهد بود. همچنین می توان کمیت آن درآمدهاونقش وهدایت آن را به عنوان عناصرپیشرفت محلی ارزیابی نمود. از دیگر روی می توان در طرحهای توجیهی، وقف را گونه ای از انواع سرمایه گذاریها قلمداد کرد که در خدمت نیاز های شهری (پیشبرد املاک، آموزش، بهداشت، موسسات فرهنگی، خدمات رفاهی و...)درآید...

جز این،  دیدن اوقاف در سیاست های محلی عمرانی از طریق طرحهای توجیهی،  کاری سهل نخواهد بود. ایجاد هماهنگی دقیق میان ادارات اوقاف ودفاتر محلی و موسسات تحقیقاتی عمرانی در اینجا ضروری خواهد بود. آنچه در دشواری گنجاندن وقف در برنامه های عمرانی می افزاید آن است که براساس تجربه های تاریخی، رویارویی مطالبات وپیشرفت های عمرانی با مسئله پاسبانی از اوقاف، غالباً به برآوردن مطالبات پیشرفت عمرانی نینجامیده است.استاد یراسیموس در پژوهش های وقفی و عمرانی استانبول در خلال قرن نوزدهم به این نتایج اشاره داشته است. (30)

عدم شناخت دقیق از وضعیت وقف

سیاست گذاری روشن عمرانی بدون شناخت دقیق، علمی و واقعی وقف، امکان پذیر نخواهد بود. از دشواریهای پژوهشگر در مسئله وقف وامکان گنجاندن آن درطرحهای عمرانی، نبود آمارهای دقیق املاک وقفی در شهرها و وضعیت حقیقی آنها و موقعیت های آن در بافت عمرانی است. بلکه گاهی تعیین نسبت املاک و مستغلات وقفی در میان املاک عمومی شهر امکان پذیر نیست.چه رسد به نبود بانکهای اطلاعاتی برای شناخت تغییرات کمی وکیفی املاک وقفی در طول زمان وبرای دریافت تغییرات منفی یا مثبت در وقف.

جز این، مشکل آمار املاک ومستغلات در وقف خلاصه نمی شود بلکه این مشکل شامل حال املاک ومستغلات عمومی نیز می شود. علی رغم اینکه قانون سازماندهی املاک الجزایر، شهرداری ها را مکلف به فهرست بندی عمومی املاک موجود درآن کشور در قالب ثبت مستغلات شهری نموده اما واقعیت پیچیده اراضی و مستغلات، همواره درهاله ای از ابهام باقی مانده است. گرچه وزارت اوقاف الجزایر گامهای مثبت را در راستای احصا وبازیافت املاک وقفی برداشته است. البته اگر این گامها در عمل به روشنگری دیدگاهها ورفع در گیریها ونزاعات موجود برسر اوقاف بینجامد....

خلاصه وپیشنهادها

جستاردر ابزار پیشرفت پایدار در جوامع مدرن - پس از محوسراب پیشرفت همه جانبه اقتصادی در مفهوم شایع آن دردهه شصت وهفتاد و حتی آغاز دهه هشتاد - می بایست از طریق جستجووتحقیق در سازمان های محلی میراث که امکان بروز رسانی وهمسازی آن با نیاز های زمانه باشد، عبور نماید.

وقف به مثابه ابزاری میراثی برای پیشرفت پایدار - در صورت فهم انعطاف پذیر و همسازانه آن با مطالبات زمانه - می تواند وسیله‌ای موثر و عملی رابرای پیشرفت جامعه فراهم نماید. ابزاری که تأثیرش بسیار بیشتر از شعارهای تبلیغاتی درباره صیانت از میراث ومصالح عمومی خواهد بود....درپایان این مقاله به صورت فهرست وار،  نتایج و پیشنهادهایی در مورد نقش وقف در حمایت از میراث وتحقق پیشرفت عمرانی ارایه می نماییم.

وقف ومیراث

- گسترش تحقیقات وقفی در دانشگاهها ومراکز تحقیقاتی برای استخراج چارچوبه های فقهی وحقوقی وقف به منظور شناخت دقیق وعلمی میراث باستانی ومعماری،  با این پیش فرض که بخش مهمی از این میراث تحت لوای موسسه وقف بوده است.

-پیوند مسئله میراث با وقف با تأکید بر ارزشهای مشترک آنها در تمدن اسلامی ومواجهه آنها با چالش های روز وبرجسته کردن نقش وقف در صیانت ازمیراث به طور عام ومیراث معماری وعمرانی به طور خاص؛بدین شیوه که مفهوم وقف از مفاهیم تراثی منبعث از اصل جوامع اسلامی دانسته شده وبرآمده ازمفهوم وارداتی واروپایی آن نباشد.

در نتیجه این پیوند، طرحهای قانونی برای حمایت از میراث باحضور وقف در آنها ایجاد خواهد شد....

- تحول وگسترش ابزار آماری وتدوین میراث مادی ووقف با ایجاد بانک های اطلاعاتی. چراکه حمایت از میراث و اوقاف در نبود شناخت دقیق از آن دو در واقعیت، محلی از اعراب ندارد.

وقف وپیشرفت عمران

- گنجاندن وقف در طرحهای عام المنفعه معاصر وفعال نمودن آن در ارایه خدمات شهری وتحقق پاره ای از نیاز های شهروندان در شرایطی که موسسات دولتی ومحلی (شهرداریها) در این زمینه به طور فراگیر فاقد توانایی های لازم بوده اند.

- فعال نمودن وقف در طرحهای شهری وعمرانی به عنوان ابزاری از وسایل تحقق پیشرفت پایدار. راهکار آن، دیدن وقف در راهبردهاوبرنامه های جدید عمرانی و تثبیت آن به عنوان ابزار برنامه ریزی، کنترل و هدایت املاک وعقارات است....

- برجسته سازی وفعال کردن وقف در زمینه های اقتصادی اجتماعی ومالی وایجاد راههای عملی برای آن وهمچنین وضع طرحهای قانونی وتوجیهی وقف به عنوان ابزاری فعال ومستقیم برای افراد و گروههای اجتماعی در جریان پیشرفت عمران. مشارکت آگاهانه وداوطلبانه در تحقق مطالبات جامعه، اساس تحقق پیشرفت پایدار و مورد انتظار است.

سازمان کنفرانس اسلامی - دبیرکل

سازمان کنفرانس اسلامی - دبیرکل

دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی(OIC) ارادات خود را به تمام کشورهای عضو سازمان تقدیم می‌کند و درپاسخ به یادداشت وزارت امور خارجه پادشاهی عربستان سعودی، طی نامه شماره ”ح1425-7-20“ مورخ 29/03/1996 به دبیرکل مبنی‌بر تهیه پیش‌نویس منشور حفظ و توسعه میراث شهری کشورهای اسلامی، افتخار دارد بدینوسیله یک نسخه از مقررات پیش‌نویس را که هیئت عالی گردشگری پادشاهی عربستان سعودی با مشارکت مقامات کارآمد پادشاهی هاشمی اردن به‌منظور ارائه به چهارمین کنفرانس اسلامی وزرای گردشگری (ICTM) کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) که طبق برنامه در دسامبر سال 2004  در داکار سنگال برگزار می‌گردد، برای ملاحظه و تصویب، بزرگوارانه تهیه کرده‌اند، به تمامی کشورهای عضو تقدیم کند.

دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی فرصت موجود را برای تمدید تائید بیش‌ترین ارادت خویش به تمامی کشورهای عضو سازمان مغتنم می‌شمارد.

 منشور حفظ میراث شهری کشورهای اسلامی

عطف به قطعنامه سومین کنفرانس اسلامی وزرای گردشگری، برگزار شده در ریاض، پادشاهی عربستان سعودی، از یکم تا سوم شعبان 1423 هجری قمری، مطابق با هفتم تا نهم اکتبر 2002 میلادی، بویژه ماده 17 آن درباره توسعه گردشگری که به "بهره‌برداری از میراث شهری همچون تشکیلاتی پویا برای فعالیت‌های گردشگری  و فرهنگی در کشورهای اسلامی، و پشتیبانی از پیشنهاد پادشاهی عربستان سعودی و پادشاهی اردن هاشمی برای تهیه پیش‌نویس اسلامی منشور میراث شهری" سفارش می‌کند، و از آنجا که هیئت عالی گردشگری در هماهنگی با مقامات کارآمد پادشاهی هاشمی اردن پیش‌نویس منشور فوق‌الذکر را تهیه کرده، و با اشاره به حضور شماری از کارشناسان و خبرگان درون و بیرون پادشاهی در تهیه این منشور، امیدوارم که پیش‌نویس منشور (نسخه پیوست) که به وزرای گردشگری چهارمین کنفرانس اسلامی در داکار به‌سال 2004 تقدیم خواهد شد مورد بررسی و تصویب نهائی قرار گیرد.

پیش‌نویس

منشور حفاظت و توسعه میراث شهری کشورهای اسلامی

شوال 1424 ه.ق. / دسامبر 2003

تعریف‌ها: مواد 01 تا 05

ثبت میراث شهری ملی: ماده 6

مقررات (قوانین) حفظ میراث شهری: مواد 07 تا 13

راهکارهای حفظ میراث شهری: مواد 14 تا 15

مشارکت نهادهای آزاد: ماده 16

ارشاد و تربیت: مواد 17 تا 19

هماهنگی میان کشورهای عضو: مواد 20 تا 21

ثبت میراث شهری اسلامی: مواد 22 تا 29

شورای عالی میراث شهری اسلامی: مواد 30 تا 32

شورای متخصصان میراث شهری اسلامی: مواد 33 تا 35

بنیاد توسعه میراث شهری

فهرست شرکت کنندگان در تهیه پیش‌نویس منشور

فهرست شرکت کنندگان در اصلاح پیش‌نویس منشور

چارچوب مبانی منشور

1.      باور به اسلام به عنوان یک عقیده شکیبا، یک فرهنگ تزکیه کننده، یک تمدن انسانی و راهی برای زندگی

2.      تکیه‌بر قدرت معنوی، اخلاقی، فرهنگی و مدنی اسلام که مشارکت بی‌نهایت مهم و موثری در غنابخشیدن تمدن بشری داشته است

3.      توجه به میراث شهری برجسته دوران اسلامی به‌عنوان یکی از مشارکت‌های اصلی اسلام و تمدن اسلامی برای توسعه و خردگرائی تمدن بشری، که جدا از شمار وافر شهرهای ساخته شده در دوران اسلامی است، که طراحی و معماری آن، پدیده منحصر به‌فردی را در تاریخ بشری به عنوان یک کلیت برپا می‌کند

4.      با آگاهی از اینکه میراث شهری اسلامی در جهان در مسیر تاریخ طولانی خود موجودیتی یکپارچه برگرداگرد ارزش‌ها و قوانین اسلامیِ گنجانده شده در طراحی و مدیریت آن است، و با درنظر گرفتن نرمش (انعطاف پذیری) مبناها و روش‌هایش که آن را در به‌دست آوردن تنوع بی‌همتائی در تاریخ توانمند کرده است، و این درحالی است که اشکال معماری و ترکیب‌های مسکونی براساس تنوع مصالح ساختمانیِ در دسترس، برجسته‌کاری، حالت محوطه و مهارت بنایان که مربوط به خلاقیت می‌شود، اجرا، و بهره‌برداری از شیوه‌های ساختمانی متفاوتند

5.      با فهم این نکته که میراث شهری اسلامی منتشرشده از طریق اسلام در طول تاریخ که هنوز بصورت برجسته‌ای در جای‌جای جهان حاضر است، تحت تاثیر تغییرات خطرناک، استعمار و وابستگی که امت مسلمان شاهد آن‌ها بوده‌اند، نابود نشده است

6.      با آگاهی از این که میراث شهری گواه محکمی است بر توانمندی‌های مردمان مسلمان در خلق، خودی کردن و تاثیرگذاری، و یک منبع الهامِ راه‌حل‌ها در حوزه معماری در حال حاضر و آینده

7.      نظر به این که میراث شهری اسلامی یک موضوع جالب توجه عموم کشورهای عضو (سکا) (OIC) و تمام امت اسلامی است

8.      از منظر اهمیت این میراث بی‌همتا، و درپی حفظ و استفاده از آن در تعالی فکری امت مسلمان، و برای انتقال آن به نسل‌های آینده

9.      با تاکید بر اهمیت مورد نظر (سکا) و اهداف مطرحِ گنجانده شده در:

·        تقویت وحدت اسلامی در میان کشورهای عضو.

·        ارتقا همکاری در میان کشورهای عضو در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی، به همین صورت در دیگر محدوده‌های حیاتی، و مشورت میان کشورهای عضو با نهادهای بین‌المللی.

·        اقدام هماهنگ برای حفظ امنیت مکان‌های مقدس در فلسطین و آزادسازی آن‌ها، و پشتیبانی از تلاش مردم فلسطین بمنظور یاری رساندن به آن‌ها برای بازپس گیری حقوقشان و آزاد سازی سرزمینشان.

·        پشتیبانی از تقلای همه مردمان مسلمان برای حراست از هویت، استقلال و حقوق ملی‌شان.

·        یافتن فضائی مطلوب برای ارتقاء هماهنگی و درک متقابل میان کشورهای عضو و دیگر کشورها.

10- پشتیبانی از اهداف سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی اسلامی (ISESCO) که به‌شرح زیر گنجانده شد:

·        تقویت و تعمیق مشارکت میان کشورهای عضو در حوزه آموزش، علم، فرهنگ و ارتباطات.

·        توسعه علوم تجربی و کاربست فن‌آوری پیشرفته در جهت تثبیت ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی.

·        پشتیبانی متقابل و همکاری میان نهادهای تخصصی سازمان کنفرانس اسلامی در حوزه‌های آموزش، علم، فرهنگ و ارتباطات و میان کشورهای عضو سازمانِ آموزشی، علمی و فرهنگی اسلامی برای ارتقاء وحدت اسلامی.

·        پشتیبانی از فرهنگ اسلامی و حمایت از اندیشه اسلامی دربرابر تهاجم و تحریف فرهنگی، و حفظ سیمای نشانه‌ها و ممیزه‌های تمدن اسلامی.

·        حمایت تشخص اسلامی مسلمانان در کشورهای غیراسلامی.

11- درنظر گرفتن توافق‌نامه‌ها و معاهده‌های بین‌المللی موجودِ حراست و توسعه میراث شهری، بویژه برای آثار و محوطه‌های (ICOMOS) و سازمان میراث جهانی شهرها.

12- از آنجا که سومین نشست وزرای گردشگری کنفرانس اسلامی، برپا شده در ریاض از یکم تا سوم شعبان 1423 هجری قمری مطابق با هفتم تا نهم اکتبر 2002 میلادی، موضوع میراث فرهنگی اسلامی را مورد لحاظ قرار داده بود، نیاز به پیش‌نویس منشور میراث فرهنگی اسلامی را تصریح کرده بود، و از پادشاهی عربستان سعودی برای تهیه پیش‌نویس منشور مورد نظر شورا دعوت به‌عمل آورده بود.

کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی متن زیر را تصویب کردند:

تعریف‌ها

ماده 1:

میراث شهری:

همه شهرها، روستاها، محله‌ها، بناها، و پارک‌های با ارزش باستانشناختی، معماری، اقتصادی، تاریخی، علمی، فرهنگی یا کاربردی برگزیده و طبقه‌بندی‌شده به شرح زیر:

1.      بناهای میراثی حاوی بناهائی با ارزش تاریخی، باستانشناختی، هنری، علمی و اجتماعی، شامل تزئینات و عناصر وابسته به آن‌ها و محیط پیرامونی‌شان.

2.      نواحی میراث شهری حاوی شهرها، روستاها و محله‌هائی با اعتبار تاریخی، باستانشناختی، هنری، علمی و اجتماعی، با تمام اجزائشان، شامل بافت معماری، میدان‌های همگانی، معابر، خیابان‌ها و زیرساخت‌های تاریخی و نظایر آن‌ها.

3.      محوطه‌های میراث شهری حاوی بناهای متصل به محیط زیست پیرامونی متمایز، چه مصنوع و چه طبیعی.

ماده 2:

میراث شهری اسلامی:

هر میراث شهری بازتابنده مشخصه‌های تمدن اسلامی و معرف هریک از صحنه‌های تاریخی بیشماری است که هشیاری امت اسلامی را که از نسل‌های پیروز به ارث برده‌اند به‌نمایش می‌گزارد. این یک میراث همگانی و متعلق به همه مردمان امت اسلامی است.

ماده 3:

قانون:

قانون حمایت از میراث شهری اسلامی

ماده 4:

منشور:

منشور حفظ و توسعه میراث شهری اسلامی

ماده 5:

منشور میراث شهری اسلامی اشاره دارد به:

أ‌)        یکپارچه سازی اصول پاسخگو به میراث شهری در میان کشورهای اسلامی در حوزه سازوکارهای فهم، قوانین و اجرا، ضمن توجه‌به مشخصات حقوقی کشورهای مختلف اسلامی و عوامل مشترک نزد اینان برای وارد کردن کمترین استانداردی که پیرامون آن راهکارهای پاسخگوئی به میراث شهری انسجام یابند و نیز برای برنامه‌ریزی دقیقِ مقاصد و اهداف اصلی که ضرورت دارد حاصل شوند.

ب‌)  پشتیبانی ویژگی‌های فرهنگی کشورهای عضو، ضمن برجسته کردن میراث مشترک آن‌ها.

ت‌)  گنجاندن حفظ میراث شهری در راهکارهای توسعه ملی عموماً و راهکارهای سازمان کنفرانس اسلامی خصوصاً.

ث‌)  تدارک دیدن ارکانی برای پشتیبانی از مشارکت میان کشورهای اسلامی و مشارکت بین اینان و جامعه بین‌المللی در حوزه حفظ و توسعه میراث شهری.

ج‌)    تدارک دیدن ارکانی برای پشتیبانی از مشارکت بین‌المللی در حوزه حفظ و توسعه میراث شهری.

ح‌)    تدارک دیدن ارکانی برای مشارکت در حمایت از میراث شهری و تضمین پشتیبانی مصالح و فن‌آوری برای مراقبت.

خ‌)    کمک به تصویب قوانین موجود برای حفظ و توسعه میراث شهری اسلامی.

د‌)      تحت نظر گرفتن محوطه‌های میراث شهری اسلامی و نشانه‌ها و یکپارچه سازی استانداردها برای مستند سازی آن‌ها.

ذ‌)      مراقبت و مرمت محوطه‌ها و آثار اسلامی برطبق منشورهای آگاهانه تائید شده.

ر‌)      آماده کردن بناها و آثار میراث شهری برای سازگاری با خواست‌های زندگی مدرن ضمن نگهداشت اصلیت تاریخی آن‌ها.

 

ز‌)      نشان کردن موضوع‌های میراث شهری در روالی جامع که درجستجوی ادغام آن با توسعه شهری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهرها و نواحی خارج شهری اسلامی است.

س‌)  حمایت میراث شهری اسلامی از کژریختی.

ش‌)  مشارکت برای حمایت میراث اسلامی در مقیاس بین‌المللی، بویژه میراث جوامع مسلمان در کشورهای غیر عضو سازمان کنفرانس اسلامی.

ثبت میراث شهری ملی

ماده ۶:

تک‌تک کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی به فهرستی از میراث شهری خواهند پرداخت که در آن بناها، نواحی و محوطه‌های میراث شهری که می‌بایستی حمایت، حفظ، مستندنگاری و مطالعه شوند، مشخص خواهند شد، ضمن آنکه اقدامات لازم بمنظور ظرفیت‌سازی برای مستندنگاری در هرزمانی که وضعیت اضطراری حکم کند، درنظر گرفته خواهد شد.

میراث شهری در فهرستی به‌شرح زیر رده‌بندی خواهد شد:

·        میراث شهری که هر دولتی ملزم به حفظ آن است.

·        میراث شهری عام که هر دولتی شهروندان و جامعه شهری را درخصوص ضرورت حفظ آن‌ها آگاه و ترغیب می‌کند.

 

قوانین حفظ میراث شهری

 

ماده 7:

 

کشورهای عضو در موارد زیر اقدام خواهند کرد:

 

·        ایجاد تشکیلاتی بنیادی مرتبط با حفظ و توسعه میراث شهری در هرکشور.

 

·        تصویب قانونی الزام‌آور برای حمایت میراث شهری.

 

·        درج نظارت‌‌هائی در قانون برای حمایت بناها، نواحی و محوطه‌های شهری، ضمن درنظر گرفتن مشخصه‌های سامانه قانونی هرکشور عضو (سکا).

 

ماده 8:

 

تحت قوانین مورد اشاره قرارگرفته، کشورهای عضو موارد زیر را به انجام خواهند رساند:

 

·        به‌تفصیل کشاندن مقررات و اقدامات عملی بمنظور تحت نظرگیری و صدور گواهی‌نامه‌های مرتبط‌با حمایت میراث شهری.

 

·        به‌تفصیل کشاندن قوانین و اقدامات عملی که تضمین می‌کنند:

 

1.      پروژه‌های تخریب، دگرگونی، بازسازی یا تغییر سیمای عمومی یا پیرامون بناهای واقع در نواحی یا محوطه‌های حمایت شده که موضوع پیش‌بینی شده در قانون حمایت میراث شهری هستند و نیز پیدائی نگرش‌هائی نزد مدیرانی که مسئولیت پی‌گیری قانون حمایت میراث شهری را برعهده دارند.

 

2.      برای مدیران مسئول پی‌گیری قانون این امکان فراهم است که مالکان میراث حمایت شده را ملزم به مراقبت از میراث کنند و درصورتی‌که مالکان قادر به‌انجام این امر نباشند، به‌نمایندگی از آنان اقدام به مراقبت نمایند.

 

3.      برای مدیران مسئول پی‌گیری قانون این امکان فراهم است که مالکیت میراث حمایت شده را، هنگامی که بدون آن‌ها حمایت ناممکن باشد، برعهده گیرند.

 

ماده 9:

 

تحت قوانین مورد اشاره، کشورهای عضو برای پرهیز از انتقال کلی و جزئی مالکیت بنای حمایت شده بجز مواردی که بنابر لزومِ حمایت آن ایجاب می‌کند، اقدام مقتضی به‌عمل خواهند آورد. در چنین مواردی، مدیران مسئول پی‌گیری قانون وادار به اتخاذ اقدامات و پیش‌گیری‌های لازم برای ضمانت سلامت و مرمت بنا با رفتاری شایسته خواهند بود.

 

ماده 10:

 

تحت قوانین مورد اشاره قرارگرفته، کشورهای عضو به موارد زیر عمل خواهند کرد:

 

·        تخصیص پشتیبانی مالی دولتی برای حمایت، مراقبت و مرمت میراث شهری در قلمرو سرزمینشان متعاقب صلاحدید مسئولان ملی و محلی و در محدوده ظرفیت و ضوابط قوانین مالی موجود.

 

·        اقدام در نواحی و محوطه‌های تحت سامانه مالیاتی بمنظور بهره‌برداری از امکانات مالیاتی برای ترویج حمایت، مرمت و توسعه میراث شهری.

 

·        ترویج نوآوری‌های بخش خصوصی در حمایت، مراقبت، مرمت و توسعه میراث شهری.

 

ماده 11:

 

کشورهای عضو بر روی بهبود محیط مدنی و نماهای خارجی نواحی و محوطه‌های میراث شهری، شامل شهرها، پیرامون شهرها، همسایگی‌ها و غیره، کار خواهند کرد.

 

ماده 12:

 

کشورهای عضو مطالعه علمی در نواحی مرتبط با خرابی‌های بناها و محوطه‌های میراثی و نیز توسعه روش‌های فن‌آورانه، اقتصادی، و اجتماعی نشان دهنده آن را ترویج خواهند کرد.

 

ماده 13:

 

تحت ضوابط وضع شده، کشورهای عضو مقررات مطلوب و اقدامات اجرائی را تفصیلی خواهند کرد که به‌پرهیز از تخلف از قانون حمایت از میراث شهری تا وادار کردن متخلف به تخریب بنای جدید که ناقض قانون حمایت است و یا مرمت بنائی میراثی به‌شکل و وضعیت نخستین آن و وادار ساختن موسسات دولتی مرتبط به اجرا و لحاظ کردن این قوانین در هنگام توسعه نواحی مدنی بی‌انجامد.

 

راهکارهای حفظ میراث شهری

 

ماده 14:

 

کشورهای عضو راهکارهای جامع حمایت و پذیرش میراث شهری را توسعه خواهند بخشید برای اطمینان از:

 

·        حمایت میراث شهری را تبدیل به بخشی از اهداف طرح‌اندازی مدنی کردن و خواسته‌های آن را درنظر گرفتن از طریق عرصه‌های توسعه و طرح‌اندازی راهبردی و طی صدور پروانه‌های ساخت، تخریب، مرمت، توان‌مندسازی، و استقرار.

 

·        حمایت میراث شهری براساس برنامه‌های جامع شامل طرح‌هائی برای مرمت، فعال‌سازی، و احیاء فرهنگی و نیز توسعه اقتصادی - اجتماعی.

 

·        ارتقاء ارزش میراث شهری ثبت و رده‌بندی نشده بوسیله ایجاد امکان برای استفاده شایسته از آن به‌گونه‌ای که درجهت ایجاد محیطی مطلوب در درون محوطه‌ها و نواحی میراث شهری سهیم گردد.

 

·        ترویج کاربرد و توسعه فن‌آوری‌های سنتی در ساختن و تجهیز بنا و کاربرد مصالح سنتی به‌عنوان بخشی از جزئیات حفظ و حمایت میراث شهری.

 

·        محدود ساختن تصمیم گیری درمورد تخریب یا جابجائی یک بنا با ارزش میراثی تنها در اختیار بالاترین مقام.

 

ماده 15:

 

کشورهای عضو برروی توانمندسازی یا استقرار مجدد بناهای میراثی حمایت شده به‌منظور سهیم کردن آن‌ها در دست‌یابی به خواسته‌های زندگی مدرن، بادرنظر گرفتن لزوم گزینش کاربری مناسب برای بنا و محدودیت تغییرات اجازه داده شده برای دست‌یابی به خواسته‌های کاربری، کار خواهند کرد.

 

مشارکت نهادهای غیر دولتی

 

ماده 16:

 

کشورهای عضو در ارائه پشتیبانی لازم به کوشش‌های غیردولتی در حفظ میراث شهری فعال خواهند شد، از طریق:

 

·        تفصیلی کردن مقررات و ضوابط و ادارات ارشاد برای مطمئن شدن از مشارکت میان دولت، جوامع محلی، بخش‌های غیردولتی، و جماعت‌ها و افراد در طرح‌اندازی و بهبود میراث شهری.

 

·        تفصیلی کردن مقررات و ضوابط برای بهبود همکاری‌های بخش خصوصی در حمایت، بهبود، و پشتیبانی از میراث شهری.

 

روشنگری و تربیت

 

ماده 17:

 

کشورهای عضو در موارد زیر اقدام خواهند کرد:

 

·        روشنگری جامعه درخصوص اهمیت میراث شهری به‌عنوان یادبود فرهنگی، عنصری از هویت اسلامی، منبع ابداع برای نسل‌های معاصر و آتی، و یک عامل مهم توسعه.

 

·        راهکارهای روشنگری توسعه مبنی‌بر اهمیت میراث شهری و انسجام آن باتوجه به اجزاء میراث شهری متنوع اشاره دارد به:

 

1.      همه آنچیزی که به میراث شهری مربوط می‌شود، شامل ساکنان، کارگران، گردانندگان، و بازدیدکنندگان.

 

2.      سطوح گوناگون آموزشی – ابتدائی، راهنمائی، دبیرستانی، و عالی.

 

3.      سطوح گوناگون تصمیم‌سازان در جهان اسلام و در سطح ملی و محلی.

 

ماده 18:

 

کشورهای عضو آموزش دوره‌ای حرف گوناگون را برای سهیم شدن در حمایت و بهسازی میراث شهری ترویج خواهند بخشید.

 

ماده 19:

 

کشورهای عضو برنامه‌ها و دروس نظری را برای آموختن مبناها و مفاهیم میراث شهری و روش‌های حفظ، مراقبت، و توسعه این شهرها به‌عنوان بخشی از آموزش عالی در کشورهای اسلامی اتخاذ خواهند کرد.

 

هماهنگی میان کشورهای عضو

 

ماده 20:

 

کشورهای عضو اطلاعات و تجربه‌های زیر را مبادله خواهند کرد:

 

·        توسعه و روش‌شناسی‌های مستندنگاری، حمایت، مرمت، و توسعه میراث شهری.

 

·        توسعه و اشاعه فن‌آوریِ سنتی و نو در مستندنگاری، حمایت، مرمت، و توسعه میراث شهری.

 

·        تشویق نوآوری در مستندنگاری، حمایت، مرمت، و توسعه میراث شهری.

 

ماده 21:

 

کشورهای عضو برروی موارد زیر کار خواهند کرد:

 

·        افزایش بنیادهای کشورهای اسلامی مرتبط با میراث شهری، و ایجاد هماهنگی میان آن‌ها در تبادل‌نظرهای بین‌المللی.

 

·        انتشار تجربه‌های پیشروان کشورهای اسلامی در سطوح اسلامی و بین‌المللی.

 

·        بهره گرفتن از بنیادهای بین‌المللی، دانش روش‌شناسی‌ها، و فن‌آوری‌های مربوط به اداره میراث شهری از یک سو، و ایجاد آگاهی از میراث شهری و فن‌آوری‌های اداره آن در جهان اسلام، از سوی دیگر.

 

ثبت میراث شهری اسلامی

 

ماده 22:

 

سازمان کنفرانس اسلامی ثبت میراث شهری اسلامی را به‌گونه‌ای پی خواهد افکند که در آن بناها، و نواحی میراث شهری براساس منشور حاضر درج شوند، و عوامل زیر نمایانگر گردند:

 

·        میراثی یکتا

 

·        بیان کننده یک دوره زمانی یا یک رویداد تاریخی معتبر برای امّت اسلامی.

 

·        شناسائی قانونی موجودیت آن در کشور.

 

ماده 23:

 

ثبت میراث شهری اسلامی هیچ برچسب سیاسی به وضعیت قانونی اثر اضافه نخواهد کرد.

 

ماده 24:

 

قائل شدن اهمیت خاص به میراث شهریِ اسلامیِ در معرضِ خطر در برابر فاجعه‌های طبیعی یا جنگ‌ها. چنین میراث شهری – که پیشاپیش میراث شهری قدس شریف است – می‌بایستی در الویت توجه قرار گیرد.

 

ماده 25:

 

هر کشور عضو سکا میراث شهری پیشنهاد شده برای ثبت را به‌عنوان میراثی که می‌بایستی حفظ شود، شناسائی خواهد کرد.

 

ماده 26:

 

کشور عضو تشخیص خواهد داد که مسئولیت حفظ میراث شهری اسلامی دردرجه نخست بردوش کشور دارای این میراث است. درخواست مشارکت و همکاری از کشورهای عضو درصورت نیاز پذیرفته می‌شود.

 

ماده 27:

 

همه کشورهای طرف منشور متعهد به سهیم شدن در حفظ میراث ثبت شده در فهرست میراث شهری اسلامی خواهندشد.

 

ماده 28:

 

ثبت اسلامی داده‌های دردسترس را برای استفاده اشخاص و بنیادها فراهم خواهد کرد.

 

ماده 29:

 

هر کشوری امکان خارج کردن یک میراث شهری را از فهرست میراث اسلامی از طریق فرستادن درخواستی برای پایان بخشیدن آن، به شورای عالی میراث شهری، دارد.

 

شورای عالی میراث شهری اسلامی

 

ماده 30:

 

شورای عالی میراث شهری اسلامی به‌صورت زیر تشکیل خواهد شد:

 

·        نماینده هر کشور طرف منشور

 

·        نماینده سازمان کنفرانس اسلامی (OIC)

 

·        نماینده سازمان آموزشی، علمی، و فرهنگی اسلامی (ISESCO)

 

·        نماینده بانک توسعه اسلامی

 

·        نماینده صندوق همبستگی اسلامی

 

·        نماینده سازمان پایتخت‌ها و شهرهای اسلامی

 

·        نماینده اتحادیه جهانی اسلامی

 

·        پنج متخصص از جهان اسلام در حوزه حفظ و توسعه میراث شهری

 

ماده 31:

 

شورای عالی موارد زیر را برعهده خواهد گرفت:

 

·        سرپرستی پی‌گیری اجرای منشور

 

·        فرمول‌بندی طرح‌های مشترک عملی در سطح جهان اسلام در صورت نیاز

 

·        به‌رسمیت شناختن توافق‌های مربوط به حفظ و توسعه میراث شهری

 

ماده 32:

 

شورا ضوابط و مقررات تائید شده از سوی سازمان کنفرانس اسلامی را تنظیم خواهد کرد.

 

شورای متخصصان میراث شهری اسلامی

 

ماده 33:

 

شورائی از متخصصان میراث شهری اسلامی تاسیس خواهد شد شامل یازده متخصص از جهان اسلام در حوزه حفظ و توسعه میراث شهری خواهد بود. این گروه از طریق نامزدی آزاد همه متخصصان مسلمان و برطبق شرایطی معین گزینش می‌شوند.

 

ماده 34:

 

شورای متخصصان موارد زیر را برعهده خواهد گرفت:

 

·        پی‌گیری اجرای منشور حفظ و توسعه میراث شهری اسلامی

 

·        پی‌‌‌گیری تصویب مجموعه قوانین و مقررات قانون‌مدارانه و فن‌آورانه مربوط به حفظ میراث شهری

 

·        تدوین پیشنهادهائی برای عملیاتی کردن و ارتقاء بخشیدن منشور

 

·        ارائه توصیه‌هائی به شورای عالی میراث عربی و کشورهای عربی

 

·        مطالعه توسعه‌ها در حوزه میراث شهری

 

ماده 35:

 

شورای عالی آئین‌نامه‌های ارجاع شده از سوی شورای متخصصان را در هماهنگی با ماده اخیر تنظیم خواهد کرد و آئین‌نامه‌های تنظیم شده را سازمان کنفرانس اسلامی تائید خواهد کرد.

 

صندوق توسعه میراث شهری اسلامی

 

ماده 36:

 

صندوقی برای حفظ و توسعه میراث شهری اسلامی یا برنامه‌ای خاص در IDB یا صندوق همبستگی اسلامی ایجاد خواهد شد. شورای عالی میراث اسلامی مسئول تنظیم آئین‌نامه‌های صندوق در هماهنگی با شورای متخصصان میراث شهری اسلامی خواهد بود.

 

ماده 37:

 

·        این منشور در سی‌امین روز پس‌از امضاء دهمین سند مصوب از سوی دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی جایگاه قانونی خواهد یافت.

 

·        این منشور برای هرکشور که متعاقباً بدان به‌پیوندد، در سی‌امین روز پس‌از امضاء سند مصوب کشور جایگاه قانونی خواهد یافت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش‌نویس منشور را افراد نام‌برده در زیر تهیه کردند:

 

·        دکتر علی‌بن ابراهیم ال غبان – مشاور دبیرکل فرهنگ و میراث، و راهنمای کل برنامه گردشگری فرهنگ و میراث – اداره گردشگری عالی – پادشاهی عربستان سعودی

 

·        دکتر عبداللطیف ال- هجمی – مشاور اداره گردشگری عالی - پادشاهی عربستان سعودی

 

·        آقای محسن ابن فرهان ال قرنی – راهنمای مسیرسنجی میراث فرهنگی – اداره گردشگری عالی - پادشاهی عربستان سعودی

 

·        آقای محمود خلیفه – وزارت امور روستائی - پادشاهی عربستان سعودی

 

·        آقای مروت مامون خلیل – وزارت گردشگری و عتیقات - پادشاهی هاشمی اردن

 

·        دکتر جمال محمود حمید – بنیاد عربی توسعه شهری

 

·        آقای محمود زین‌العابدینی – بنیاد میراث

حفاظت آثار تاریخی

پیشگفتار

پیشینه حفاظت آثار تاریخی و میراث فرهنگی به بیش از پانصد سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد. داریوش شاه در کتیبه ای ازآیندگان می خواهد که آنچه را که او بر جای نهاده است تخریب نکنند. کتیبه هایی نیز به عنوان نمونه های دیگر در ستونهای کاخ آپادانا در تخت جمشید، برای اطلاع آیندگان از احوال،حفظآثار،وشرایط فرهنگی و آداب ورسوم و زندگی مردم آن زمان در اعماق دو متری زمین یافت شده است.

در دوران گذشته،اعتقاد و باورهای مردم،نگهداری و حفظ بناها و آثار با ارزش را تضمین میکرده است.روشهای گوناگونی در زمینه نگهداری آثار تجربه شده است،یکی از این روش ها،فرهنگ وقف است که روشهای آن در وقف نامه ها آمده است. نخستین تکلیفی که برای متولی در این وقف نامه ها منعکس شده همان هحفاظت،نگهداری،و مرمت مورد وقف است.1

رابطه فرهنگ و میراث تاریخی

 میراث تاریخی،در واقع صورت ظاهری کالبدی فرهنگی است.فرهنگ رکن و اساس هر جامعه پیشرفته را تشکیل میدهد. چنانچه فرهنگ در جامعه گسترش یافت، میراث آن نیز حفظ خواهد شد.در صورتی که جامعه ای به اصل پیشرفت فرهنگ مردم آن توجه نداشته باشد،آحاد آن جامعه نمیتوانند ارزشهای میراث خود را باور کنند و نگهداری و مرمت وارزشهای بافتها وآثار خود را جدی نمیگیرند و اعتقادی هم به آن نخواهند داشت. توجه کشورهای پیشرفته به حفاظت از آثار خود،نشانه رشد فرهنگی و ارج نهادن به میراث کهن و نهایتا احیا و مرمت آثار با ارزش است. در این رهگذر، ارزشهای پر دامنه نهفته در بطن میراث فرهنگی کشف میشود و آگاهی و رهیافتهای ارزشهای علمی و فرهنگی به شناخت این ارزشهای نهفته و پایدار در میراث تاریخی منجر خواهد شد. به این ترتیب،بهرهوری فرهنگی کارآمد از فضاهای احیا شده، با توجه به مراتب اجتماعی شهروندان، می تواند محیطها و فضاهای شهری را زنده و پویا کند و جان و روح دوباره در کالبد آنها بدمد.

برگشت علاقه و دلبستگی شهروندان به فرهنگ و فضاهای با ارزش شهری سبب می شود که هویت مکانی و اجتماعی دوباره زنده شود.در این صورت است که با رشد فرهنگ و اعتقاد وباورهای مردم، آمادگی برای احیا و مرمت شتاب می گیرد و نوآوری از دل جامعه جوانه خواهد زد. لاجرم،احیا و توسعه درون شهری در بافتهای با ارزش، به جلب سرمایه و ایجاد تحرک اقتصادی و رویکرد جهانگردانوپژوهشگران به کشور خواهد انجامید.

 پیشینه تاریخی

از دهه 1960 ارزش محیطهای سنتی به گونه ای فزاینده در تقابل با محیطهای نوگرا باز شناخته شد.در این میان، بخصوص شناخت مشخصه هاوکیفیتهای محیط مصنوع و ویژگی های فرهنگی و تاریخی آن به خوبی نمایان شد که این توجه، سرانجام به هواداری از حفاظت محیط زیست و فعالیت در این حوزه انجامید.(2) در این امتداد، گرایش فزاینده ای نیز در محدوده های زیستگاهی نسبت به مرمت در مقابله با تخریب شکل گرفت. به واسطه اینگونه مرمتها در محله ها، در کنار پرداختن به مرمت مسکن به جای تخریب و از نو ساختن آن، بحثهای اقتصادی همزمان نیز در گرفت. سیر این تحول تاریخی به این جا کشید که ارزشهای معماری باید حفظ شوند. در هر حال، وقتی صحبت از تک بناها مطرح باشد، آنها باید حفظ شوند و چنانچه بر سر هسته کامل بافت های باارزش شهری باشد،باید جمله آنها به طور کامل حفاظت و بهسازی شوند. دراین ارتباط، کسانی نیز نظیر جان راسکین(3)و ویلیام موریس(4) و هنرمندان و صاحبنظران دیگری، به تشکیل جمعیت حفاظت از بافتها و بناهای تاریخی اقدام کردند. از سویی دیگر، در منشور آتن (5) نیز در نگهداری و صیانت ارزشهای تاریخی تاکید شده و در پی آن، پایه گذاران منشور آتن و کنگره سیام(6) در چارچوب تاکیدها و مفاد منشور آتن، فعالیت و اقدامات مهمی را انجام دادند که از آن جمله میشود فعالیتها و نظرهای لکوبورزیه را بر شمرد.

1.دکتر مهدی حجت، مجله آبادی، سال پنجم، شماره 91

2. ارزیابی کیفیت محله های تاریخی،هفت شهر، سال 1379

3.Joan Raskin

4. William Morris

5.منشور آتن،(Athene Manifest) به نقل از،  The Functional City Conrads 1964

6. CIAM کنگره بین المللی مدرن (سیام)-Congress International Of Modern Architecture

Posted on February 11, 2013 by architectureadmin in مقاله و نقد

← طراحی نور پردازی خانگی -قسمت اول

حریم

رعایت حریم خصوصی، جوهره اصلی الگوي معماري ايراني اسلامي است

رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان قم، گفت :رعايت حريم خصوصي خانواده ها و فراهم آوردن آرامش و آسايش بيشتر، جوهره اصلی الگوي معماري و شهرسازی ايراني - اسلامي است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه قم به نقل از ستاد خبری همایش ملی الگوی معماری و شهرسازی اسلامی ایرانی، امین مقومی با اشاره به اهميت معماري اسلامي و ايراني اظهار داشت: تاکید رهبر معظم انقلاب بر توجه به معماری اسلامی ایرانی، سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کمیته ای تحت عنوان کمیته معماری اسلامی تشکیل داد که در این کمیته معماران و شهرسازان با تجربه استان قم حضور یافتند.

وی عنوان کرد: این کمیته با تشکیل جلسات متعدد کارشناسی توانست کلیات ضوابط معماری اسلامی را تهیه و برای بهره برداری به وزارت راه و شهرسازی ارائه کند.

وی در ادامه با بیان اینکه سازمان نظام مهندسی ساختمان تنها مسئولیت تهیه نقشه های ساختمانی را بر عهده دارد و در واقع این سازمان خدمات فنی و مهندسی را در بخش های طراحی و نظارت به مالکان ارائه می کند افزود:طراحی نمای بیرونی ساختمان ها به سلیقه کارفرما بر می گردد.

وي تاكيد كرد: اگر قرار باشد، طراحی نماهای ساختمان نیز کنترل شود، شهرداری باید به عنوان عامل اجرایی، کارفرما را از اجرای نمادهای غربی باز دارد.

مقومی گفت: در برخی از ساختمان ها و آپارتمان ها، سبک های نوین معماری که غالبا برگرفته از دیدگاه ها و نظریه های فلاسفه غربی است و با طرح های اسلامی سنخیتی ندارد دیده می شود.

وي ادامه داد:نباید معماری اسلامی را تنها به برخی از المان های اسلامی همانند قوس ها، گنبد و گلدسته مساجد محدود کرد، بلکه باید هویت و اصول معماری اسلامی را دربناها مورد توجه قرار داد.

رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان قم، ابراز داشت: وظیفه ای که قانون گذار بر عهده سازمان نظام مهندسی ساختمان قرار داده رعایت مقررات ملی ساختمان مي باشد.

وي اظهار داشت:مقررات ملی ساختمان مجموعه ‌ای است از ضوابط فنی، اجرایی و حقوقی لازم در طراحی، نظارت و اجرای عملیات ساختمانی اعم از تخریب، نوسازی، توسعه بنا، تعمیر و مرمت اساسی، تغییر کاربری و بهره برداری از ساختمان که به منظور تامین ایمنی  بهره دهی مناسب، آسایش، بهداشت و صرفه اقتصادی تهیه شده است.

مقومی ادامه داد:در این راستا مهندسان سازمان نظارت بر اجرای و رعایت این مقررات را دنبال می کنند و سایر مسائل همانند عقب نشینی ها، تراکم بنا، اضافه طبقات و نیز پیشروی ها و در مجموع محدوده اعیانی کل ساختمان توسط شهرداری و در قالب دستور نقشه تعیین و به سازمان نظام مهندسی ابلاغ می شود.

وی اضافه کرد: در خصوص رعایت معماری اسلامی ایرانی به ویژه در زمینه نما و منظر شهری، تاکنون قانون و ضابطه خاصی از سوی هیچ یک از دستگاه های مرتبط در امر ساخت و ساز تهیه و تدوین نشده است که برخی از کارفرمایان نیز توجه چندانی به این مسئله ندارند.

رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان قم، نوع به کارگيري مصالح، شکل زندگي آپارتماني، رشد روز افزون جمعیت و نیاز خانواده ها به مسکن، توجه به سبک معماري اروپايي و ظاهر غربي، روي آوردن به رشد عمراني شهرها و کمبود زمین جهت ساخت و ساز از جمله علل غفلت از موضوع معماري اسلامي برشمرد.

مقومی با بیان اینکه رعايت الگوي ايراني اسلامي يک ضرورت است، افزود: رعايت حريم خصوصي خانواده ها و فراهم آوردن آرامش و آسايش بيشتر، جوهره اصلی الگوي معماري ايراني اسلامي است.

وي در پايان خاطرنشان كرد:اما امروزه برداشتي که از معماري اسلامي در اذهان عمومي شکل گرفته، شکل گنبد و قوس هاي مساجد و ساير اماکن مذهبي است که متاسفانه در حال حاضر اجباري براي رعايت حداقل نمادهاي معماري يادشده در ساخت وسازها وجود ندارد.

مقومی اظهار کرد: اشخاص بنا به صلاحيت خود هرگونه که بخواهند نمای ساختمان ها را طراحي و اجرا مي کنند که این امر به نوعی یک اغتشاش بصری هم برای شهر ایجاد می کند.

منشور ونیز

 

منشور ونیز

منشور ونیز، معماری

 یادمان های ملی، فرهنگی و هنری آثار یک ملت سندی تاریخی و ارزشمند و بیانگر تمدن آن جامعه می باشد، به همین لحاظ حفظ این شاهکارها به منظور آشنایی نسل های آینده با آداب و رسوم پیشینیان خود امری مهم و ضروری بشمار آمده و اقداماتی جهت نگهداری این میراث انجام می شود.

پس از گذشت دوره های مختلف و با بررسی های عمیق تری که در این زمینه صورت گرفت نظریه های گوناگونی توسط افراد مختلف پدید آمد و این دیدگاه ها روز به روز گسترده تر و عمیق تر شد، در نهایت سال 1931 با در نظر گرفتن اندیشه ها و تفکرات گوناگون قطع نامه ی آتن به منظور داشتن قوانینی مشخص و ثابت جهت حفظ و نگهداری آثار ارزشمند گردآوری شد و به تمامی کشورهای جهان ابلاغ گردید.

اما با گسترش علم مرمت و پدیدار شدن اشخاص متخصص با مطالعات وسیع تری که صورت گرفت، ایرادهایی بر قطع نامه ی آتن وارد شد و از جمله این مشکلات توجه نکردن به بافت شهری بود، که پیرو این مسائل در سال 1964 با تشکیل یک کنگره ی شش روزه با حضور معماران و تکنسین های بناهای تاریخی در شهر ونیز، قوانین جدیدی با وسعت دید بیشتر تصویب گردید که بر طبق اصول مذکور و با توجه به مطالعاتی که توسط برخی از بزرگان هنر و معماری انجام شد، بناهای ارزشمند در سراسر دنیا شناسایی شده و ثبت جهانی شدند و تمامی این آثار تحت پوشش و مراقبت این قوانین جدید قرار گرفتند.

با به وجود آمدن این قواعد، تمامی آثار به منزله ی مواریث عمومی مردم به شمار آورده شد و هیچ کشوری خارج از چهار چوب قوانین مذکور حق مداخله در بنا را نداشت. این اصول جدید که با دقت بیشتری طرح شده اند به دلیل گستردگی دربرگیرنده ی تمامی آثار تاریخی بوده  و تنها شامل ساخته های معماری منفرد نمی باشند، بدین معنا که آثار تاریخی کوچک، مناظر و غارهایی که به گونه ای معرف تمدن خاصی می باشند دارای ارزش بوده و حفظ و مرمت آنان نیز بر طبق اصول ارائه شده در این عهدنامه انجام میگردد.

  همان گونه که اشاره شد یکی از مشکلات قطع نامه ی آتن توجه نکردن به بافت های شهری بود و این مسئله بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد بررسی قرار گرفت، زیرا به منظور ایجاد تکنولوژی جدید بافت های قدیمی شهرها را ویران می کردند و تنها برای تک بناها اهمیت قائل می شدند در نتیجه نوعی مرمت به وجود آمد تحت عنوان مرمت شهری که در قوانین جدید نیز مد نظر قرار گرفت. در این نوع مرمت اولویت بخشی به تک بنا ازمیان رفت و بافت یک مجموعه مورد بحث قرار گرفت.

کنگره ی ونیز در سال 1964 در ونیز تشکیل گردید. این کنگره به منظور اصلاح مفاد کنگره ی آتن شکل گرفته و از آن پس اساس تمامی مصوبات ایکوموس قرار گرفته و به گونه ای پویا و منعطف تکمیل و بسط داده شده است. اصول و قوانین یاد شده که بصورت اجمالی به آن اشاره شد در 16 ماده تحت عنوان منشور ونیز به جهان ابلاغ گردید.

 مواد 1 و 2 آن در خصوص تعریف مفهوم اثر تاریخی و حفظ و مرمت ابنیه ی تاریخی است. ماده ی 3 دربرگیرنده هدف کنگره است. مواد 4 الی 8 در خصوص نگهداری (حفاظت) از ابنیه ی تاریخی میباشد. ماده ی 14 بیانگر مرمت (تعمیر) بناهای تاریخی و با ارزش جوامع بوده و مواد 15 و 16 در خصوص عملیات حفاری و کاوش است. شرح کاملی از این مواد در زیر آورده شده است:

 تعاریف

 ماده1: مفهوم اثر تاریخی نه تنها شامل ساخته های منفرد معماری می گردد، بلکه "فضای شهری" و مناظری را که شاهد گویایی از یک تمدن خاص، از یک تحول مشخص و از یک حادثه ی تاریخی است نیز شامل می شود. این مفهوم تنها مختص ساخته های معماری کلان نبوده، بلکه در مورد ابنیه و آثار کوچک معماری که به مرور معنی و مفهوم گرفته اند نیز به کار برده می شود.

ماده2: حفظ و مرمت ابنیه ی تاریخی دانشی است که از تمام علوم و فنونی که به مطالعه و حفاظت این مواریث فرهنگی و تاریخی می توانند کمک کنند، مدد میگیرد.

هدف

ماده3: هدف از حفاظت و مرمت ابنیه ی تاریخی، احیای اثر هنری و حفظ شواهد تاریخی است.

حفاظت

ماده4: حفظ بناهای تاریخی قبل از هر چیز نیاز به برنامه ای حساب شده برای حفاظت و نگهداری دارد.

ماده5: مساله  حفاظت بناهای تاریخی به دلیل استفاده ای که آن بناها می توانند به جامعه برسانند، قابل حل و سودمند است، اما نباید سیمای اصلی بنا و شیوه ی کارکرد آن را برهم زد. چنانچه تحولات زندگی و تغییر نحوه ی استفاده، دخالت هایی را در بنا ایجاد کند، این دخالت ها باید در چارچوب آنچه گفته شد، انجام پذیرد.

ماده6: نگهداری یک بنای تاریخی، حفاظت وضعیت محیط اطراف آن را نیز ایجاب می کند. وقتی که یک محیط و بافت قدیمی و اصیل در پیرامون بنای تاریخی موجود باشد، سعی در حفظ این بافت ضروری است. احداث هرگونه ساختمان جدید در آن محیط و همچنین تخریب بناها و یا تغییر نحوه ی استفاده از آنها به طوری که در روابط، حجم و رنگ آنها تاثیر بگذارد، به طور کلی ممنوع است.

 ماده7: بنا از محیط و موقعیتی که در آن ساخته شده و از مراحل تاریخی که آن را بوجود آورده جدا نمی باشد. جابه جا کردن یک قسمت و یا کل ساختمان تاریخی هرگز جایز نبوده، مگر در موردی که برای حفظ آن احتیاج به چنین عملی باشد یا یک علت مهم ملی و یا بین المللی چنین تغییری را ایجاب کند.

 های تزیینی و اجزای تکمیلی بنا مانند مجسمه ها و نقاشی ها و هر نوع تزیینات دیگر که مشخص کننده بخش کامل کننده بنا می باشند، هرگز نباید از بنا جدا شوند. مگر اینکه این عمل تنها راه حفظ این اجزا باشد.

 مرمت

ماده 9: مرمت شیوه ای است که باید شخصیت فوق العاده ای را دارا باشد. هدف مرمت کشف و نگهداری ارزش های تاریخی و شکلی بنای کهن بوده و این عمل بر مبنای احترام بر اساس کیفیت قدیمی بنا و بر مستندات اصیل آن استوار است. عمل مرمت می باید هنگامی که فرضیه ها و احتمالات فرسودگی در وجود اجزای آن آغاز می گردد، متوقف شود. ضروری است که هرگونه عمل بازسازی و تکمیلی که به علت دلایل علمی و یا زیبایی، لازم تشخیص داده شده، از قسمت های اصیل ساختمان به خوبی مشخص گردد و محل تعمیر شده دارای علامتی از زمان اقدام باشد. همیشه قبل از آغاز عملیات مرمت باید مطالعات تاریخی و تحقیقات باستان شناسی در مورد بنای مورد نظر انجام گیرد.

 ماده 10: در مواقعی که تشخیص داده شود که فنون گذشته برای مرمت نامناسب می باشند، عملیات استحکامی را می توان با استفاده از جدیدترین وسایل و فنونی که برای حفظ و استقامت بنا لازم تشخیص داده شده اند، انجام داد. بدیهی است که محاسن این وسایل و فنون باید از طریق علم و تجربه ثابت و مسلم گردیده باشد.

 ماده 11: در مرمت یک بنا می باید عملیات الحاقی صورت گرفته در ادوار مختلف را محترم شمرد و باید دانست که هدف مرمت، وحدت سبک معماری بنا نمی باشد. چنانچه در اسکلت یک بنای کهن قسمت هایی در ادوار مختلف اضافه شده باشد، تخریب قسمت های آنها به منظور رها ساختن و نمایاندن اسکلت اصلی ابدا" جایز نیست، مگر در موارد استثنایی زیر:

به شرط اینکه قسمت های الحاقی بعدی دارای هیچ گونه ارزشی نباشد، یا اینکه مجموعه معماری اصلی، شاهد بزرگ و ارزنده ای از لحاظ تاریخی، باستان شناسی و یا زیبایی باشد. تشخیص ارزش اجزای بنا و تصمیم درمورد خراب کردن و از بین بردن یک قسمت نمی تواند تنها بر عهده ی طرح نقشه مرمت یا اجرا کننده آن باشد.

ماده 12: اجزایی که به منظور جایگزین کردن قسمت های از بین رفته ی بنا به کار می روند باید در نهایت هماهنگی با بنا باشند و از طرف دیگر طوری اجرا شده باشند که بتوان مجموع آنها را از قسمت های اصلی تشخیص داد و در عین حال به بنا حالتی تصنعی ندهد.

ماده13: قسمت های الحاقی را لازم است با احترام به قسمت های بنا و همچنین با در نظر گرفتن سابقه ی تاریخی و سنتی آن، و همچنین تعادل و ترکیب مجموعه ودر آخر ارتباط بنا با محیط پیرامون آن، مورد نظر قرار دارد، در غیر این صورت مرمت جایز نیست.

 ماده14: نگهداری بافت های باستانی و تاریخی نیز باید با دقت خاصی انجام گیرد، تا بتوان آنها را دست نخورده حفظ کرد و در عین حال به وضع آنها بهبود بخشید. باید مصارف و ارزش حقیقی را بدان ها باز گرداند. کارهای حفاظت و مرمت که در مورد این بافت ها اجرا می شود باید عیناً در قالب مواد و قوانین یاد شده باشد.

 کاوش های باستان شناختی

ماده 15: عملیات حفاری باید بر اساس اصول علمی و بر حسب دستورالعمل ها و قوانین و روش های بین المللی که توسط یونسکو در سال 1956 اتخاذ شده انجام گیرد. چنین عملیاتی می باید با اصلاح وضع خرابی ها و حمایت و نگهداری مستمر ساخته های معماری و حفاظت اشیای مکشوفه توأم باشد. ضمناً هرگونه ابتکاری که برای وصول به هدف نهایی لازم بوده و کمک به روشن نمودن وضع بنا بنماید جایز است، به شرط آنکه به هیچ وجه طبیعت بنا را مورد تعرض قرار ندهد.

هرگونه عمل بازسازی در بناهای مخروبه منع می گردد و فقط عمل آناستیلوزی یعنی سوار کردن اجزای فروریخته بی اشکال است.

اجزای جدیدی که در مرمت به کار می روند باید همیشه از قطعات اصلی قابل تمیز باشند و این اجزا باید در کمترین حد ودر قسمت های لازم برای تامین استحکام، حفظ بنا و نیز پیوستگی آن به کار روند.

اسناد

ماده16: عملیات حفظ و احیای بنا و همچنین عملیات حفاری و کاوش باید با مدارک دقیق، گزارش های تحلیلی و توجیهی و نیز با عکس ها و نقشه های کامل و گویا همراه باشد.

تمام مراحل عملیات  از قبیل آزاد کردن بنا از ملحقات، تقویت و استحکام بخشی، بازسازی و تجدید بنا، اجزا و عناصر فنی و شکلی که در طول عملیات کشف شده اند، باید در گزارش ها ملحوظ گردد. لازم است مدارک فوق در بایگانی ادارات مربوط حفظ گردد و همیشه در اختیار پژوهشگران قرار گیرد. انتشار مطالعات مذکور واجب و ضروری است.

بدین ترتیب می توان نکات مورد توجه کنگره ونیز را به صورت زیر دسته بندی کرد:

1.هدف: بهبود کالبد

2.کاربری پیشنهادی بناهای تاریخی: تداوم کاربری تاریخی

3.حوزه ی مداخله: فراتر از ابنیه و ساختمان های با ارزش_ به طوری که نه تنها آثار منفرد معماری بلکه مجموعه های شهری و روستایی را نیز دربر گرفته است.

4.شیوه ی اقدام: نوسازی

5.روش مداخله: حفاظتی – تزیینی

6.اصول پیشنهادی

الف- پرهیز از مداخله در منظر و سیما

ب- انجام مداخله بر اساس مستندات

ج- تجویز مداخله در بافت

 د- اقدام دارای علامتی از زمان مداخله باشد

ه- احترام به ملحقات بنا

اصول طراحی مسجد

اصول طراحی مسجد

معماري مساجد در دوره هاي مختلف تاريخ ، بيانگر اعتقاد و بينش معماري هر عصر است . پايه و اصول طراحي مسجد ، ضمن اشاره به مواردي نظير ساختمان مسجد و معماري عملكردي آن و توضيح جهت قبله ، اتصال صفوف ، آستانه ورود به شبستان ، كفش كن ، وضو خانه ، آستانه ورود به مسجد و صحن به بيان اساس سازه اي مساجدو ارتباط آن با مهندسي سازه مي پردازد.

از آنجا كه پژوهش حاضر تلاشي است رسمي در جهت تدوين ضوابط طراحي مسجد ، تشخيص اينكه در اين مرحله خاص چگونه ضوابط در عمل مي تواند كاربردي موثر در بهبود كيفيت طراحي مسجد داشته باشد خود از اهداف اوليه پژوهش به حساب مي آيد .

خوشبختانه وزارت مسكن و شهرسازي در اين زمينه تا به حال بيست آئين نامه ضوابط فني تدوين كرده است ، كه اين مباحث تحت عناوين ذيل است :

مبحث اول : تعاريف . مبحث دوم :‌ نظامات اداري . مبحث سوم : حفاظت ساختمان ها در مقابل حريق . مبحث چهارم : الزامات عمومي ساختمان ها . مبحث پنجم :‌ مصالح و فراورده هاي ساختماني . مبحث ششم :‌ بارهاي وارده بر ساختمان . مبحث هفتم : پي و پي سازي . مبحث هشتم : طرح و اجراي ساختمان هاي با مصالح بنايي . مبحث‌ نهم :‌طرح و اجراي ساختمان هاي با بتون آرمه . مبحث دهم :‌  طرح و اجراي ساختمان هاي فولادي . مبحث يازدهم : اجراي صنعتي ساختمان ها . مبحث دوازدهم :‌ ايمني و حفاظت كار در حين اجرا . مبحث سيزدهم :‌ تاسيسات برقي . مبحث چهاردهم :‌ تاسيسات گرمايي ، تعويض هوا و تهويه مطبوع . مبحث پانزدهم :‌ آسانسورها و پله هاي برقي . مبحث شانزدهم : تاسيسات بهداشتي . مبحث هفدهم :‌ تاسيسات لوله كشي و تجهيزات گاز طبيعي ساختمان ها . مبحث هجدهم : عايق بندي و تنظيم صدا . مبحث نوزدهم : صرفه جويي در مصرف انرژي . مبحث بيستم :‌ علائم و تابلوها .

نكته در خور اهميت ديگر اينكه ، بخش عمده مقررات آئين نامه ملي ساختمان ناظر بر مسائل مربوط به استحكام و ايمني بنا اعم از ايستايي سازه ، ايمني در مقابل آتش سوزي و مسائل فني ديگر است اينگونه مقررات جنبه عام دارند و در مورد انواع ابنيه لازم الاجرا هستند .

با در نظر گرفتن نكات مذكور ( و نيز نيت اصلي نهاد كارفرما در اين طرح ) ، كه همانا ارتقاي كيفيت طراحي بناي مساجد است ، در تنظيم اين گزارش سعي بر اين بوده است كه نوع مطالب و شيوه ارائه به نحوي باشد كه بتواند براي طراحان مسجد به عنوان راهنماي طراحي كاربرد داشته باشد .

مطالعات نظري روي مباني طراحي نشان مي دهد كه در فرايند طراحي ، عمده ترين بخش و مهمترين نكته كه عامل تعيين كار است ، شكل گيري اطلاعات اوليه طرح است كه ضرورت ها و معيارهاي گوناگون ( و گاه متباين ) موجود در برنامه پروژه را در كليت واحدي به تعادل مي رساند . از اين رو اطلاعات موجود در يك راهنماي طراحي و شيوه ارائه آن كم و بيش ، پيش از هر چيز بايد طراح را در شكل گيري طرح متناسب با موضوع و بستر پروژه ياري رساند .

عمده ترين ويژگي هاي طرح و سازو كار آن به قرار زير است :

اطلاعات حاصل جمع جبري اطلاعات پراكنده و تحليلي درباره موضوع و بستر طرح نيست .

طرح مايه متكي به آگاهي ضمني نسبت به ماهيت و كليت موضوع طرح به عنوان پيكره اي واحد است ، نه شناخت علمي جزئيات آنها . به تعبير ديگر ، در مرحله طراحي توجه و تمركز طراح بر كل است نه اجزاي پراكنده .

در روند تشكيل طرح كه روندي خلاقانه است ، طراح از ميان عوامل درخور توجه و تاثير گذار در طرح ، شمار معدودي را به عنوان عوامل تعيين كننده بر ميگزيند و مبناي ايده پردازي خود قرار مي دهد .

انطباق دادن الگوي برگزيده با شرايط و ويژگي هاي بستر و موضوع طرح از ساز و كار هاي حاكم بر فرايند طراحي است كه آن را به فرايندي مبتني بر قياس بدل مي سازد.

پس از ذكر ويژگي هاي مذكور ، مي توان چنين نتيجه گرفت كه:

اطلاعات موجود در راهنماي طراحي بايد بيشتر ناظر به كليت طرح و مهمترين عنصر يا المان تشكيل دهنده آن باشد.

ضوابط و معيار هاي ارائه شده در راهنماي طراحي بهتر است همراه با مثال ها ي نمونه هاي طراحي شده ارائه گردد تا طراح تحقق عيني آن ضوابط و معيار ها را در كليت نمونه ها بيابد .

هدف از توصيه هاي طراحي موجود در راهنما بايد گسترش دامنه خلاقيت طراح و برآمده از خلوص نيت و تقوا باشد ، نه ايجاد موانع دست و پا گير .

در تنظيم راهنماي طراحي ، استفاده هرچه كمتر از نوشتار و پرداختن بيشتر به بيان تصويري و خلاصه كردن نمونه ها ارجحيت دارد .

در ادامه بايد به موضوع خاص مسجد مورد نظر پرداخت . پژوهش حاضر هدف و نيت روشني را دنبال مي كند و آن اين است كه معماري مساجدي كه ساخته مي شود از هر جهت با شان و محتواي عملكردي آن كه در درجه اول نماز جماعت مسلمانان است متناسب باشد . البته در مطلوبيت معماري مساجد عوامل گوناگوني دخيل هستند كه از آن جمله اند ، رعايت احكام فقهي نماز جماعت كه در مسائل طراحي مساجد تاثير گذار است ، دقت در اجراي بنا ، كيفيت عناصر الحاقي و موقت ، رفتارنمازگزار در استفاده درست از فضا و نظاير آن . اين دسته عوامل تاثير و اهميت زيادي دارند كه بايد به آن توجه شود .

يكي از عوامل تعيين كننده در مسير äيل به هدف ياد شده ، طرح ساخت مسجد است .

معماري و ساختمان مسجد :

معماري مسجد را مي توان از زواياي مختلفي نگاه كرد . در اين بخش آن دسته از ويژگي هاي معماري مسجد كه آن را به نوعي از ساير بنا ها متمايز مي كند مد نظر است و ضوابط و معيار هاي عام طراحي كه فارغ از موضوع و عملكرد خاص بنا در قالب ضوابط تدوين شده در اختيار است مفروض به حساÈ آمده اند ( به عنوان مثال ، ضوابط و مقررات ايستايي ، ضوابط وابسته به ابعاد و فضاي لازم براي به كار گيري نمازگزاران ، مسائل عمومي تاسيساتي و به ويژه خروجي اضطراري و نظاير آن ) .

در اين فرصت به آن دسته ضوابط و معيار ها پرداخته مي شود كه خاص مسجد و عملكرد آن است . لذا مهمترين عملكرد مسجد ، كه نماز جماعت به همراه مقدمات و شرايط وابسته به آن است به عنوان عامل تعيين كننده محور كار قرار گرفته است .

معماري عملكردي مسجد :

اولین کاربری مسجد برای عبادت ونماز است است ولی استفاده

نمازگزاران از مسجد پس از اتمام نماز ادامه مي يابد. به علاوه ، سخنراني ها ، عزاداري ها و كارهاي فرهنگي جنبي در مساجد نيز بايد مد نظر باشد . برخي از قسمت هاي اين فصل به ابعاد شهري بر مي گردد : صداي اذان مسجد چه بردي بايد داشته باشد ، حداكثر فاصله زماني بين شنيدن اذان و رسيدن به مسجد چقدر است ، و نظاير اينها .

محل اقامه نماز جماعت معمولا شبستان است ، بجز مناطقي كه در گرماي هوا ، شب ها معمولا نماز در صحن حيات اقامه مي شود . نماز جماعت احكامي دارد كه ناظر به صحت برگزاري آن است . اما از ميان احكام ياد شده چند حكم

در شكل گيري و معماري تاثير تعيين كننده دارند . در زير به اين دسته احكام و آثار آنها در شكل گيري معماري مسجد اشاره مي شود .

   اعتقاد و بينش معماري

   جهت قبله - اتصال صفوف

   آستانه ورود به شبستان - کفش کن

   وضو

 آستانه ورود به مسجد

   اساس سازه ای مساجد

 

اعتقاد و بينش معماري بناي مسجد در بردارنده رسالت ديني و اجتماعي است و در واقع همچون آينه اي است كه شرايط اجتماعي عصر خود را منعكس مي كند . معماري مسجد به گونه اي مسير تحولات و تغييرات ايجاد شده در شيوه زندگي جوامع مسلمان را نشان مي دهد ، و نمايانگر عمق برداشت هاي فرهيختگان و سازندگان هر زمان از جوهره ذهنيت و ايمان جامعه مسلمان معاصر آن است . از اين حيث بناي مسجد مي تواند جايگاه و درجه تمدن و همچنين ميزان و ماهيت جهان بيني مسلمانان هر عصر را پيش چشم قرار دهد . معماري مسجد افزون بر اينها بر اركان معرفتي ديانت اسلام تكيه دارد و به پشتوانه همين معرفت است كه معمار بناي مسجد به ابعاد و درجات ذهني جامعه زمان خود درك و بر آن احاطه پيدا مي كند و در مي يابد كه آنچه در بدو امر معماري مسجد را توصيه مي كند ، اصالت موضوع و منطق وجودي آن است و نه صرفا زيبايي آن ، كه در بعدي جداگانه در خور بحث و بررسي است . معماري مسجد ، علاوه بر اين از نظم اجتماعي و محل استقرار خود الهام مي گيرد و تجسم اين نظم در كالبد ساختمان مسجد به ابتكار و توانايي معمار طراح آن وابسته و نيازمند است .

·        نظم فكري گذشتگان و ديدگاه ها و نو آوري هاي آنها ، با گذر از لايه هاي نيروي ابتكارات معماران عصر است كه در قالب مباني فكري جديد و امكانات فناوري هاي زمان حال ريخته مي شود و نظم و نظامي تازه – و در نتيجه جلوه اي جديد – را به منصه ظهور مي رساند . مفهوم و جوهره همين نظم و نظام تازه است كه خصلتي جاودانه پيدا مي كند .

·        معماري مسجد بايد نيروي تعقل و خرد انسان سازنده و هوش و ذكاوت او را در قالب هاي معمارانه بريزد ، به طوري كه بناي مسجد بتواند اعتلاي روح و سير عرفاني به سوي كمال و ظرافت و خشوع عبادي را در عمق وجود انسان مسلمان پرورش دهد .

·        معماري مسجد اگر بخواهد به عنوان اثر هنري مطرح شود ، بايد بتواند عصاره انواع مفاهيم هنر را كه در ذهنيت بشري متبلور است در خود جمع سازد و آنها را ارائه كند.

·        در معماري مسجد گذشته و حال و آينده ، با زندگي و فرهنگ جامعه يگانه مي گردد و جوهره آن به طور همزمان در بعد تمامي اين جنبه ها صورت وقوع پيدا مي كند و متجلي مي شود .

·        اساسا معماريي كه با جلوه هاي فرهنگي جامعه هم رويداد نباشد ، وجود ندارد و معماري زمان حال تنها وقتي وجود پيدا مي كند كه مجموعه برداشت هاي ما از معماري گذشته  و شمايي از آينده را در خود جمع داشته باشد .

·        در فرهنگ و همزيستي و هم رويدادي جلوه هاي ماندگار معماري گذشته ، ما حق نداريم در قالب هاي شناخت و معرفت امروزي خود آنها را صرفا متعلق به گذشته بدانيم ، چرا كه اين جلوه ها همه به امروز نيز تعلق دارند چنانكه مجموعه ي آثار گذشته و حال ، خود نيز جملگي به آينده تعلق خواهند داشت .

·        تاثيرات آنچه كه در حيات واقعي ساختمان هاي مساجد اتفاق افتاده ، بسيار شگفت آور است و گاه به عنوان تجربه هايي بسيار غني و عبرت آموز در زندگي انسان هاي نسل هاي بعد نيز جريان پيدا مي كند . نسل هايي كه در دوران كوتاه عمرشان ، در هر برهه از زمان ، و بر هر كشور و شهر و نقطه اي از كره زمين كه باشد ، بر يگانگي و هم رويدادي جلوه هاي گذشته و حال و آينده معماري مسجد صحه مي گذارند. و انسان خردورز هر دوره ضمن آنكه مدعي است در حال زندگي مي كند ، اغلب با كنجكاوي و حيرت ، در هنگامه اين آميختگي و همواره در كانون شگفتي هاي آن ايستاده است .

·        با تعبير پيش گفته ، به سهولت مي توان به اين نتيجه رسيد كه نبض عنصر ماندگار و زنده فرهنگ و معماري گذشته ، در عصر ما نيز تحرك و تپش دارد و چشم اندازهاي حال و آينده زندگي ما را جذاب تر و با شكوه تر و پر شوكت تر مي كند .

·        با توجه به مباحث مذكور در پاسخ به اين پرسش كه ار نظر فرهنگي ، معماري گذشته و حال كداميك ارجحيت دارد ، مي توان به اين نكته دست يافت كه اين ابعاد و ويژگي ، ملاك و معيار سنجش ندارند و به عبارت بهتر سنجش ناپذيرند ، چرا كه يگانه اند . شايد از همين روست كه گفته شده است : لازمه برخورداري ، حضور توامان در جلوه هاي گذشته و حال آنست و باز از همين روست كه معماري به طور اعم – و معماري مسجد به طور اخص – بايد با ياد و خاطره رفتگان

·        فرهيخته و رويكردي صميمي و آشنا با آيندگاني كه در راه اند شكل گيرد . بدين معنا معمار بناي مسجد در عرصه اينكار در انچه كه شده و آنچه كه خواهد شد يكجا دخالت خواهد داشت .

·        معمار امروز مي تواند در ساخت و ساز نسل هاي آينده حضور داشته باشد ، و براي درك . تعمق آثار گذشته نيز قادر نيست آنگونه كه بايد خود را در شرايط آن زمان قرار دهد . بنابراين در تلاش ذهني پر شور خود ، تنها با نوعي هم رويداد كردن گذشته و آينده ، با زمان حال است كه مي تواند به پاسخ هاي آرماني طرح خود نزديك شود .

·        پايه گذاران اصول معماري ساختمان مذهبي در واقع چæنان پيامبران هستند ، و نوابغ هنري تنها با اتصال و اتكا و مباني عبادي و اÏياني پيامبران ، موفق به آفرينش آثار بديع و افتخار آميز در اين زمينه شده اند . چنين آثاري به واقع در طريق رهايي از تاريكي ها و ميل به شفافيت ها و تابش انوار ايماني به طور موثر ايفاي نقش كرده اند . از اين رو در معماري مسجد استاد سازنده شخصيتي است كه بيش از همه دل در گرو " او " ( لا اله الا هو ) داشته باشد .

·        الف . جهت قبله

·        از اولين نكات براي اقامه نماز ، تشخيص جهت قبله است براي ايستادن به سمت آن ، از اين رو فضاي شبستان لازم است در نشان دادن سمت قبله خوانا باشد . اين امر مهم از طريق عنصر شاخص محراب در ديواره سمت قبله تامين مي گردد . معمولا انحرافي كه در اثر زاويه قبله از شمال و جنوب ايجاد مي شود ، مي بايست به نحو مطلوبي در طرح مستهلك گردد كه صفوف نمازگزاران با ديوارهاي طرفين جهت عمود داشته باشند .

·        ب . اتصال صفوف

·        از شرايط صحت اقامه نماز جماعت ، اتصال نمازگزار از جلو يا از يك پهلو به صف نمازگزاران است ؛ به اين ترتيب كه فاصله هر نمازگزار با پهلويي يا روبرويي به حدي باشد كه نمازگزار ديگري بين آنان نتواند جاي بگيرد . اگر نماز جماعتي قرار باشد در چند تراز مختلف برگزار شود ، شرط اتصال صفوف اين است كه امام جماعت پايين تر از مامومين باشد .

·        سرانه نمازگزار در شرايط عادي حدود 0.6 متر مربع مي باشد.

·        براي نمازگزاران بايد از طريق تشكيل صفوف جماعت با امام ، احساس حضور در جماعت وجود داشته باشد . لذا شكل شبستان نبايد به گونه اي باشد كه بعضي از نمازگزاران از مجموعه پرت و جدا افتند و يا در سايه ستون هاي قطور يا پشت ديواره هاي حايل و موانعي از آن دست قرار گيرند . اين امر در مواقعي كه ناچار از طرح نيم طبقه و يا طبقات هستيم حساسيت بيشتري مي يابد .لذا تعبيه جان پناه هاي مشبك در جهت ايجاد احساس حضور در فضاي واحد جماعت توصيه مي شود .

·        در همين زمينه ، عرصه اي كه براي خانم هاي نمازگزار پيش بيني مي شود ( چه همسطح ، چه با اختلاف سطح با آقايان ) مناسب تر است از كه در صورتي كه شرايط اجازه دهد از پهلو نيز اتصال داشته باشد ، تا در مواقعي كه جمعيت آقايان نمازگزار كم است اتصال صفوف ممكن باشد . ارتفاع نيم طبقه از تراز شبستان نبايد به حدي باشد كه اين احساس حضور خدشه دار شود . براي اين حد نمي توان عدد روشني تعيين كرد چرا كه به متغير هاي زيادي چون شكل و اندازه و تناسبات شبستاني بستگي دارد .

·        تراز محراب امام جماعت بايد از كف شبستان و حتي فضاهاي جنبي پايين تر باشد ، كه در اين صورت توسعه صفوف جماعت به فضاهاي جنب شبستان در مواقع كثرت نمازگزاران با اشكال مواجه نگردد .

·        هندسه و شكل شبستان بايد به گونه اي باشد كه با رعايت احكام اتصال صفوف ، حتي المقدور هيچ مانعي براي تشكيل صفوف نمازگزاران وجود نداشته باشد .

·        ج . آستانه ورود به شبستان

·        چون صفوف جماعت بايد به تدريج از سمت محراب تشكيل و تكميل شود و نماز خواندن در مقابل در و درگاه كراهت دارد ، محل ورود به عرصه جماعت بهتر است در درجه اول از سمت مقابل قبله پشت سر نمازگزاران و سپس از طرفين باشد و ورود افراد تازه وارد باعث عدم حضور قلب نمازگزاران نگردد .

·        د . كفش كن

·        از ضروريات ديگر ، موضوع كفش كن و ازدحام در مواقع ورود و خروج است . مهم ترين مسئله در مورد جا كفشي موقعيت و شكل استقرار آن در مسير رفت و برگشت نمازگزاران است ، به نحوي كه در حفظ بهداشت و طهارت شبستان ، به خصوص هنگام خروج نمازگزاران ازدحام ايجاد نشود .

·        اگر ضرورت هايي نظير شكل و موقعيت و اندازه زمين ايجاب كرد كه جا كفشي در داخل شبستان قرار گيرد ، اصول ياد شده بايد با حساسيت بيشتري رعايت گردد . وجود جا كفشي در داخل شبستان تا شعاعي از سطح شبستان را براي

·        اقامه نماز نامطبوع مي سازد . سعي در رعايت اين نكته و جدا سازي نسبي عرصه نماز از سطوح عملكردي مختل كننده از ضرورت هاي مهم طراحي است . در اين مورد هرچه همپوشاني عرصه هاي غير نماز و گوشه هايي كه مناسب نماز نيست ( مثل حوزه ورودي ) بيشتر باشد ، عوامل مختل كننده عرصه نماز كمتر خواهد بود .

·        جا كفشي براي مواقعي كه شبستان با حداكثر ظرفيت ممكن كار مي كند سطح زيادي را اشغال مي كند كه در ساير مواقع بدون استفاده مي ماند لذا وجود گزينه هاي ديگر در كنار جا كفشي به استفاده بهينه از فضا ياري مي رساند. سطح

·        و مقدار جا كفشي بهتر است بر اساس تعداد نمازگزاران در وضعيت مطلوب محاسبه گردد نه بر اساس ظرفيت حداكثر شبستان .

·        از آنجا كه اهل تسنن تمام زمين مسحد را پاك و مطهر مي دانند، نمازگزار قبل از ورود به صحن كفش هايش را مي كند . چه نماز در صحن و چه در شبستان . در اينصورت هم باز بايد به ازدحام ، تراكم كفش ها و بهداشت فضا توجه شود و انجام كار نيز تا حد امكان تسهيل گردد و همچنين شفافيت بين فضاي صحن مسجد و شبستان حفظ شود كه صحن شبستان حتي المقدور به هم پيوسته به نظر آيند .

·        نظر به تنوع زياد موقعيت ، منطقه ، اقليم ، اندازه زمين و خواسته هاي كارفرمايان ، يك راه حل واحد ضرورتا جواب مناسبي براي همه جا نخواهد بود از اين رو تشخيص راه حل هاي بهينه به عهده ابتكار و خلاقيت طراح است.

·        و . وضو

·        در انتخاب موقعيت عرصه وضوي آقايان و خانم ها بايد به برخي نكات دقت كرد : رفت و آمد ها تلاقي نداشته باشند ، محدوده ها به نحوي باشند كه حريم ها حفظ شوند و خانم ها به آسودگي براي وضو مهيا گردند ، وضو بسازند و پس از وضو ساختن نيز بتوانند بي مانع به شبستان برسند . به علاوه حتي الامكان مي بايست جهت باد و قرار گيري سرويس ها نيز در نظر گرفته شود .

·        در كنار وظيفه اصلي وضوخانه كه ايجاد امكان وضو گرفتن است ، ظرايف ديگري نيز بايد مورد توجه باشند . از آن جمله اينكه براي وسائل همراه نمازگزار مثل كيف و كتاب ، چتر و كلاه ، و نيز لباس هايي كه هنگام وضو كنده مي شوند بايد تمهيدات مناسب انديشيد ، به نحوي كه اين وسائل خيش نشوند و مراقبت از آنها نيز در حين وضو امكان پذير باشد ( نظير چوب لباسي ، سكو ، طاقچه و تدابير ابداعات ديگري كه بوسيله طراح انديشيده مي شود ) .

·        وضوي اهل سنت با شستن پا همراه است كه اين بايد در طراحي وضوخانه مساجد ايشان مد نظر قرار گيرد . كه البته استاندارد هاي خاص خود را دارد . پيش بيني چنين امكاني هر جا كه شرائط اجازه دهد براي همه مساجد توصيه شدني است .

·        در انتخاب مصالح كف وضوخانه بايد دقت كرد كه به راحتي قابل شستشو باشد ، ليز نباشد ، حتي المقدور از رنگ هاي روشن كه با كوچكترين خاك و گلي هميشه كثيف به نظر مي آيد پرهيز گردد و البته بي دوام و آسيب پذبر نيز نباشد .

·        همانطور كه امام در جماعت موظف به رعايت اضعف مامومين است ، بناي مسجد نيز لازم است رعايت حال اينگونه افراد را بكند . از جمله توصيه مي شود كه حتي المقدور از اختلاف سØح بي جا و غير Öروري در بين عرصه هاي مرتبط با نماز پرهيز گردد ، مگر اينكه مضيقه خاص يا دليل محكمي وجود داشته باشد كه در آن صورت نيز لازم است تدابير جبراني انديشيده شود . تعداد شير هاي آب در وضوخانه بر اساس تعداد نمازگزار تخمين زده مي شود و بهتر است در طراحي وضوخانه و تاسيسات آن از شير هاي تك لوله استفاده كرد ، به نحوي كه در هر فصل از سال و مطابق با دما قابل تنظيم باشد .

·        ه . آستانه ورود به مسجد

·        آنچه ذكر گرديد مروري بود بر ويژگي هاي اصلي فضاهايي كه ظرف انجام مراحل مختلف نماز جماعت يعني ورود به مسجد ، تطهير و وضو ساختن ، كندن كفش ، پيوستن به صف نمازگزاران ، و بالاخره اÞامه نماز هستند . در ادامه به عناصر كالبدي اصلي كه در عرف ساخت مسجد به عنوان عناصر تشكيل دهنده بناي مسجد بر شمرده مي شوند اشاره مي گردد .

·        صحن . در مسير نزديك شدن نمازگزاران به شبستان معمولا صحن قرار مي گيرد . اين فضا وظايفي را به عهده دارد كه در نمونه هاي موجود به شكل و درجات مختلف به انجام مي رسند . از جمله آن وظايف اينهاست : كمك به قرار گيري طرح در بستر خود ، جمع كردن عملكرد ها و عناصر متعدد و متنوع در كليتي واحد ، كمك به توسعه صف نمازگزاران يا استقرار مستمعين در مواقعي كه به هر دليل شبستان از جمعيت پر مي شود ( مثل نمازهاي خاص يا مراسم اعياد و وفيات ) ، فاصله گذاري ضروري بين فضا هاي ورودي ، وضوخانه ، شبستان ، و بالاخره ايفاي نقش مبدل بين فضاي صحن و شبستان . در نمونه هاي موجود صحن در دو صورت ديده مي شود :

·        الف – صحن به صورت گسترده بناي شبستان را در بر مي گيرد و شبستان همانند كوشك در بخشي از عرصه صحن استقرار مي يابد . در اين حالت سطح صحن به تناسب شكل و موقعيت آن براي عملكردهاي مختلف به خصوص دسترسي ها ساماندهي مي گردد .

·        ب – صحن داراي بدنه اي كامل است و فضايي دروني را مي سازد كه حياط مسجد شكل مي گيرد . و البته حياط با رواق مطلوبتر است . در طراحي حياØ مي بايست برخي نكات توجه گردد : تاثيرات مثبت فضاي حياط بر روحيه ي نمازگزار در آماده ساختن وي براي عبادت و فراغت از شهر و هياهوي آن ، كه نبايد تضعيف كردد ؛ بدنه هاي حياط بهتر است به عملكرد هايي اختصاص يابند كه با نماز سنخيت داشته باشند و به حيثيت و شان حياط بيفزايند ( نظير ايوان ، رواق ، كلاس ، ورودي ، كتابخانه ) .

·        چنانچه ضرورت حكم به همجواري عملكردهاي ديگري با حياط مسجد داد ، بايد تمهيداتي انديشيد تا اين همجواري حياط را از يكدستي و يكپارچگي نياندازد ؛ و بايد به شكلي در همجواري با صحن سامان يابد كه با اين معنا سازگاري داشته باشد و به يكپارچگي طرح از نظر فرم عملكرد و معنا كمك كند .

·        عوامل و اجزاي كالبدي مسجد كه در زمان گذشته مورد توجه طراحان و معماران بوده و فضاي دلپذيري را براي حÖور در مسجد فراهم مي آورده اند ، اين ها هستند :

·        پيش ورودي و هشتي . دالان . رواق و صحن ( حياط ) . حوض يا آب نما . ايوان . شبستان . گنبدخانه ( گنبد ) . مقصوره . محراب . مناره ( گلدسته ) .

·        همچنين توجه به بدنه ها و حجم خارجي مسجد . جايگاه نماد ورودي در بدنه هاي خارجي . تنوع عرصه ها و فضاهاي داخلي . درجه بندي و ارزش گذاري فضاهاي داخلي . هندسه به كار برده شده در همكف شبستان و مقاطع و عناصر فضايي . استخوان بندي و ساختار .

·        اساس سازه اي مساجد

·        امروزه علم مهندسي ساختمان بسيار گسترش يافته است ، به طوري كه شاخه هاي زيادي با آن مرتبط است . از آن جمله مي توان مهندسي سازه را ذكر كرد . فلسفه وجودي اين بخش از مهندسي آن است كه اعضاي قسمتهاي مختلف ساختمان بر اساس طرح مهندس معمار ، محاسبه مي شود و وضعيت تحليل هر يك از اعضا و نهايتا مصالح مورد نياز در اجراي طرح را نيز معين كند . بديهي است مهندس سازه دÑ طرح اعضاي ساختمان به عوامل مختلف كه به نحوي از انحا بر اعضا تاثير مي گذارد توجه مي كنند و با تحليل اين عوامل طرحي جامع براي كاربرد مصالح ارائه مي دهد و نهايتا اصول سازه اي بنا را معين مي كند . همانطور كه در مقدمه ذكر شد ، مهندسان مسلمان بايد به طراحي و اجراي مسجد آشنا باشند و از عهده آن بر آيند . در مورد مهندس سازه نيز همين گونه است .

·        مهندس سازه بايد بداند كه مسجد چيست و چه اهدافي در طراحي و ساخت مسجد مورد نظر است . وي بايد بداند مسجد يكي از نمادهاي مشهور جامعه اسلامي است و بايد براي نسل ها ، پا بر جا و استوار باشد . بنابراين در طرح سازه اي مسجد ، ضرايب اطمينان بالاتري مورد نياز است و تحقيقات لازم بايد بسيار ريشه اي باشد تا سازه مورد نظر استحكام و دوام بيشتري داشته باشد . در خصوص رعايت مسائل مربوط به سازه در ادامه مطالبي به اختصار آورده مي شود :

·        1 – تحقيق و آزمايش هاي زمين شناسي و خاك شناسي به طور دقيق و وسيع انجام شود تا وضعيت زمين و خاك به درستي بدست آيد .

·        2 – كليه بار هاي وارد بر اعضا محاسبه شود و اعضا با ضرايب هرچه دقيق تر طرح گردند .

·        3 – سعي شود كه تلفيقي مناسب بين طرح معماري و اندازه هاي محاسباتي به وجود آيد تا طرح جامع معماري و اساس سازه اي با هماهنگي كامل رعايت شود . بدين منظور مشاوره و ارتباط بسيار نزديك طراح و محاسب ضروري است .

·        4 – نقشه هاي اجرايي ، دقيق و كامل ترسيم شوند و به موقع مورد استفاده قرار گيرند .

·        5 – با مد نظر قرار دادن روش هاي اجراي اصولي در تمام موارد از مصرف مصالح غير استاندارد و نا مرغوب جدا پرهيز شود .

·        6 – آزمايش هاي لازم قبل از عمليات با دقت و منطبق با آئين نامه هاي معتبر انجام گيرد .

·        7 – در اجراي سازه هاي فلزي ، اجراي شاخك گذاري و ايجاد اتصالات لازم براي كلاف سازي و اصول زير بندي نماها با دقت و بر اساس اصول انجام شود .

·        8 – در اجراي سازه هاي بتني براي زير بند سازي نماها بايد از ميلگرد مطمئن با قطر كافي استفاده گردد و هنگام پيوند ميلگرد با سازه مورد نظر ، سر ميلگرد در جوار قالب تا داده شود . در اينصورت قالب ميلگرد تا شده به آرامي راست مي شود ، و زمينه براي اتصالات در كلاف سازي جهت نماها فراهم مي آيد .

·        در سازه هاي نيم اسكلت بتني داراي شناژ هاي عمودي و افقي ، موارد اجرايي اتصالات با استخوان بندي بنا براي پيوند اسكلت نما سازي را مي توان مانند نكات مطرح شده در ساختمان هاي بتني به وجود آورد .

·        امروزه در بعضي موارد عمل شكل دادن به اسكلت بتني ، در قالب بندي شكل گيري و مادگي ( مقعر و محدب ) و در طرح هاي مختلف هندسي انجام مي شود . به خصوص در مواردي ، انواح رسمي بندí ها و حاشيه كشي بر اسكلت بتني را با دورهاي جالب قوسي در قالب بندي ها به وجود مي آوردند تا بعد از بتن ريزي و دكفره كردن قالب ( باز شدن قالب ) نيز اشكالي در اسكلت بتني پديد نيايد . اين كار از ويژگي هاي كارهاي هنري بر روي بتن به حساب مي آيد .

·        اجراي فرم دهي به اسكلت بتني ، در زمينه كارهاي بتني داراي نماي اكسپوزه كه در نوع خود جالب و گاهي بي مانند است . اصالت اصل نماسازي در كار هاي معماري اسلامي از ضابطه خاص خود پيروي مي كند . بنابراين با تعصب خاص نسبت به اين ضوابط و استفاده و بهره گيري از آنها ، چه در سازه هاي ماسونري ( آجري ) و چه در سازه هاي فلزي و نيمه اسكلت بتني و تمام اسكلت بتني با روش ميلگردهاي مهاري مقاوم . تسمه كشي . نبشي كشي و ساير اتصالات است كه اصل و اساس زيربندي كارهاي تزئيني معماري اسلامي و اسكلت و استخوان بندي كامل بنا به وجود خواهد آمد .

·        در سازه هاي فلزي اجراي كلاف بندي و زير سازي ، اسكلت نماسازي نيز بوسيله اتصالات و جوش كاري اصولي و بسيار مطمئن و بار بر قابل اجراست . با استفاده از اتصالات ذكر شده در سازه هاي فلزي مي توان كارهاي زيادي انجام داد . از جمله زير بندي نماسازي ها بسيار شگرف و زيبا تحت اصول مباني نماسازي براي زير بندي و تيغه كشي براي كارهاي گچ بري ؛ خطوط مختلف گچي و همچنين بدون زير بندي تيغه بوسيله گلچين معقلي ، خطوط بنايي و معقلي ؛ كارهاي بسيار زيباي كاشي معرق ؛ پنجره هاي معرق مشبك سازي ها ؛ مقرنس بندي ؛ رسمي بندي ؛ يزدي بندي ؛ گونه سازي ؛ طاسه سازي ؛ محراب سازي و پيشخان سازي هاست . همچنين مي توان با ساختن جداره اي سبك و با ضخامت بسيار كم و مقاوم با فاصله اي از اسكلت و استخوان بندي از بنا و با اتصالات مقاوم و كلاف پوششي كاذب به وجود آورد .

·        اين اجرا وسيله اتصالات اصولي با بينش كافي طراحي و سپس انجام مي شود .

·        از آن جمله مي توان به نحوه اجراي گنبد با ( سازه فلزي ) اشاره نمود :

·        معمولا گنبد بر روي چهار ستون قرار مي گيرد ستون ها با در نظر گرفتن ارتفاع مورد نظر ، كلاف مربع شكل ايجاد مي كنند (a) بر روي دهانه ستون ها ، چهار خرپا قرار ميگيرد كه باعث مي شود اين مربع به هشت ضلعي در ارتفاع بالاتر (b) تبديل شود ( اين ارتفاع ناحيه شكنج را تشكيل مي دهد كه در چهار كنج فيلپوش هايي ايجاد مي كند .) يك حلقه هشت ضلعي بر روي خرپا ها قرار مي گيرد (c)‌ كه شرايط لازم براي قرارگيري ساق گنبد ايجاد شود . ساق گنبد به ارتفاع مورد نظر مي رسد (d) و سپس پروفيل هاي قوس گنبد كه قبلا اجرا شده به روي ساق نصب مي شود (e) .

·        ( گنبد مساجد الحميد شهر جديد گلبهار و شهر جديد بينالود از جمله مساجدي است كه با استفاده از اين شيوه ساخته شده است . )

·       

·        بديهي است با رعايت نكات ياد شده و استفاده از تجربه هاي اجرايي اصولي و تجربه افراد مجرب مي توان بنايي را اجرا كرد كه داراي بيشترين عمر مفيد و بهره دهي دراز مدت باشد . اين مسئله در ساخت مسجد بسيار مهم است . چرا كه بناي مسجد ، بنايي ماندگار است . براي مثال بايد مجددا به مساجد به جا مانده از روزگاران گذشته اشاره كنيم كه هنوز هم قابل استفاده اند . مسجد فهرج يزد در زمان سعيد ابن عثمان و در نيمه نخست قرن اول هجري از خشت ساخته شد . ستون ها و پايه هاي ستبر باربر ( پيل پايه ) و قوس هاي بكار رفته در اين مسجد بيشتر ساساني است ، ارتفاع ديوار ها تا حدي كوتاه و پوشش طاف ها پوشش گهواره اي آهنگ است . گلدسته خشتي الحاقي آن از دوره سلجوقي مي باشد ، كه فقط كف پله هاي آن از آجر بزرگ استفاده شده است در انتهاي گلدسته ، كنگره هايي كه تداعي كنگره هاي سنگي از آثار تخت جمشيد را مي نمايد . پوشش داخلي اندود كاهگل و گچ كاري و تعدادي گلهاي گچ بري شده برجسته در تركيب گلهاي رزاس هخامنشي ، تزئين سازه داخلي مسجد را به وجود آورده است . نماي خارجي اين مسجد ، اندود كاهگل ريگ است . اين مسجد حياØ محدودي دارد . اين اثر بسيار ارزشمند خشتي ، از صدر اسلام تا كنون همواره مورد استفاده نمازگزاران بوده است .

·        ديگري مسجد جامع اصفهان است كه به حق موزه كاملي از هنر معماري به شمار مي آيد . نشانه هاي معماري اسلامí ايران موجود در اين مسجد كه از ادوار مختلف از صدر اسلام تا كنون بر جا مانده ، نمايانگر بسياري از ارزش هاي معماري اين سرزمين است . مسجد امام اصفهان نيز مسجدي منحصر به فرد در دنياي معماري است ، با ويژگي هاي بي نظير خود مانند " پژواك " صداي زير گنبد آن كه در قديم براي پخش خطابه خطيب مورد استفاده بوده است .

·        مسجد شيخ لطف الله ، مسجد سيد اصفهاني ، مسجد ايلخاني اصفهان ، مسجد گوهرشاد مشهد ، مسجد جامع كبير يزد ، مسجد اردستان ، مسجد جامع عتيق شيراز و آثار بسياري كه براي شرح هر يك بايد كتابي نوشت نيز از جمله اين آثارند .

·        اين آثار بسيار محكم و اصولي اكنون به دليل زيبايي و استحكام توجه محافل معماري و هنري بين المللي را به خود جلب كرده اند . بنابراين مي توان گفت كه اين آثار متعلق به دنيا و بشريت است . از اين رو برماست كه مساجد امروزي را از جهت استحكام و نماسازي در مقياسي اصولي بنا كنيم تا روزگار درازي پا بر جا و استوار و قابل استفاده باشند .

·        گرایش به معماری مدرن معنویت مساجد را کمرنگ می کند معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد با بیان اینکه از نظر روانشناسی معماری مساجد در انسان ایجاد آرامش کرده و نوعی تعادل روحی و روانی را برای وی به ارمغان می آورد، گفت: طی سالهای اخیر به دلیل گرایش به تجدد و معماری مدرن، مساجد از معماری سنتی فاصله گرفته اند که این روند دوری از معنویت را در پی داشته است .

·        محمدرضا کارگر معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه معماری مساجد کارکرد خاص و ویژه ای دارد، اظهار داشت: از آنجایی که مساجد نقش مؤثری در برگزاری نماز و تقرب به سوی خداوند متعال دارند، معماری آنها نیز در این امر نقش به سزایی ایفا می کند.

·        وی با اشاره به اینکه از نظر روانشناسی معماری مساجد در انسان آرامشی ژرف و عمیق ایجاد می کند، تصریح کرد: این آرامش دستیابی به نوعی تعادل روحی و روانی برای انسانی که در جامعه امروز زندگی می کند را موجب شده و به ارتباطی میان خالق هستی، طبیعت و خود برقرار می شود .

·        معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد افزود: کسانی که دارای همت عالی و اراده ای قوی هستند به این اماکن آمده و نوعی ارتباط با آن برقرار می کنند، اما برای کسانی که تعادل کامل ندارند و به شرایط خاص تکامل دست نیافته اند، باید فضایی ایجاد کرد تا با تغییر در روند معماری مساجد عبادت آنها بسیار مناسبتر از گذشته باشد.

·        وی یاد آور شد: قبل از دوران تجدد همه کارها و شغلها مسائل خاص خود را داشتند، همه مشاغل مقدس بودند به ویژه کسانی که به معماری و ساخت مساجد و بنای آن اقدام می کردند زیرا آنها با ذکر و دعا ساختمان مسجد را می ساختند. اما در دوران بعد از تجدد از این ضوابط و معماریهای اصیل سنتی فاصله گرفتیم و حتی به معماری مدرن نیز متصل نشدیم بلکه در فضایی فی ما بین ایستادیم، به طوری که نه اصالت خود را حفظ کردیم و نه فضای مدرن را درک.

·        معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی استان یزد به ساخت مسجد در دوران معاصر اشاره کرد و اظهار داشت: امروزه شاهد هستیم که مساجد با هزینه های گزاف ساخته می شوند اما آنچه در آنها به چشم نمی خورد فضای معنوی و نورانی در این مکان مقدس است، معنویتی ناشی از کاشیکاریهای زیبا، خطوط قرآنی و احادیث نبوی .

·        محمدرضا کارگر با بیان اینکه در معماریهای امروزی باید تلاش کرد تا به بلوغ دست یافته و تشخیص دهیم که چرا امروزه نسبت به معماری سنتی، اصیل و بومی خود کوتاهی و کم توجهی کرده ایم، زیرا هنوز دستمایه هایی از معماریهای گذشته را داریم، گفت: باید معماری گذشته و معماری مدرن را تلفیق کرد تا دوگانگیهای موجود در معماریهای امروز از بین برود.

·        مساجد نقش مهمی در ارتقاء و تعمیق فرهنگ اجتماعی دارند رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان چهارمحال و بختیاری با اشاره به اینکه مساجد هیچگاه کارکرد اجتماعی و دینی خود را از دست نخواهند داد، بلکه همواره نقش مؤثری در گسترش و ارتقاء سطح اجتماعی جامعه دارند، یادآور شد: مسجد به عنوان پایگاه مهم و اساسی در فرهنگ دینی و اجتماعی از دیرباز در بسط و گسترش مسائل اجتماعی جامعه سازنده بوده و در رفع مشکلات مردم بسیار تأثیرگذار بوده است .

·        حجت الاسلام سید جعفر مرتضوی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان چهار محال و بختیاری در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه اسلام به مسجد نگاهی ویژه دارد، تصریح کرد: در صدر اسلام و در روزهای آغازین هجرت به مدینه منوره، پیامبر اکرم (ص) اقدام به ساخت این بنای مقدس کرد و مسجد به عنوان پایگاه و محل تجمع مردم، ساماندهی سیاستهای جامعه در آن زمان، مورد توجه قرار گرفت و در پی آن تصمیمات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دینی مردم در مسجد صورت می گرفت و در واقع مسجد به عنوان محور حرکتهای فرهنگی، اجتماعی و دینی آن دوران محسوب می شد. پس نقش اجتماعی مساجد در این خصوص جایگاه والایی است .

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان چهارمحال و بختیاری افزود: امروزه مسجد جایگاه خود را نیز حفظ کرده  و رمز ماندگاری مساجد با بعدی اجتماعی و دینی بر اساس حضور و وجود روحانیون شکل می گیرد. مساجد نه تنها به عنوان پایگاههایی برای عبادت و شکرگزاری خالق هستی کارآیی دارند، بلکه در بسط و گسترش مسائل اجتماعی جامعه نیز سازنده بوده و در رفع مشکلات مردم حائز اهمیت به شمار می روند.

وی اظهار داشت: مساجد به عنوان نهادهای دینی  و اجتماعی در ارتقاء آگاهیهای عمومی و اطلاع رسانی به مردم نقشی اساسی بر عهده دارند، بنابراین عملکرد مناسب آنها در رشد فرهنگی و معنوی اقشار مختلف جامعه بسیار تأثیرگذار خواهد بود و مردم در حضور امام خود مسائل و مشکلات مربوط به خود و همچنین مشکلات مربوط به جامعه را حل میکردند                        
وی به نقش اجتماعی مساجد در زمان انقلاب اشاره کرد و گفت: فعالیتهای دینی، علمی و فرهنگی و به ویژه اجتماعی که در مساجد در زمان

·        انقلاب اسلامی انجام شد، نه تنها در حدوث انقلاب اسلامی ایران نقش اساسی را ایفا می کرد بلکه در ماندگاری و بقای آن نیز بسیار تأثیرگذار بوده است.
 
وی در ادامه افزود: مسجد در فرهنگ شیعه، پایگاهی است که نه تنها کارکرد دینی دارد بلکه کارکرد اجتماعی آن از دید پیامبر(ص) از نگاه دینی نیز مهم تر است زیرا اگر یک جامعه سالم و اسلامی داشته باشیم دیگر در آن جامعه کمبودی را احساس نخواهیم کرد. در زمان دفاع مقدس نیز شاهد این مسئله بودیم، اگر مساجد نبودند اجتماعات مسلمانان نیز وجود نداشت

·        توجه به بهداشت مساجد ضرورتی انکارناپذیر است رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان ایلام، رعایت بهداشت مساجد را یک تکلیف الهی خواند و اظهار داشت: وظیفه هر انسان متدین است که به امر نظافت مساجد اهمیت دهد، مسجد پایگاهی معنوی و عبادی است که باید از هر مکانی زیباتر و تمیزتر باشد .

·        حجت الاسلام شریفی راد رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان ایلام در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با اهمیت دهه غبارروبی مساجد، اظهار داشت: با توجه به اینکه مساجد مکان های معنوی و انسان سازی در جامعه اسلامی هستند باید از هر گونه آلودگی به دور باشند و همچنین در احکام اسلام هم وجود دارد، که اگر مسلمانی در حال خواندن نماز باشد و متوجه شود که گوشه ای از مسجد نجس است، موظف است که نماز را قطع کند و طهارت مسجد را به عهده بگیرد و این روایت بهترین نشان دهنده اهمیت پاکیزگی در مسجد است .

·        رئیس سازمان تبلیغات اسلامی ایلام اظهار داشت: البته باید  این نکته را در نظر داشت که تمیز کردن مساجد نباید محدود به این ده روز آخر شعبان باشد ولیکن این هفته یک حرکت نمادین است برای اینکه ما با آمادگی کامل به استقبال ماهی برویم که درآن تمام اعمال انسان عبادت محسوب می شود. در دهه بهداشت مسجد، هیات امنا مساجد و همچنین نماز گذاران با شوق ویژه ای به این مهم می پردازند.

·        وی با هماهنگ خواندن بهداشت در مساجد از سوی عوامل مسجد اظهار داشت: در رابطه با پاکیزگی مسجد باید این هماهنگی بین سازمان تبلیغات اسلامی و نیز هیات امنای مساجد صورت گیرد و بعد از آن به مردم ابلاغ شود. همان طور که ما شوق مردم را برای بهداشت همواره شاهد هستیم. در این خصوص ما باید طوری برنامه ریزی کنیم که دهه نکوداشت مسجد بین مردم نهادینه شود و در واقع فرهنگ سازی به عهده مسجد است.

·        حجت الاسلام شریفی راد افزود: طبیعتا مساجد در طول سال نیازمند به غبار روبی دارند و نباید کوتاهی شود مشارکت جدی مردم در این زمینه قطعا خیلی تاثیر گذار است.و البته باعث تاسف است اگر ما در زمینه بهداشت مساجد کوتاهی کنیم و به این وظیفه الهی عمل نکنیم و طوری رفتار کنیم که باعث خوشحالی دشمنان اسلام شویم.

·        وی گفت:مساجد باید با مکان های دیگر تفاوت داشته باشد از هر جنبه ای که می نگریم مسجد باید در سطح عالی قرار داشته باشد در ضمن مسجد باید از لحاظ مادی و معنوی جاذبه داشته باشد و این زینت معنای عام دارد ما باید روندی را مشخص کنیم که طی آن تشکیلاتی را در خصوص بهداشت مساجد داشته باشیم.

 

·        ساخت مسجد با بهره گیری از معماری سنتی رو به فراموشی است رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان کهکیلویه و بویراحمد با اشاره به اینکه طی چند دهه اخیر کمتر از معماریهای سنتی در مساجد استفاده می شود، اظهار داشت: معماریهای سنتی با سبک و سیاق معنوی عامل مؤثری برای جذب و جلب مردم به مساجد، این مکان مقدس است که به نظر می رسد ساخت مسجد با بهره گیری از معماری سنتی و فضای معنوی، رو به فراموشی است .

·        حجت الاسلام موسوی اطهر رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان کهکیلویه و بویراحمد در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه در معماری سنتی به کیفیت بنای مساجد و ساختمان آن توجه ویژه ای می شود، اظهار داشت: معماری سنتی یکی از عوامل جذب، جلب و مشارکت عمومی به شمار می رفت.

·        وی به مساجد معتبر و زیبا اشاره کرد و گفت: در ایران مساجدی با معماری بسیار زیبا و عالی وجود دارد که با گذشت چندین دهه از بنای آنها به علت جذابیت و زیبایی مردم از آنها دیدن می کنند، زیرا در معماری آنها دوری از تجمل، تزئینات ظاهری و معنویت عمیق به چشم می خورد.

·        حجت الاسلام موسوی اطهر با اشاره به وجود مساجد موجود در زمان حضرت محمد (ص) تصریح کرد: در آن دوره اصل را بر بنای سادگی مساجد گذاشتند و به دنبال تشریفات و تزئینات ظاهری که اینک در مساجد دیده می شود، نبودند به همین سبب مساجد از رونق و جذب بیشتری برخوردار بود.

·        رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان کهکیلویه و بویراحمد با بیان اینکه اسلام با تجمل در حد معقول مخالفتی ندارد، اما اگر از تزئینات اهل دنیا استفاده شود مخالف با ارزشهای اسلام است، افزود: مساجد در گذشته از کاشیکاریهای زیبا، آیات قرآنی، روایات، احادیث، اسامی ائمه برخوردار بودند که بستری مناسب برای ایجاد فضایی معنوی و جذب مردم را فراهم می آوردند. اما امروزه  مساجد هیچ نشانی از معماری گذشته و سنتی ندارند و به نظر می رسد به کارگیری معماری سنتی در مساجد رو به فراموشی است .

·        وی افزود: اگر در بنای مساجد تغییر و تحول ایجاد شود و از معماریهای خاص گذشته بهره گرفته شود، شاهد جذب و جلب مردم به سوی مساجد خواهیم بود . در این راستا می توان با کاشیکاریهای جدیدتر، نوشتن و حک کردن آیات قرآنی مربوط به مسجد، احادیث و روایاتی در این زمینه به کیفیت آنها کمک کرد.

·        حجت الاسلام موسی اطهر این اقدام را نه تنها زمینه ای برای جذب مردم به مسجد توصیف کرد، بلکه این فعالیتها را تبلیغات وسیع و گسترده ای در خصوص قرآن و آیات آن عنوان کرد.

·        مسجد نمادی از ارزشهای اسلامی در برابر هجوم فرهنگهای بیگانه است خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: توجه به ارزشهای اسلامی، برپا داشتن نمازهای یومیه، جمعه و اعیاد مذهبی در مساجد نمادی از مقاومت ارزشهای اسلامی مردم در مقابل هجوم فرهنگهای بیگانه است .

·        به گزارش خبرگزاری مهر، مساجد در اسلام و نیز کشورهای اسلامی از جایگاه خاصی برخوردارهستند . در ترکیه نیز از قدیم‌ الایام همواره مسجد اهمیت بسیاری داشته است، بعد از تأسیس جمهوریت ترکیه از مساجد فقط برای عبادت استفاده می ‌شود.

·        البته طی دو دهه اخیر، فعالیتهای مساجد رو به رشد بوده است و مردم نسبت به سالهای قبل بیشتر به مساجد روی آورده‌ اند.

·        مناره‌های عمدتا سفید رنگ مساجد در کشور ترکیه، نماد هر آبادی هستند و در هر جایی که اثری از تجمع انسانی باشد، مناره یا مناره‌ های مساجد بلندتر از هر بنایی شکوه معنویت و ایمان را جلوه‌ گر می ‌کنند. 
 
گلبانگ اذان که روزانه پنج وقت از بلندگوهای این مناره‌ ها به گوش می‌رسد، مردم را به فرارسیدن هنگام فریضه نماز بشارت می ‌دهد.

·       

·        مسجد ایاصوفیه

·        در ترکیه مسجد، جامع نامیده می ‌شود و آن هم از کلمه جامع که در عربی و فارسی قدیم به مسجد اطلاق می‌ شده است. ترک ‌ها واژه مسجد را به سجده ‌گاه و در گویش عام به نما زخانه اطلاق می ‌کنند. 
 
مساجد در ترکیه دارای الگوی معماری خاص بوده و معمولا صرف نظر از بزرگی و کوچکی و مقام و موقعیت، از این الگوی کلی پیروی می‌ کنند و این الگو در یک نگاه مسجد بودن آن را از فاصله دور مشخص می ‌کند. 
 
علاوه بر مساجد تاریخی استانبول و برخی شهرهای دیگر و نیز مساجد بزرگی که در جای جای ترکیه با سبک معماری خاص دوره عثمانی بنا شده ‌اند، هزاران مسجد کوچک و بزرگ دیگر نیز که در نمای کلی از الگوی معماری مذکور پیروی می‌ کنند، در مناطق مختلف این کشور دیده می ‌شوند. 
 
به نوشته روزنامه وطن ترکیه، تعداد نمازگزاران در مساجد این کشور در نمازهای ظهر و عصر بیش از دو و نیم میلیون، در نمازهای جمعه افزون بر 1میلیون و در نمازهای اعیاد فطر و قربان بیش از 19میلیون نفر است.

·        همچنین در دو عید قربان و فطر، روز میلاد رسول، روز معراج، روز برائت و شب قدر، مساجد ترکیه پر می ‌شوند .

·        بر اساس آمار مؤسسه دیانت دولت ترکیه، امروزه در این کشور 75491 مسجد وابسته به همین مؤسسه وجود دارد. طبق آمار دیانت ترکیه، کارکنان مساجد (امام جماعت، واعظ، خطیب) جمعاً 74368 نفر هستند.

·        از دید آگاهان، توجه به ارزشهای اسلامی، برپا داشتن نمازهای یومیه، جمعه و اعیاد مذهبی در مساجد نمادی از مقاومت ارزشهای اسلامی مردم در مقابل هجوم فرهنگ غربی است در حال حاضر در سطح ترکیه 76هزار و 445 مسجد فعالیت دارد و 1420 مسجد دیگر نیز در حال ساخت است

·        
اهميت فضاي خالي در هنرمعماري اسلامي

·        اهميت فضاي خالي در هنرمعماري اسلامي

 

·        يكي از پيامد هاي ارتباط نزديك و عميق ميان اصول معنوي و متافيزيكي اسلام و هنر اسلامي در تمام جنبه هاي آن،و يكي از نتايج اصل متافيزيكي ” توحيد“،اهميت معنوي فضاي خالي است.كاربرد فضاي خالي در هنر اسلامي يكي از مهم ترين ثمرات مستقيم اصل متافيزيكي توحيد در هنر است(كه البته تنها نتيجه اين اصل هم نيست)،چون تقريبآ تمام جنبه هاي مختلف هنر اسلامي،به نحوي از انحاء با اصل و شاخه هاي آن در جهان كثرت ارتباط دارد.

·        اصل توحيد به صراحت در كلمه شهادت،يعني لااله الا الله متجلي است.اين اصل يكي از عميق ترين قواعد رمزي متافيزيكي است و واجد جنبه ها و سطوح معنايي متفاوتي است، كه در اينجا به طور مستقيم با دوتاي آنها سر و كار داريم.اولين آنها تأكيد بر سرشت گذرا و غير اصيل ما سوي الله،يعني كل نظام خلقت است كه در اين ميان،عالم ماده از ساير عوالم ناپايدارتر است.دومين آنها بر«غيريت» حقيقت  مطلق تأكيد مي كند، و به عبارت ديگر، بر اين حقيقت كه خداوند كاملآ وراي تمام آن چيز هايي قرار دارد كه ذهن و حواس عادي به عنوان واقعيت،به مفهوم رايج كلمه،مي شناسد و اين با كلمه « اله» كه خداوند كاملآ وراي تمام آن چيز هايي قرار دارد كه ذهن و حواس عادي به عنوان واقعيت، به مفهوم رايج كلمه،مي شناسد و اين با كلمه « اله»در قاعده فوق متناظر است.طبق تعبير اول، اگر پروردگار را « جوهر غايي‌» يا « وجوب ناب» فرض كنيم ، و به ياد داشته باشيم كه در اصطلاح متافيزيك  اسلامي، اين امكان هست كه « وجود » را « شئ » بناميم، لاجرم جنبه اي از نيستي يا خلأ وجود دارد كه در طبيعت كل نظام خلقت نهفته است و پيامد مستقيم اين حقيقت است كه،علي الاطلاق، فقط خداوند واقعي است.طبق تعبير دوم، اگر اشيا را به مفهوم متداول تلقي كنيم، آنگاه خلأ، يعني آنچه از اشيا تهي است، يه صورت اثر و پژواك حضور خداوند در نظام هستي جلوه مي كند، زيرا از طريق نفي « اشيا » در واقع به آنچه وراي همه چيزهاست اشره دارد.بنابرابن فضاي خالي مظهر تنزه

·        و تعالي پروردگار و حضور او در تمام اشيا است. اين اصل  اساسي متافيزيكي كه بر پايه « شهادت » بتا شده، و نيز امتناع اسلام از اينكه منظر خود را بر مفهوم خدا ـ انسان، مبتني سازدـامتناعي كه خود با تأكيد اسلام بر وحدت همخواني دارد ـ عميقآ بر نقش مهمي دلالت مي كنند كه فضاي خالي (خلأ) در هنر اسلامي ايفا مي كند و اهميت معنوي آن را در مقام نمادي قدرتمند در هنر و معماري توضيح مي دهند.

·        هنر اسلامي همواره در پي آن بوده است تا فضايي بيافريند كه در آن بر سرشت موقت و گذراي اشياي مادي تأكيد شود و تهي بودن اشيا مورد توجه قرار گيرد.اما اگر قرار بود اشيا به كلي غير واقعي و مطلقآ هيچ باشند، در آن صورت اصولآ شئ وجود پيدا نمي كرد و هنري نبود كه در مودر آن بحث شود.اما واقعيت امر در تماميت خود در بر دارنده جنبه وهمي اشياء، اشياء به مثابه بازتاب ها و مظاهر مثبت مراتب عالي تر هستي، و نيز خود حقيقت مطلق است.بايد به هر دو اين جنبه ها تأكيد شود.يكي با فضاي خالي متناظر است، ديگري با ماده ، فرم، رنگ و ... « مثبت » كه در اثر هنري به كار مي آيد. اين دو در كنار يكديگر تجسم بخش هستي كامل هر شئ ، زاينده عدم واقعيت آن و مبين واقعيت ذاتي آن در مقام مظهري مثبت و كليتي هماهنگ هستند.كنار هم قرار گرفتن اين دو جنبه را به روشني مي توان در نقوش اسليمي كه مشخصه هنر اسلامي است مشاهده كرد، كه در آن، فضاي منفي و « فرم » مثبت به طور برابر نقشي اساسي دارند.نقوش اسليمي اين امكان را براي فضاي خالي فراهم مي آورد كه به قلب ماده نفوذ كند، تيرگي را از آن بزدايد و آن را در برابر « نور الهي » شفاف سازد و به روح اجازه مي دهد تا تنفس كند و بسط يابد.

·        نقش اسليمي به همين ترتيب، از طريق بسط و تكرار فرم هايي كه با فشاي خالي در هم آميخته است، از ثابت ماندن نگاه در يك نقطه و محصور شدن ذهن در انواع خاص انجماد و تبلور ماده  جلوگيري مي كند و به چشم و ذهن آزادي عمل مي بخشد. البته ايت استنكاف از يكي دانستن هر گونه فرم محسوس با الوهيت،حتي به صورتي نمادين،همان قدر در اصرار اسلام بر وحدت والهي ريشه دارد كه فقدان شمايلي  كه بتواند نماد خداـانسان  يا تجسد  الوهيت  قرار گيرد، چنان كه در ساير سنتها يافت مي شود. از آنجا كه در اسلام ايماژي قدسي به تعبيري كه در مسيحيت هست موجود نيست، انسان يا تجسد الوهيت قرار گيرد، چنان كه در ساير سنتها يافت مي شود.از آنجا كه در اسلام ايماژي قدسي به تعبيري كه در مسيحيت هست موجود نيست، انسان به هيچ وجه با يكي دانستن خود با ايماژ خدا- انسان چنين نمود ظاهري پيدا نمي كند.نقش كردن چهره « انسان كامل » كه نزديك ترين تصور در اسلام به تصور خدا- انسان  در اديان ديگر است ، همچون تصوير كردن الوهيت منع شده است.بنابر اين انسان بايد ذهن خود را درون خويش متمركز كند و آرامش باطني داشته باشد، زيرا فقط از طريق اين آرامش دروني و تفكر مي تواند نسبت به پروردگار آگاهي پيدا كند

·        پرهيز از شمايل در اسلام كه امكان تجسم حضور الهي را در تصوير يا شمايل منتفي مي سازد، عامل مهمي در تشديد اهميت معنوي فضاي خالي در ذهن مسلمانان است. فضاي خالي از اين طريق و نيز به واسطه اصل متا فيزيكي

·        توحيد به عنصري قدسي در هنر اسلامي بدل شده است.پروردگار و تجليات او با هيچ مكان، زمان يا شئ خاص يكسان پنداشته نمي شود.لذا حضور او فراگير است، همانطور كه در قرآن مي فرمايد: « پس به هر طرف رو كنيد، به سوي خدا رو آورده ايد. »( بقره‌، 115).بنابراين تهي بودن در هنر مترادف نجلي امر قدسي مي شود.مسجد، چه بناي ساده اي مربوط به دوران قديم همچون مسجد دامغان باشد، يا مسجد ويران شده دماوند ، يا مساجد پر زينتي چون مساجد شهر هاي فاس ، اصفهان، مشهد يا لاهور، به واسطه تهي بودنش حس « حضور الهي » را القا مي كند. همانطور كه پيشتر توضيح داده شد، اين امر در مورد نوع اول مساجد از طريق غياب شكل ها و رنگ هاي مختلف، و در مورد دوم از طريق طرح هاي هندسي و گل و گياه، استفاده از رنگهاي مختلف ، و در مورد دوم از طريق طرح هاي هندسي و گل و گياه، استفاده از رنگها،بكارگيري انواع نقوش اسليمي ، و نيز به مدد خوشنويسي تحقق يافته است.در مورد خوشنويسي بايد گفت كه نقوش منفي تقريبآ به اندازه نقوش مثبت واجد اهميت هستند و اين مسئله چه در خط كوفي و چه در خط شكسته به خوبي متجلي است. بسياري از شيوه هاي خوشنويسي همان قدر كه به دليل سبك و سياق هود خط مشهورند، به واسطه نقوش ناشي از فضا هاي خالي اشتهار دارند.نمونه هايي از اين استفاده مثبت از فضاي خالي در نقوش و خوشنويسي در آثار هنري مختلف از طرح هاي مناره هاي سلجوقي در ايران گرفته تا پنجره هاي كاخ خاي مراكش به وفور ديده مي شود.

·        مي توان گفت از طريق خوشنويسي و نيز نقش هاي اسليمي و هندسي، نوعي آگاهي نسبت به ارتباط ميان  فضاي خالي و حضور الهي در هنر اسلامي حاصل مي آيد كه با نگرش معنوي نسبت به « فقر » ارتباطي نزديك دارد.تمامي هنر هاي اسلامي كه هنر ايراني داراي برجسته ترين نمونه هاي آن است، حتي از طريق اشياء مادي مؤيد اين آيه قرآن است كه : « خدا غني و بي نياز است و شما فقير و نيازمنديد »(محمد، 38‌). حتي هنر پر زرق و برق ايران عصر صفوي يا آندلس (اسپانياي كنوني) عصر بني اميه هم مي تواند بيانگر اين « فقر » باشد و به اين اصل وفادار بماند كه فضاي خالي نماد امر قدسي و دروازه اي است كه حضور الهي  از طريق آن به نظام مادي كه محيط بر انسان در سفر زميني اوست، داخل مي شود.

·        به اين ترتيب فضاي خالي اثر محدود كننده فضاي كيهاني بر انسان را حذف مي كند،چون هروقت و هر جا حجاب جسم برداشته مي شود،نورالهي به درون مي تابد. بودن در اتاقي فاقد هرگونه اثاه،نشستن بر فرشي با طرحي سنتي كه با نقش هاس اسليمي و شكل هاي استيليزه بافته شده است، حضور در مسجدي كه از ظريق سادگي يا تزييناتش كه آن هم بر پايه اهميت فضاي خالي و خلأ بنا شده و تجسم بخش كثرت در وحدن اس و مترادف با كسب تجربه اي معنوي نسبت به فضاي خالي به مدد هنر است و اين تجربه به نوعي بسط(« انشراح») راه مي برد كه اثر قبض كيهاني بر جان انسان را زايل مي كند و انسان را در  برابر پروردگار قرار مي دهد و او را از حضور فراگير پروردگار آگاه مي سازد.

·        اهميت مثبت فضاي خالي را در ضمن بايد در نقشي ديد كه فضا در معماري و شهرسازي ايفا مي كند.در معماري غربي ادوار مختلف، چه دوره كلاسيك،قرون وسطا يا عصر حاضر ، فضا با شكل مثبتي چون شاختمان با مجسمه تعريف مي شود، شئ است كه فضاي اطراف خود را تعريف مي كند و به اين فضا معنا و هدف خاصش را مي بخشد. در معماري اسلامي، ،فضا حسي منفي دارد.فضا نه با شئ مثبت ، بلكه با عدم حضور جسمانيت  يا ماديت تعريف مي شود.اين هم جنبه اي ديگر از فضاي خالي، يا به بيان بهتر، « فضاي منفي » است.ارتباط نزديكي كه بين هنر و كيهان شناسي سنتي وجود دارد به  ما امكان  مي دهد تا اين برداشت از فضا در هنر و معماري اسلامي  را با توسل به تعريف فضا در آثار محققان مسلمان در مورد كيهان ونجوم بهتر  درك كنيم.

·        در بيشتر مكاتب كيهان شناسي اسلامي، بالاترين فلك فضاي زير خود را تعريف مي كند و لذا « آنچه فضا را محدود و تعريف مي كند» ( محدّد) ناميده مي شود.فضاي كيهاني در نسبت با سطح داخلي دورترين فلك تعريف مي شود، نه در نسبت با هر شئ مثبتي چون زمين يا سيارات ديگر. تو گويي فضا از فضاي مادي خلقت بريده شده و بيشتر در ارتباط با سطحي كه محيط بر آن است درك مي شود تا شئ كه محاز در آن است.البته فضا تعلريف كيهان شناختي ديگر هم دارد و نويسندگان مسلمان در تعريف فضا اتفاق نظر ندارند. اما ديدگاهي كه به آن اشاره شد بيش از بقيه مورد توافق است و دقيقآ همين ديدگاه است كه موارد متناظر و كاربردش را در هنر پيدا مي كند.

·        فضا در معماري و شهرسازي اسلامي دقيقآ به همان ضيوه فوق در نسبت با سطوح داخلي  فرم هاي محيط بر آن تعريف مي شود، و نه در نسبت با شئ مثبت محسوس.فضا في نفسه منفي است و با نماد معنوي فضاي خالي مستقيمآ مرتبط است.ديوار هاي داخلي باغ است كه فضاي داخلي باغ ايراني را تعريف مي كند،نه هيچ شئ يا عمارت يا حوضي كه در وسط آن قرار گرفته باشد.به همين ترتيب، در شهر هاي سنتي،ديوار هاي ساختار هاي اطراف است كه فضاي بازار را شكل مي دهد.در عبور از گذر هاي باريك اين بازار،فضا كه مترادف با غياب جسمانيت است و در نتيجه با فضاي خالي يكسان به نظر مي رسد،همچون مسيري است كه در تراكم فرم هاي مادي گشوده شده است تا روح بتواند در جهاني كه بدون آن گذر هاي باريك خفقان آور مي شود تنفس كند.اهميت ويژه گسترش اين فضاي منفي كه اغلب در صحن مسجد كه فضاي باريك تر بازار يا خيابان به آن ختم مي شود و همچون در حياط خانه هاي شخصي كه خيابان ها و فضا هاي باريك به انها منتهي ميگردند اتفاق مي افتد، از اينجا ناشي مي شود.

آنكه حس فضا را در خيابان هاي شهر فاس يا بازار اصفهان تجربه كرده باشد، با منتهي شدن ناگهاني اين فضا به صحن وسيع يك مسجد، خانه يا ميداني كه به شكل سنتي احداث شده، يه طور بيواسطه شادي و انبساطي در خود احساس مي كند.براي فرد مسلمان اين احساس همواره با تشديد آگاهي نسبت به حضور الهي همراه است كه اين امر هميشه نشاط آفرين است.تصادفي نيست كه واژه « انبساط »در زبان عربي و فارسي هم به معناي گشايش و هم به مفهوم نشاط است،و اينكه تشديد ايمان و تجربه معنوي در اسلام، به تعبير قرآن، با انبساط سينه يا « انشراح الصدر »

همراه است.معماران و طراحان شهري مسلمان كه كار خود را بر معناي مثبت فضاي خالي در تفكر ديني اسلامي مبتني مي ساختند،با به كارگيري ماهرانه فضاي منفي مي توانستند فضايي خلق كنند كه در آن صرف غياب جسمانيت يا به درونگرايي و تفكر منتهي مي شد،كه نمونه آن را در بناي باغهاي ايراني شاهد هستيم، يا به انبساط و نشاطي روحاني مي انجاميد كه در فضاهاي مساجد بزرگ مشرف به فضاي بسته و منفي بازار و خيابان هاي شهر هاي سنتي اسلامي احساس مي كنيم.

 

بنابراين فضاي خالي، چه در هنر و چه در معماري اسلامي، از طريق شفاف كردن ماده و آشكاركردن سرشت فاني آن، و در عين حال در آميختن حضور الهي با اشكال مادي،نقشي مثبت ايفا مي كند.چون در اسلام الوهيت هرگز تنزل يا تجلي مادي يا تجسد در قالب خاصي پيدا نكرده است، در ذهن مسلمانان همواره مطلق و نامحدود باقي مانده است.در نتيجه، در عين حال كه به خودي خود كمال و غناي تام تمام است،در نظر مردمي كه در جهان مادي زندگي مي كنند به صورت واقعيتي چنان متعالي و منزه و وراي امر مادي جلوه مي كند كه حضور او رادر اين جهان فقط به مدد فضاي خالي مي توان حس كرد.بنابراين بكارگيري فضاي خالي در هنر اسلامي،در كنار استفاده از سمبوليسم هندسي و ديگر اشكال تمثيل پردازي انتزاعي،به يگانه ابزار نشان دادن وحدت از طريق هنر و معماري بدل گرديد،وحدتي كه در همه جا حضور دارد و در عين حال وراي همه چيز است.هنر اسلامي با بكارگيري فضاي خالي در هنر هاي تجسمي،كه بي شباهت به استفاده از سكوت در موسيقي و شعر نيست،محملي شد براي بيان آن معنويتيكه در يطن اسلام جاي دارد،وحدتي كه سرآغاز و غايت القصواي ايمان است، چنانچه استاد تصوف محمود شبستري سروده است:

يكي بين و يكي گوي و يكي دان                                     بدين ختم آمد اصل و فرع ايمان

« گلشن راز»

·        
بررسي تكنيك ساخت مسجد جامع اصفهان

براي اولين بار و با استفاده از روش پليگونال انجام شد

بررسي تكنيك ساخت و آسيب‌هاي وارده بر مسجد جامع اصفهان

·        كارشناسان ايتاليايي براي شناسايي تكنيك ساخت، ملات به كار رفته و آسيب‌هاي احتمالي موجود در سازه مسجد جامع اصفهان، اين مسجد را مورد بررسي‌هاي پليگونال قرار دادند. بررسي‌هاي پليگونال روشي ويژه است كه در آن متخصصان با استفاده از پرتوهاي الكترونيكي و ليزري مي‌توانند تصويري كامل و جامع از پشت و درون يك سازه داشته باشندفريبا سعيدي»، كارشناس باستان‌شناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان در مورد اين بررسي‌ها گفت: «با توجه به اين كه مسجد جامع اصفهان از نظر معماري و نحوه ساخت، سازه‌اي بسيار پيشرفته و منحصر به فرد محسوب مي‌شود و از اوايل اسلام تا دوران صفويه و حتي قاجاريه با تغييرات مختلفي مواجه شده است، متخصصان ايتاليايي در بخش‌هاي غربي و ايوان استاد، بررسي‌هاي پليگونال را انجام دادند 
وي با اشاره به اين كه اين بررسي‌ها براي اولين بار در كشور انجام مي‌شود، گفت: «با مشخص شدن نتايج اين بررسي‌ها تا چند ماه ديگر، ايتاليايي‌ها بدون هيچ تخريبي متوجه خواهند شد كه اين سازه در هر بخش چگونه ساخته شده و از چه ملات و ابزاري در ساخت آن استفاده شده است» 
كارشناسان ايتاليايي از سال‌هاي قبل از انقلاب، بررسي‌ها و كاوش‌هاي باستان‌شناسي را با همكاري كارشناسان ايراني آغاز كرده‌اند. هم اكنون نيز گروهي متشكل از متخصصان

·        ايراني و ايتاليايي، بررسي‌هاي باستان‌شناسي را در اين مسجد انجام مي‌دهند. 
سعيدي در مورد اين كه آيا با انجام مطالعات پليگونال مي‌توان آسيب‌هاي وارد شده به سازه را نيز روشن كرد، گفت: «در انجام مطالعات پليگونال متوجه خواهيم شد درون سازه مسجد با چه آسيب‌هاي احتمالي مواجه شده است و بخش‌هاي مختلف سازه مسجد از لحاظ آسيب‌شناسي چه وضعيتي دارند.» 
مسجد جامع عتيق اصفهان از جمله قديمي‌ترين و مهم‌ترين مساجد كشور است كه ايران قصد دارد آن را در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت برساند. اين بنا به علت داشتن بقاياي معماري از دوره‌هاي مختلف از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

·        ساروج در گذر زمان

·        ساروج يكي از مصالح قديمي مصرف شده در ايران و بعضي كشورهاي كنار خليج فارس مي‌باشد كه تاريخ شروع كاربرد دقيق آن را نمي‌توان حدس زد ولي نمونه‌هايي 700 ساله از ساروج هم‌اكنون در نقاط مختلف ايران يافت مي‌شوند. از كشورهاي ديگري كه ردپايي از ساروج در آن يافتيم و در دانشگاههاي آن نيز، به ساروج به عنوان يك ملات نگريسته مي‌شود، كشور عمان مي‌باشد كه در دانشگاه «سلطان قابوس» ، حتي مقاله‌هايي نيز در اين زمينه ارائه گرديده است. آخرين باري كه در ايران از ساروج استفاده شده حدود هشتاد سال قبل و در ابتداي دوره پهلوي بوده كه از اين تاريخ به بعد اين ملات كلا به فراموشي سپرده شده و از صحنه معماري ايران حذف گرديده است و فقط در كتب مصالح به آن اشاره شده‌است.

·        كاربردهاي ساروج :

o   ساروج با توجه به خاصيت اصلي آن يعني نفوذپذيري بسيار اندك به عنوان روكش در سازه‌هايي كه در تماس مستقيم با آب بوده‌اند مانند آب‌انبارها ، حوضها ، حمامها و … مورد استفاده قرار گرفته است

·        ساروج با توجه به نحوه اجراي آن از سطحي بسيار بسيار صاف و براق رخورداراست كه اين ظاهر ساروج ، باعث استفاده از آن در امر تزئينات ساختمان گرديده

·        مواد تشكيل دهنده ساروج :

·        بدنه اصلي ساروج از تركيب آهك با سيليس فعال شكل مي‌گيرد. نكته مهم در اينجا فعال بودن سيليس مي‌باشد كه به سيليس آمورف يا بي‌شكل معروف است چرا كه ساختمان آن بلوري نمي‌باشد. در گذشته براي تامين سيليس از خاكستري كه در محل با سوزاندن فضولات حيواني حاصل مي‌شد استفاده مي‌كردند كه امروزه مي‌توان از جايگزينهايي مانند سيلكافوم (ميكروسيليس) استفاده كرد. يكي از معايب اصلي ساروج خاصيت كاهش حجم آن مي‌باشد كه با توجه به كاربرد ساروج در امر پوشش ، اين خاصيت باعث ترك خوردگي در سطح و در نتيجه ايجاد اختلال در نقش اصلي آن يعني نفوذناپذير كردن سطح مي‌شود. براي كاهش اثرات اين خاصيت مخرب، در گذشته از الياف طبيعي كه شامل الياف گياهي مانند لوئي كه از نوعي ني بدست مي‌آمده و همچنين الياف حيواني مانند پشم بز و شتر و يا گاهي موي سر انسان ، استفاده مي‌شده است. امروزه مي‌توان از الياف مصنوعي مانند الياف پليمري ، فلزي و يا شيشه‌اي بجاي الياف مصنوعي استفاده كرد. در بعضي مواقع كه مواد اصلي تشكيل دهنده ساروج كمياب بوده و ياگاهي براي بدست آوردن ساروجهايي با خاصيتهاي مختلف از ماسه ريز دانه استفاده مي‌شده است ولي اين ماسه كارآيي ملات را پايين مي‌آورده كه براي جبران آن از خاك رس استفاده مي‌شده است. .

 

 

سبک های معماری

سبک های معماری 

نگاهی به سبکهای معماری

با تحولات عظيمي كه در چند قرن اخير در حوزه‌ي تفكر صورت گرفته است، معماري نيز دستخوش دگرگوني‌هايي گرديده كه باز خورد آن را مي‌توان در تعدد سبك‌ها مشاهده كرد. به اين معني كه، اين معماري است كه آن تفكرات را توصيف مي‌كند.

-مكتب شيكاگو:

در طي دو دهه آخر قرن نوزدهم اولين نمونه هاي ساختمان هاي مدرن به دور از هر گونه تاريخ گرايي و تزيينات در شيكاگو ساخته شد .ساختمان هاي اين دوره بلند مرتبه با اسكلت فولادي بود . اولين مهندس مطرح در اين دوره ويليام لي برون جني بود .

روش هاي طراحي واجرايي واصول نظري اين معماران به نام مكتب شيكاگو شهرت يافت ومي توان آن را اصول اوليه معماري مدرن محسوب كرد كه مهمترين اين اصول عبارتند از:

الف)استفاده از اسكلت فولادي  ب)نمايش ساختار در بنا   ج)عدم تقليد از سبك هاي گذشته  د)استفاده اندك از تزيينات  و)استفاده از پنجره هاي عريض

-معماري ارگانيك:

بينش معماري ارگانيك ريشه در فلسفه رمانتيك دارد .رمانتيسم يك جنبش فلسفي وهنري وادبي است كه در اواخر قرن هيجده ونوزده ميلادي در شمال غرب اروپا شكل گرفت وبه ساير مناطق اروپا وامريكا سرايت كرد.اين جنبش واكنشي در مقابل خرد گرايي عقل مدرن بود .

فرد ريش ويلهم شيلينگ  كه يكي از بنيان گذاران مهم فلسفه رمانتيك محسوب ميشود معتقد بود كه طبيعت جزيي از خود انسان است وبين انسان وطبيعت جدايي نيست.

-پست مدرنيته:

- پست مدرن

 از دهه شصت ميلادي موضوع پست مدرن در معماري به صورت يك سبك مهم مطرح شد وانتقادات زير بنايي به انديشه منطق گرا وتكنو مدار معماري مدرن وارد گرديد . اغاز گر اين جنبش كسي نبود مگر يكي از شاگردان لويي كان به نام رابرت ونچوري .

در جواب شعار ميس كه گفته است “كمتر بيشتر است” وي بيان ميكند “كه كه كمتر كسل كننده است “.از نظر ونچوري معماري تنها تكنيك نيست بلكه مسائل بسيار پيچيده ومتضاد در ساختمان وجود دارد كه نمي توان ان ها را ناديده گرفت .

-معماري هاي تك و اكو تك

معماران اين سبك  تكنولوژي  را دستاورد بزرگ مدرنيته ومهم ترين عامل توسعه وپيشرفت در قرن بيستم مي دانستند .نظريات ومباني هاي تك ومعماري مدرن در اصول بسيار به يكديگر   نزديك است ومي توان گفت كه معماري هاي تك  فرزند معماري مدرن است .ولي در ظاهر شكل تفاوت هايي  بين اين دو مكتب ديده مي شود وبه طور كلي مي توان گفت كه سادگي وبي پيرايي فقط در معماري مدرن وجود دارد ودر”هاي تك” ملاحظه نمي شود  و اگر معماري مدرن در طرح هاي خود   درون ماشين   را به نمايش مي گذارد در معماري هاي تك  داخل ماشين را نشان ميدهد.

-معماري ديكانستراكشن

برپايه مكتب فكري ديكانستراكشن از سال 1998 و به طور دقيق‌تر از اوائل 1980 سبك معماري‌اي به نام ديكانستراكشن ابداع شد.

هر پديده و هر متني، ماهيت مستقل خود را دارد و هيچ دو فرد يا پديده‌ي مشابه و تكراري وجود ندارد. پس به تعداد مفسران يك متن، تفسير از آن متن وجود دارد و معاني يك متن متكثرند و در تقابل‌هاي دوتايي يك معني بر معني ديگر ارجحيت ندارد. اگر ساده بگوييم و درست متوجه شده باشيم، معماري ديكانستراكشن بايد هم پاسخگوي بينش‌هاي آينده‌نگر و هم بينش‌هاي گذشته‌نگر باشد و همه‌ي سلايق را در زمان حال در نظر بگيرد؛ شايد به همين دليل باشد كه سبك ديكانستراكشن را از زير مجموعه‌هاي پست مدرنيسم مي‌دانند.

-معماري فولدينگ

فولدينگ يعني “چين ولايه” يعني لايه هاي هزار تو يعني هر لايه در كنار لايه ديگر همه چيز در كنار هم است وهيچ انديشه اي بر ديگري ارجحيت ندارد وتفسيري بالاتر وفراتر از ديگري نيست.

اما بايد توجه كرد در فولدينگ به عدم وجود سلسه مراتب و طبقه‌بندي و عمودگرايي توجه بيشتري شده است و به جاي آن به افق‌گرايي و هم ترازي اهميت بيشتري داده شده است. به عبارتي فولدينگ مي خواهد  منطق دو ارزشي را ديكانستراكت كند و كثرت را جايگزين ان كند .فولدينگ هم مانند ديكانستراكشن در پي از بين بردن مبناهاي فكري تمدن غرب وبالاخص منطق مطلق و رياضي گونه مدرن است.

-معماري كيهاني - غير خطي

معماران سبك ديكانستراكشن كه در اوايل دهه نود ميلادي به سمت مكتب فولدينگ گرايش پيدا كرد ند براين نظريه خود را پايبند نديدند. انها در روند شكل گيري موضوعات علمي وفلسفي جديدتر حركت علمي و فلسفي جديدي كه از اواخر دهه 1970 بامبحث ديكانستراكشن شروع شده بود را ادامه دادند . چارلز ديكنز شخصي بود كه اين نظريات را وارد حوزه معماري كرد .از نظر چارلز جنكز معماري بايد معلول باشد .معلول ديدگاه انسان از خود واز جهان پيرامون خود معماري بايد معلول شرايط امروز باشد. به عقيده جنكنز اگر در جهان سنت فرم تابع سنت ودر جهان مدرن فرم تابع عملكرد بوده است” در جهان كنوني فرم تابع ديدگاه جهاني بايد باشد”.


بهله ...عکس معماری 1


معماری مصر

معماری مصر

از کناره رود نیل تا کشور سودان امروزی را ، سرزمین مصر مینامند . ساکنین مصر در دو منطقه شمالی و جنوبی با دو فرهنگ و رسوم کاملاً متفاوت از یکدیگر می زیستند. در مصر سفلی، شغل مردم چوپانی و مسکن آنها به صورت چادرنشینی بود ولی از مصر علیا مردم به کشاورزی اشتغال داشتند و محل سکونت آنها ثابت بود.
هرودوت ( مورخ یونانی ) درباره ی مصری ها می گوید: (( مصری ها بیشتر از هر قوم دیگری مذهبی ترند)) بطوری که زندگی آنها در مذهب آنها منعکس شده بود.
معماری پادشاهی کهن:
در حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح مصر سفلی و مصر علیا توسط فرعونی به نام "نارمر" با هم متحد شدند و اولین سلسله با یک سیاست واحد به وجود آمد. پس از گذشت این دوره به تدریج معماری مقبره ای یا " مصطبه " آغاز می گردد. مصطبه ها معمولاً به شکل سکویی بلند و مستطیل شکل با دیواره هایی پر شیب ، بر روی محوطه ی تدفین می شده اند. محوطه ی تدفین در عمق زیادی در زیرزمین قرار داشت و به وسیله ی هواکش به سکوی بلند متصل می شده است.
اهرام ثلاثه:
در مصر سه هرم به نام های " خئوپس" ، " خفرن" و " مرکرینوس" یا سنکورع وجود دارد. این هرم ها که در حدود 2700 ق.م ساخته شده اند، در جیزه قرار دارند و در سرزمین مصر مظهر پایداری ابدی ، علم پنهانی، رمز و فنون، حکمت ازلی و جادوگری بوده اند. اهرام جیزه نقطه ی اوجی در تکمیل آن شیوه ی معماری به شمار می رود که با ساختن مصطبه ها آغاز گردید.
معماری دوره پادشاهی میانه :
در این روره که از سال 2300 ق.م آغاز گردید، سرزمین مصر در نا آرامی و آشوب به سر می برد. اما زمانی که مصر بار دیگر متحد گشت هنر معماری و پیکره سازی مجدداً رونق گرفت و هنرهای جدیدی پدید آمد.
مهمترین و بارزترین بازمانده های دوره پادشاهی میانه، مقابر متعدد صخره ای در بنی حسن است. مقابر صخره ای در بیشتر موارد جانشین آرامگاه های هرمی متعلق به پادشاهان کهن گردیدند.
معماری پادشاهی جدید:
هنر پادشاهی جدید که از سال 1650 ق.م آغاز گردید، شامل انواع گوناگون شیوه ها و خصوصیات بود. از محافظه کاری خشک و یخ زده گرفته تا نوآوری خیره کننده ، و از عظمت طلبی جسیم و ستم گرانه گرفته تا زینت کاری ظریف و ماهرانه . این دوران هنری را به هیچ وجه نمی توان با انتخاب چند نمونه برجسته از بناهای باقیمانده اش، به طور کلی معرفی کرد.
اشراف و پادشاهان در این دوره از تاریخ مصر، به پیروی از سنت پادشاهی میانه ، مرقدها و اتاقک های تدفین خویش را در دل صخره های غرب نیل می ساختند و راه های ورود به این اتاقک های تدفین را با دقت تمام پنهان و گم می کردند.
" معبد صخره ای رامسس " و " معبد القصر " و همچنین " معبد آمد رع کرنک " از بزرگترین و معروفترین بناهای این دوره می باشند


اجرای فونت KAteb

برای اجرای فونت kateb در اتوکد ابتدا ازمنوی  formatگزینه Text styleانتخاب وفونتی فارسی ازلیست فونت هاانتخاب شده ازمنوی مزبور خارج شده وازمنوی Tools گزینه load application گزینه kateb , load شده close شود سپس عبارت لاتین kateb تایپ شده start point وبعد آن ارتفاع مشخص شده شروع به نوشتن متن فارسی با فونت کاتب می گردد

تپه حسنلو

 

تپه حسنلو

 

              

 

جام برنزی مربوط به هزارهٔ یکم پیش از میلاد یافت‌شده در حسنلو؛ موزه ملی ایران

تپهٔ حسنلو که در ۷ کیلومتری شهر نقده قرار دارد، یکی از تپه‌های باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۶ هزار سال قبل از میلاد می‌رسد. معروفترین اثر باستانی یافت شده در این محل جام طلای حسنلو است که به عصر آهن تعلق داشته و در موزه ایران باستان نگهداری می شود.

تپه باستانی حسنلو در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه، و ۹ کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده بین دهکده‌های امین‌لو و حسنلو واقع شده‌است. این تپه به مناسبت نام دهکده مجاورش حسنلو نام گرفته‌است.

تپه‌های باستانی زیادی پیرامون تپه حسنلو را فرا گرفته‌اند و گویا هنگام آبادی حسنلو و تمدن عظیمش تمدنهای دیگری نیز با این تپه در تماس بوده و همدوره تمدن حسنلو بوجود آمده‌اند.

 

وجود تپه‌های باستانی دیگر چنین میرساند که اقوام ساکن در حسنلو با اقوام ساکن در تپه‌های اطرافش از یک تیره بوده و با هم داد و ستد و رابطه داشته‌اند. تپه‌های اطراف حسنلو عبارتند از:

تپه باستانی پسدلی در شمال شرقی حسنلو (واقع در دهکده شیخ احمد) تپه بارانی در جنوب حسنلو (واقع در دهکده بارانی عجم) تپه حاج فیروز در جنوب حسنلو (واقع در دهکده حاج فیروز) تپه باستانی تابیه در جنوب غربی حسنلو (واقع در دهکده تابیه) عقرب تپه در مغرب حسنلو (واقع در دهکده دلمه) تپه کوئیک در شمال غربی حسنلو (واقع در دهکده کوئیک) تپه دلنچی ارخی در شمالغربی حسنلو (واقع در دهکده دلنجی ارخی=جوی گدا) تپه باستانی فلات در مغرب حسنلو (واقع در دهکده قلات) تپه باستانی میرآوا= میرآباد در مغرب حسنلو (واقع در دهکده میرآباد) تپه باستانی دیگر بنام ساخسی تپه در جنوب حسنلو (واقع در دهکده ساخی تپه)، تپه نظام آباد در جنوب شرقی حسنلو (واقع در دهکده نظام آباد) تپه مملو در جنوب شرقی حسنلو (واقع در دهکده مملو) تپه محمدشاه در مشرق حسنلو (واقع در دهکده محمدشاه) تپه گرخانه در مشرق حسنلو (واقع در دهکده گرخانه). کلیه تپه‌های یاد شده به فاصله‌های مختلف از یکدیگر و به فاصله ۲ کیلومتر تا شعاع ۱۵ کیلومتر از تپه حسنلو قرار گرفته‌اند.

 

تاریخچه حفاری در تپه حسنلو

 

نشان هلالی‌شکل، آغاز هزاره یکم پیش از میلاد در حسنلو؛ موزه ملی ایرانتپه

حسنلو تپه بزرگ و مدوری به قطر تقریبی ۲۸۵ تا ۲۵۰ متر و ارتفاع ۲۰ متر از سطح رودخانه گدار می‌باشد. این تپه بین دو دهکده امین‌لو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار گرفته‌است. (شکل ۹) ساکنین اولیه تپه حسنلو احتمالاُ قوم مناعی (مانائی) بوده‌اند که تمدن بس وسیع و درخشانی از خود به یادگار گذارده‌اند. از اشیاء مکشوفه درین تپه چنین به نظر می‌رسد که آثار مفرغی آنها کاملاُ قابل مقایسه با آثار مفرغی لرستان یعنی قوم کاسی است و شاید خویشاوندی میان این دو قوم موجود باشد. از قوم مناعی و محل سکونت آنها که سرزمینهای جنوبی دریاچه رضائیه بوده‌است یادی در تورات شده‌است. قوم مناعی را قوم «مان» هم گفته‌اند.

تپه حسنلو ابتدا بوسیله یک هیئت تجاری ایرانی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی کاوش شد و در اسل ۱۳۱۵ بوسیله سر اورل اشتین دانشمند انگلیسی چندین گمانه در آن زده شد و مقداری هم اشیاء بدست آمد. در سال ۱۳۲۶ یک کاوش تجارتی بوسیله آقای فرهادی انجام گرفت و آقای محمود راد بازرس فنی این حفاری بود. در سال ۱۳۲۸ از طرف اداره کل باستانشناسی آقای مهندس علی حاکمی باتفاق آقای محمود راد مأمور کاوش علمی در این تپه باستانی شدند. مقدار زیادی از اشیاء حسنلو که امروزه در موزه ایران باستان دیده می‌شود بوسیله این هیئت علمی به موزه تهران آورده شده‌است. ضمناً گزارش این حفاری بوسیله هیئت مزبور در جلد اول گزارشهای باستان‌شناسی در شهریور ماه ۱۳۲۹ چاپ شده‌است.

در سال ۱۳۳۴ شمسی یک هیئت مشترک ایرانی و آمریکایی به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این حفاری در سالهای بعد هم ادامه یافت.

بالاخره روز پنجشنبه ۲۳ فروردین ماه سال ۱۳۳۷ هیئت مشترک ایران و آمریکا ضمن حفاری در این تپه موفق به کشف جام بزرگ طلای حسنلو گردید. بازرس فنی و نماینده ایرانی هیئت در آن هنگام آقای علی اکبر اصغریان بود. از آن پس مرتباً این تپه بوسیله هیئت مشترک ایران و آمریکا حفاری شده و هنوز هم ادامه دارد (ولی تاکنون کتاب مستقلی در این باره از طرف دکتر ادیسون به چاپ نرسیده‌است).

در دو فصل آخر حفاری تپه حسنلو یعنی در تابستان سالهای ۴۹-۵۱ که غلام‌رضا معصومی بازرس فنی این هیئت بود.

حفاری تپه حسنلو یک حفاری کاملاً علمی است. برای اینکه تپه را حفاری کنند ابتدا سطح آن را به مربع‌های متعدد به ابعاد ۵*۵ متر تقسیم کرده‌اند و سپس در یک سوی جدول حاصله از اعداد و در سوی دیگر از حروف الفبای انگلیسی استفاده کرده‌اند. پس از اینکه ۲۶ حرف الفبای انگلیسی برای ۲۶ ترانشه در کنار هم نام‌گزاری شده‌است برای بار دوم این حروف تکرار شده‌است مانند حروف AA و BB و CC و DD و EE هرکدام برای یک ردیف ترانشه مورد استفاده قرار گرفته‌اند. با این کار محل دقیق هر ترانشه و هر شیئی یافت شده از آن ترانشه به خوبی روشن می‌گردد.

در سالهای اول حفاری، هیئت مشترک ایران و آمریکا در ترانشه‌های مختلف این تپه کار کرد و تقریباً محل مناسبی را برای کار دائمی هر ساله خود پیدا نمود. در همین سالها بود که به ساختمانهای سوخته دوره چهارم سکونت در حسنلو برخورد شد و اثرات سوختگی و شواهدی که این آتش‌سوزی را ثابت می‌کرد یکی پس از دیگری روشن گردید. (شکلهای ۱۹ و ۲۰ و ۲۱). در سالهای اول حفاری، هیئت برای پیدا کردن ارتفاع خاک تشکیل دهنده تمدنهای مختلف در مراحل دهگانه سکونت در حسنلو اقدام به حفر چاهی در مرکز تپه و تقریباً در پست‌ترین قسمت تپه نمود. این چاه در عمق ۵/۱۷ متری از سطح اولیه تپه به خاک بکر و آب رسید و نتایج کلی زیر را بدست آورد:

جام حسنلو: این جام در فروردین ماه سال ۱۳۳۷ بوسیله هیئت مشترک ایران و آمریکا از تپه حسنلو کشف شد. این جام در آغوش انسانی جای داشت که بر زمین افتاده بود و بر پشت او خنجری فرو کرده بودند. نقوش این جام متنوع بوده و دارای ارزش هنری فراوان است. در ابداع نقوش این جام هنرمند سازنده آن احتمالاً از دو داستان شیرین فارسی کهن الهام گرفته‌است. یکی داستان مهر فراخ دشت است که بر گردونه‌ای سوار و همراه یارانش به جنگ دشمن می‌رود که پیمان شکنان را کیفر دهد. دیگری داستان پیروزی فریدون پیشدادی بر ضحاک ماردوش است که شاه فریدون به کمک کاوه آهنگر موفق می‌شود که بر ضحاک پیروز شده و خواهرانش را از اسارت او بیرون آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوران‌های سکونت در حسنلو

 

سنگ لاجورد، هزاره ۱ (پیش از میلاد)، حسنلو، موزه ملی ایرانبه

عقیده دکتر دایسون رئیس هیئت مشترک ایران و آمریکا ده دوره متمایز سکونت در تپه حسنلو موجود است و از قدیم به جدید یعنی از دوره دهم شروع و به دوره یکم که آخرین دوره‌است ختم می‌شود. دایسون تاریخ تقریبی سکونت در دوره دهم را به ۶ هزار سال پیش از میلاد مسیح نسبت می‌دهد و دوره نهم و هشتم تا هفتم را بین ۶ هزار و سه هزار پیش از میلاد می‌داند. از سه دوره دهم و نهم و هشتم اطلاعات زیادی نداریم و مدارک کافی نیز در دست نمی‌باشد و امید می‌رود با ادامه حفاری در تپه حسنلو نکات تاریک این سه دوره کاملاً روشن گردد.

از دوره هفتم تا دوره اول اطلاعات بیشتری موجود است و شواهد باستان‌شناسی و حفریات در حسنلو وجود این دوره‌ها را کاملاً تأئید می‌کند. در این دوره‌ها به بناهای خشتی و گلی و سنگی برخورد شده‌است. از حفاری که در ترانشه U ۲۲ در سالهای ۱۳۴۹ و ۱۳۵۱ انجام گرفت (شکل ۲۲) ثابت شد که از دوره چهارم سکونت در حسنلو یعنی از هنگام وقوع آتش‌سوزی بزرگ حسنلو تا دوره هفتم سکونت (۲۲۰۰ سال پیش از آتش‌سوزی) آثار ساختمانی که دال بر سکونت افرادی در حسنلو می‌باشد موجود است(۱). بنابراین دوره هفتم بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد بوده‌است که از ابزار مفرغی استفاده می‌شده‌است و دوره ششم بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد مسیح و دوره پنجم می‌تواند ۱۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بوده باشد.

در دوره پنجم سکونت در حسنلو ظروف سفالی خاکستری رنگ ظاهر شده‌است ولی اقوام سازنده این ظروف سفالی خاکستری رنگ معلوم نیست که از چه منطقه‌ای به این محل آمده‌اند؟ از مختصات دوره پنجم سکونت در حسنلو وجود ساختمانهای خشتی و گلی است که تاکنون در هیچ نقطه از دنیا یافت نشده‌است.

دوره چهارم بین ۱۳۰۰ تا ۸۰۰ ق-م است یعنی همان دوره آتش‌سوزی بزرگ و لایه‌های سوخته و سیاه شده که تقریباً در مدت ۵۰۰ سال سکونت تشکیل گردیده‌است. در این دوره ساختمانهای حسنلو از سنگ ساخته شده بود و تمدن بسیار درخشانی در این دوره در حسنلو وجود داشته‌است.(شکل ۲۴ و ۲۵) هنر اقوامیکه در این دوره در حسنلو ساکن بوده‌اند بسیار پیشرفته بود و آثار آنها قابل مقایسه با آثار زیویه کردستان و کلورز و مارلیک گیلان و کلیه نفاط لرستان می‌باشد.

دوره سوم سکونت در تپه حسنلو دوره مادها و کمی پیش از آن بوده‌است و نیز این دوره نیمی از دوره هخامنشی را هم شامل می‌شود و خود این دوره به دو قسمت III A و III B تقسیم می‌گردد و دوره III A قدیمتر از دوره III B بوده‌است. دوره دوم همزمان با نیمی از دوره هخامنشی و همه دوران پارت (اشکانی) و نیمی از دوران ساسانی می‌باشد. و دوره اول که لایه بسیار ضعیفی است شامل اواخر ساسانی و اوایل اسلام است که اثری از آن موجود نیست و کلیه آثار این دوره از میان رفته‌است.

مهمترین دوره سکونت در حسنلو همان دوره چهارم است و منظور نگارنده از تشریح کلی حفاری حسنلو و ساختمانهای یافت شده در آن بیشتر روی این دوره می‌باشد. کلیه ساختمانهای یافت شده در حسنلو که از سنگ ساخته شده‌اند متعلق به دوره چهارم سکونت در حسنلو است (گرچه مقدار کمی هم سنگ در پی‌های ساختمانی دوره پنجم بکار رفته‌است).

هیئت حفاری در سالهای پیش از انقلاب توانست اتاقهای متعددی با سالنهای بزرگ در مرکز تپه کشف نماید و دیوار دفاعی قلعه نظامی و دژ محکم این شهر را از زیر خاک بیرون سازد. از کشفیات اخیر این هیئت دست یافتن به سه معبد بزرگ ستوندار است که احتمالاً مراسمی در هر یک از آنها اجرا می‌شده‌است. به‌نظر می‌رسد که این سه تالار بزرگ ستوندار همزمان با هم ساخته نشده‌است بلکه ابتدا تالار ستوندار شرقی و سپس تالار ستوندار بزرگ جنوبی پس از آن دو هم تالار ستوندار غربی ساخته شده‌است و به عبارت دیگر می‌توان گفت هنگامیکه تالار ستوندار بزگ جنوبی را بنا کرده‌اند اولین تالار ستوندار شرقی متروک شده بود و از آن استفاده کافی نمی‌شده‌است و آن تالار به انبار یا طویله اسبان تبدیل شده بوده‌است. و نیز سومین تالار غربی ستوندار را هنگامی بنا کرده‌اند که دومین تالار بزرگ جنوبی تکافوی احتیاجات آنها را نمی‌کرده‌است بدین جهت اقدام به ساختن سومین تالار بزرگ ستوندار کرده‌اند. شواهدی که از این حفاری داریم اینطور نشان می‌دهد که هر سه بنای ستوندار مانند یک مرکز مذهبی یا معبدی بوده که برای انجام تشریفات خاصی ساخته شده و در حقیقت خدا را در آنجا میپرستیدند.

 

دروازه و دیوار دفاعی قلعه

دور تا دور قلعه را دیواری به قطر (عرض) ۳ متر و ارتفاع هفت متر فرا گرفته بوده‌است. در سرتاسر این دیوار برجهای مربع شکلی به فاصله‌های ۳۰ متر از یکدیگر و به ابعاد ۱۰ متر × ۱۰ ساخته شده بود. ارتفاع برجها بدرستی معلوم نیست که چند متر بوده‌است و مسلماً بیشتر از ۷ متر یعنی بلندتر از دیوار قلعه بوده‌است. با احتساب هر ۳۰ متر یک برج، تقریباً محل هفت برج در روی دیوار دفاعی قلعه روشن می‌گردد. طرز قرار گرفتن برجها در میان دیوارها طوری بوده‌است که ۳ متر از طول برج داخل دیوار و ۵ متر آن خارج دیوار (بیرون از قلعه) و ۲ متر آن در سوی دیگر دیوار (داخل قلعه) قرار داشته‌است. از این برجها برای حفاظت قلعه استفاده می‌شده‌است.

از حفاری قسمتی از دیوار قلعه و چند برج می‌توان نتیجه گرفت که تغییراتی در دیوار شهر و برجها در دوران سوم سکونت در حسنلاو پدید آمده‌است و مسیر دیوار قلعه در دوره سوم سکونت با دوره چهارم فرق کرده‌است، زیرا پس از آتش‌سوزی و فروریختن قسمت زیادی از دیوار قلعه و خراب شدن برخی از برجها، دیوار و برجها از نو بنا شده ولی در مسیر دیوار اندکی انحراف حاصل گردیده‌است.

 

حیاط مرکزی و بناهای پیرامون آن

در مرکز این دژ حیاط وسیعی به طول ۲۹ و عرض ۱۹ متر قرار گرفته‌است. البته طول و عرض حیاط در همه سو یکسان نبوده و حیاط تقریباً شکل چندضلعی نامنظمی پیدا کرده‌است بطوریکه در شمال‌ترین قسمت عرضش به ۲۱ متر هم می‌رسد. در انتهای جنوبی حیاط مرکزی مذبح یا قربانگاه قرار داشت و در انتهای شمالی حیاط چند ستون سنگی بلند بفاصله چند متر از یکدیگر به ارتفاع سه متر یا بیشتر مانند لوحه سنگی یادبود به دیوار شمالی حیاط نصب شده بود ولی روی هیچ‌کدام از آنها کتیبه‌ای دیده نمی‌شد. در دو سوی شمالی و غربی حیاط سکوهای سنگی بارتفاع تقریبی ۶۰ تا ۷۰ سانتیمتر و عرض ۱۲۰ تا ۲۳۰ سانتیمتر وجود داشت که با سنگ‌های تخت مفروش بود. دور تا دور حیاط مرکزی و اتاقهای کوچک و بزرگ و تالارهای ستوندار و ایوانهای درازی وجود داشته‌است که بازمانده آن هنوز هم برجای اولش دیده می‌شود.

 

 

 

بناهای سوی شرقی حیاط مرکزی

در جنوب خاوری حیاط مرکزی یک تالار وسیع با چند انبار وجود داشت. در این تالار مقداری زیادی از خمره‌های بزرگ یافت شد. از همین تالار یک در به انبار دیگری که خمره‌های زیادی در آنجا وجود داشت باز می‌شد (شکل۳۰) مورد استفاده این خمره‌ها محققاُ معلوم نیست که آیا برای ذخیره آب بوده یا شراب. ولی به سبب اینکه این قلعه دژ نظامی بوده‌است احتمال ذخیره آب برای روزی که مبادا دژ را محاصره کنند بیشتر است. در شمال همبن انبار اولین و قدیمترین تالار بزرگ ستوندار قرار گرفته‌است. در ورودی این تالار بزرگ ستوندار از همین انبار به داخل حیاط مرکزی باز می‌شده‌است. تا آنجائیکه حفاری سال اخیر روشن کرده‌است این تالار بطول و عرض ۱۶ × ۴ متر از زیر خاک بیرون آمده‌است ولی قسمت جنوب شرقی آن هنوز حفاری کامل نشده و معلوم نیست که ابعاد واقعی این تالار چند متر است. در مرکز این تالار در دو ردیف ۴ ستون وجود داشته‌است که فاصله هر ستون با ستون دیگر ۵ متر بوده‌است و در کنار دیوار نیز محلهائی برای تعبیه ستونهای چوبی با ته ستونهای سنگی دیده می‌شود. در جنوب همین تالار محل محراب یا موبد معلوم است. در میان این تالار ستوندار اسکلت دو اسب به فاصله ۵ متر از یکدیگر در سوی شرقی و مرکزی تالار یافت شد. دیدن این منظره چنین ثابت می‌کند که از این تالار پس از ساخته شدن تالار دوم ستوندار که در جنوب حیاط مرکزی قرار دارد دیگر استفاده نشده‌است بلکه جهت نگهداری اسبان بجای اصطبل بکار رفته‌است.

 

بناهای جنوبی حیاط مرکزی

در جنوب حیاط مرکزی یک واحد بزرگ ساختمانی که شامل اتاقها و تالارهای متعددی بود کشف گردید از بناهای مهم این قسمت دومین تالار بزرگ ستوندار بود که گویا بعنوان معبد پس از متروک شدن اولین و قدیمیترین تالار ستوندار شرقی ار آن استفاده شده‌است. این تالار بزرگ دارای ابعاد ۳۰/۲۴ × ۵/۱۸ متر بود. تعداد ۸ ستون در وسط و ستونهای دیگر در اطراف تالار در کنار دیوارها موجود بوده‌است. همه ستونهای چوبی روی زیر ستونهای منظمی قرار گرفته بودند. سقف چوبی این تالار بر روی ستونهای چوبی استوار بوده و سنگینی تیرهای سقف روی همین ستونهای چوبی تالار می‌افتاده‌است. این تالار بیشتر از یک طبقه (اشکوب) نداشته‌است و ارتفاع آن از کف تا سقف ۷ متر بوده‌است در صورتی که ساختمانهای دیگر اطراف این تالار دو طبقه (دو اشکوبه) بوده و بلندی هر اشکوب ۵/۳ متر بوده‌است. در حقیقت پشت‌بام تالار با پشت‌بام اتاقهای اطرافش در یک سطح مساوی قرار گرفته بوده‌است.

در میان این تالار ستوندار بزرگ معبد مانند، تقریباُ بفاصله ۵/۳ متر از در ورودی سمت شمال تالار سکوئی به اضلاع ۳*۲ متر قرار داشت. این سکو که از خشت و گل ساخته شده بود احتمالاُ جهت انجام تشریفات مراسم مذهبی ویژه‌ای ساخته شده بوده‌است. شاید هم در روی این سکو شمعدانها و چراغهای پیه سوز جهت روشن نگهداشتن معبد قرار می‌داده‌اند و شاید هم قربانی را روی همین سکو تقسیم می‌کرده‌اند. در سمت جنوبی تالار درست در وسط ضلع جنوبی محلی شبیه محراب که شاید محل ایستادن یا نشستن موبد بزرگ بوده‌است درست کرده‌اند که راهی به اتاق کوچک پشت معبد (در ضلع جنوبی آن) دارد. ممکن است همین اتاق کوچک هم محلی برای تعویض لباس روحانی موبد و یا محل کار ویژه‌ای برای موبد بوده باشد.

در سمت شمال شرقی داخلی معبد و تقریباُ قسمت شرقی در ورودی سمت شمال آن در داخل معبد محلی برای روشن کردن آتش مقدس وجود داشته‌است که هنگام اجرای مراسم احتمالاُ در آن محل آتش می‌افروختند و آثار سوختگی زیاد نشانه آتش‌افروزی در آن محل است. در گوشه جنوب غربی معبد نیز آتشگاه دیگری بچشم می‌خورد که عبارت از اجاق مستطیلی شکلی است و آثار سوختگی شدیدی در آن محل نیز دیده می‌شود.

در میان ستونهای این تالار، در قسمت شمال و غربی دو در بزرگ به عرض ۲ متر و در قسمت جنوبی و شرقی درهای ورودی بعرض ۲۰/۱ متر بداخل اتاقهای اطراف تالار باز می‌شوند. در سمت شمال معبد و در دو طرف دروازه شمالی آن دو سکوی بزرگ که روی آنها سنگ‌فرش شده‌است به چشم می‌خورد. عرض هریک از سکوها ۵/۲ متر و طولشان تقریباُ ۸ متر بود. از قرائن و شواهدی که در این معبد و اطرافش موجود است چنین استنباط می‌شود که این سکوها برای نشستن افرادی که به معبد دعوت می‌شدند و یا برای اجرای مراسم خاصی به آنجا می‌آمدند ساخته شده‌اند. و محل سخنران یا موبد که درست مانند سن تآتر یا سینما در مقابل آن سکوها قرار گرفته‌است چنین راهنمائی می‌کند که ممکن است افرادی برای استماع سخنرانی موبد بزرگ در این محل گردهم می‌آمدند و موبد در محل مخصوص خود می‌نشسته یا می‌ایستاده و افراد دیگر روی سکوهای طرفین دروازه شمالی می‌نشستند و مراسم با دستور موبد روی سکوی میز مانند که نزدیک جایگاه موبد بود انجام می‌گرفت. اجرای این مراسم آتش‌افروزی در آتشگاه‌های سمت شمال‌شرقی و جنوب‌غربی معبد همراه بوده‌است.

بناهای اطراف معبد یادشده غالباُ همه به هم راه داشتند و مانند اتاقهای تو در تو در چهار سوی کعبد ساخته شده‌اند و اکنون نیز محل درهای آن که به معبد باز می‌شده کاملاُ پیداست. در قسمت شمالی معبد و خارج آن دو ایوان کوچک در طرفین در ورودی قرار گرفته‌است پیش از اینکه وارد این بنای بزرگ معبد شویم باید از ایوانها بگذریم. این دو ایوان هم شاید محل رخت‌کن یا محل نگهداری اثاثیه و اشیاء کسانی بوده‌است که هنگام ورود به معبد تحویل افرادی می‌دادند تا در بازگشت از معبد دوباره آنها را پس گرفته و با خود ببرند. پیش از اینکه وارد این دو ایوان شویم، در گوشه جنوب‌غربی حیاط مرکزی نظر ما را سنگ بزرگی در فاصله ۲ متری ایوانها جلب می‌کند. این سنگ بزرگ بطول ۴ و بعرض ۲ متر است. شاید هم مراسم قربانی را روی آن سنگ انجام می‌داده‌اند زیرا ممکن است که انسان یا حیوان را برای یزرگداشت معبد بزرگ و خدای معبد قربانی کنند و این سنگ احتمالاُ مذبحی بوده که قربانی را روی آن یر می‌بریده‌اند و پس از شستشوی قربانی برای تقسیم، آنرا به داخل معبد روی سکوی نزدیک جایگاه موبد منتقل می‌کرده‌اند.

اتاقهای دیگر سمت جنوب حیاط مرکزی شامل انبارها، اسلحه‌خانه و آشپزخانه بود که غالباُ به تالار بزرگ ستوندار جنوبی راه داشته‌اند. بجز آشپزخانه که در پشت تالار بزرگ قرار گرفته بود اتاقهای کوچکی با راهروهای بلند سمت جنوب و شرق این تالار را احاطه کرده بود. در کف برخی از اتاقها ته ستونهای سنگی جسته گریخته افتاده بود. در پشت تالار بلند شرق تالار ستوندار یک راهرو وسیعی که احتمالاُ اسلحه‌خانه بوده و یا اسلحه‌ها در آنجا ساخته می‌شده‌است وجود داشت. در سالهای گذشته از این محل تعداد زیادی شمشیر و سرنیزه آهنی کشف شده بود که این نظریه را تأئید می‌کند. یک در ورودی از قسمت جنوب شرقی حیاط مرکزی به محوطه اسلحه‌خانه باز می‌شده که به همه اتاقهای مجاور خود راه داشته‌است. در سمت مغرب همین تالار بزرگ ستوندار چندین اتاق بزرگ و کوچک قرار گرفته بودند که همگی با هم ارتباط داشته‌اند و از آخرین اتاق شمال غربی این واحد ساختمانی راهی به راهرو باریک ساختمانهای غربی حیاط مرکزی و نیز راهی به سومین کاخ بزرگ ستوندار که از دو تالار دیگر جدیدتر است وجود داشته‌است. این اتاق درست روبروی اتاقی که جام طلا از آنجا کشف شد واقع شده‌است.

 

بناهای غربی حیاط مرکزی

در گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی نزدیک مذبح دری به سوی تالار بزرگ ستوندار (معبد) باز می‌شود و در جوار همین در یک راهرو بلند و باریک که بسومین تالار ستوندار غربی (جدیدترین تالار) منتهی می‌شود وجود دارد. در ضلع شمالی همین راهرو نزدیک سومین تالار ستوندار در اتاق کوچکی جام طلای حسنلاو در سال ۱۳۳۸ کشف گردید. این جام در آغوش انسانی که روی سینه بر زمین افتاده بود و به پشت او خنجری فرو رفته و از سوی دیگرش جام را شکافته بود یافت شد. در قسمت غربی حیاط مرکزی یک در ورودی بزرگ به اتاقهای غربی حیاط و تالارهای بزرگش که اتاقهای متعددی داشتند باز می‌شده‌است . تقریباُ بیش از ۱۵ اتاق کوچک و بزرگ که غالباُ بهم راه داشته و با هم ارتباط دارند کشف شده‌است. این واحد ساختمانی، از سوی مشرق به حیاط مرکزی و از سوی مغرب به دیوار غربی قلعه و از سوی جنوب به راهرو باریک و از سمت شمال به راهی که هر بازدیدکننده از این قلعه به هنگام آبادی آن از آنجا عبور می‌کرده‌است و این راه یگانه راه ورودی از سمت غرب قلعه و دروازه غربی قلعه دفاعی بوده‌است. این واحد ساختمانی از سوی شمال دارای در بزرگ ورودی بوده‌است که بوسیله پله‌های درازی به طول ۱۱ تا ۹ متر به دخل راهرو بلند که طولش ۲۲ و عرضش ۹ متر بوده بدون بنا راه داشته‌است. این راهرو دارای دو دروازه غربی و شرقی هم بوده، که فاصله دروازه‌ها از هم ۵/۱۶ متر بوده‌است. یک در هم در سمت جنوب آن به راهرو باریک یاد شده باز می‌شده‌است. یک هال کوچکتر هم در مغرب این راهرو (هال) بزرگ غار داشته‌است که طولش ۶۰/۱۴ و عرضش ۴۰/۳۰ متر بوده و از این هال غربی یک در ورودی به سومین تالار بزرگ ستوندار غربی به عرض ۲ متر باز می‌شده‌است.

سومین تالار ستوندار غربی که در شمال غربی تالار دوم بزرگ جنوبی و به فاصله زیادی از آن قرار گرفته بود حتماً پس از آن تالار بنا شده بوده‌است. ساختمان این تالار شباهت زیادی به بناهای دوران هخامنشی دارد، زیرا ستونها را یک پارچه از سنگ ساخته‌اند و نظم بیشتری در ساختن این تالار بکار رفته‌است. ابعاد این تالار ستوندار جدید ۶۰/۱۵ * ۱۵ متر و تقریباً مربع شکل بوده‌است. عرض دروازه‌های ورودی آن ۲ متر و فاصله این تالار تا دیوار دفاعی قلعه ۹۰/۳ متر بوده‌است. در قسمت شمال شرقی این تالار ستوندار و در داخل تالار آتشگاهی قرار داشت و محل اجرای مراسم یا محل موبد تقریباً در مرکز تالار واقع شده بود.

 

بناهای شمالی حیاط مرکزی

در قسمت شمال حیاط مرکزی بناهای دیگری وجود داشت که در دو فصل اخیر آنها را یکی پس از دیگری از زیر خاک درآورده‌اند. این اتاقها که فعلاً به ۱۵ عدد می‌رسند، احتمالاً محل نگهداری بانوان کاخ و شاید کنیزان و غلامان دژ بوده‌است. زیرا در تابستان سال ۴۹ از این قسمت تعداد زیادی جعبه‌های کوچک به شکل مکعب مستطیل محصوص نگهداری وسایل آرایش، مانند سرمه‌دان و وصمه‌دان استخوانی و عاجی یافت شد که این احتمال را بیشتر تقویت می‌کرد.

در اتاق بزرگی که بنام ترانشه w ۲۹ در سال ۱۳۴۹ حفاری شد استخوانهای ۱۱ اسکلت بهم خورده و درهم و برهم وجود داشت. وضعیت و موقعیت قرار گرفتن اسکلتها روی زمین مرگ غیرطبیعی آنها را کاملاً ثابت می‌کرد. در میان این اسکلت‌ها ۴ اسکلت بچه وجود داشت. مسیر افتادن اسکلتها با هم فرق داشت و دفن هیچکدام جهت معین و منظمی نداشت و چنین به نظر می‌رسید که هنگام مرگ، آنها با دستپاچگی و در حین فرار به زمین افتاده و مرده‌اند. چند اسکلت هم روی صورت وارونه افتاده بود و چند اسکلت روی دست راست و تعدادی طاق‌باز و یکی دوتا هم روی دست چپ بر زمین افتاده و مرده بودند. سر چند اسکلت از بدن جدا شده بود و یکی از آنها فقط یک پا داشت و پای دیگرش پیدا نشد. اسکلتی که احساس می‌شد زن است دست به سوی کودکی دراز کرده بود که کودکش را در آغوش کشد ولی مهلتی به او داده نشده بود و مرده بود، شاید احساس و عاطفه مادری مانع آن شده بود که کودکش را بگذارد و خودش فرار کند. به احتمال بسیار قوی این اتاقها را آتش زده‌اند و هنگام ریزش تیرها و فرود آمدن سقفها ساکنین آنها با وحشت پا به فرار گذاشته‌اند ولی نتوانستند موفق شوند و به سبب بریده شدن دست و پای آنها نیز به احتمال قوی ریزش خاک و افتان تیرهای سقف بوده‌است. دو اسکلت که در اتاق مجاور این اتاق بزرگ یافت شد احتمالاً زن و مردی بوده‌اند که در یک رختخواب خوابیده بوده و پای راست یکی روی پای چپ دیگری افتاده و هنگام وقوع حادثه حتماً خواب بوده‌اند.

در میان حیاط مرکزی نیز اسکلت‌های متعددی یافت شد که غالباً استخوان‌های آنها سوخته و کاملاً از بین رفته بود. در ترانشه w ۳۰ چند اتاق وجود داشت که از یکی از اتاقها دو بشقاب سه پایه سنگی بسیار زیبای منقوش پیدا شد. در این محل روازه‌ای به اتاقها باز می‌شد که در شرق آن دو تخته سنگ بزرگ بر روی سکوئی قرار گرفته بود. در همین محل یک اسکلت که در چاهی افتاده بود چنین وانمود می‌کرد که این چاه را نیز مخصوص دفن همین اسکلت کنده‌اند زیرا اسکلت را روی شکم و صورت در ته چاه خوابانیده بودند و اثری از دفن دیده نمی‌شد. بطوریکه سر اسکلت به طرف شمال شرقی و پایش بسوی جنوبغربی شکم و صورتش بر روی زمین قرار داشت. جالب اینکه هیچ شیئی در کنارش دیده نمی‌شد. دایسون عقیده دارد که «احتمالاً ر آن دوره صاحبان این نوع اسکلت‌ها با این نوع دفن حتماً دچار بیماری سخت و مسر شده‌اند» ولی به‌نظر اینجانب این امر غیرطبیعی و غیر منتظره‌است زیرا هرچقدر بیماری خطرناک و مسری بوده باشد و آنها در اثر این بیماری فوت شده باشند باید بازماندگانش ظرفی یا شیئی در کنارشان می‌گذاشتند، ولی ممکن است اعتقادات مذهبی آنها اجازه گذاشتن چیزی را در قبر آنها ندهد (مانند دین اسلام) و یا اینکه اینان بزه‌کار، جانی، جاسوس و اسیر بوده‌اند و برای متنبه کردن افراد دیگر حتی خواسته‌اند آنها را در انظار مردم خوار گردانیده و در دنیای دیگر نیز (بعقیده خودشان) بدون غذا و آب بگذارند.

در ترانشه‌های w ۱۸ و w ۱۹ که در سالهای گذشته حفاری شده ولی حفاری آن ناقص مانده بود برای تکمیل حفاری چند روزی کار شد، در این ترانشه‌ها سه دیوار از سه دوره مختلف یافت شد و یک اسکلت گاو در این ترانشه قرار داشت که سه اسکلت انسان نیز در کنار آن افتاده بود. بدرستی معلوم نیست که این محل چه بوده و علت مرگ انسانها و گاو همان آتش‌سوزی بوده است؟ که سقف بنا فروریخته و آنها در زیر خاک مدفون شده‌اند و یا جنگی رخ داده و ضمن جنگ کشته شده‌و بعداً آتش هم روی آنها را فراگرفته‌است و استخوانها را سوزانیده‌است. نظر به اینکه یک سرنیزه آهنی به شکم گاو فرورفته بود و یک پیکان آهنی هم در بالای سر حیوان دیده می‌شد معلوم می‌شود که هنگام آتش‌سوزی به این حیوان نیز حمله‌ور شده‌است.

به این نکته باید توجه شود که این دژ در دوره چهارم سکونت در حسنلو انجاد شده‌است. بنای سوخته شده هم مربوط به این دوره‌است. در این هنگام یک آتش‌سوزی بسیار بزرگ و پرهیجان در قلعه رخ داده که با قتل و خرابی همراه بوده‌است. بعبارت دیگر برای ساکنین دژ این بلای ناگهانی و عیرمنتظره بوده‌است و شاید شبانه و هنگام خواب ساکنین قلعه، این محل مورد تاخت و تاز و حمله قرار گرفته باشد. به هر حال اثرات آتش‌سوزی در قسمت جنوبی، شرقی، شمالی، شمال شرقی و جنوب شرقی حیاط مرکزی و داخل حیاط بیشتر از قسمتهای دیگر قلعه احساس می‌شود. زیرا در ترانشه w ۳ E حتی تیرهای افتاده از سقف همه بصورت ذغال درآمده و هرچه یافت می‌شد همراه با مقدار زیادی اثر آتش و ذغال و خاکستر بود. وجود اسکلتهای انسانی و اسب و گاو که کاملاً سوخته بودند این نظریه را تأئید می‌کند.

پانویس

۱- در حفاری ترانشه U ۲۲ قطر لایه‌های تشکیل دهنده هر دوره چنین بود: از سطح اولیه تپه ۹۰ سانتیمتر پائین‌تر به دوره چهارم رسید قطر این لایه یا این دوره ۱۴۰ سانتیمتر بود و پائینتر از آن به دیوار دوره پنجم رسید و قطر این لایه ۲۰۰ سانتیمتر بود و پائینتر از سطح اولیه دوره پنجم دیوار دوره ششم نماین شد و قطر این لایه ۱۹۰ سانتیمتر بود و از کف اولیه این دوره به پائین دوره هفتم شروع شد ولی تا کف این دوره هنوز حفاری نشده و قطر آن بدرستی معلوم نیست فقط می‌توان ارتفاع کلی از سطح کنونی تپه تا شروع دوره هفتم را تعیین کرد که ۲۰/۶ متر بود.

منابع

·         معصومی، غلامرضا. «معرفی دهکده باستانی حسنلو و کاوش در تپه باستانی حسنلو». مجلهٔ هنر و مردم، دوره ۱۴، ش ۱۶۳ (اردیبهشت ۱۳۵۵): ۳۳-۵۳. (بدون مشکل حق تکثیر به خاطر قدیمی بودن.)

Bottom of Form

 

 

پیشرفته ترین و قدیمی ترین شهر جهان

  • پیشرفته ترین و قدیمی ترین شهر جهان

    در روزگاران دور که بشر تازه یک‌جا نشین شده بود، شهری در سیستان پدید آمد که به گفته‌ی باستان‌شناسان به لحاظ بافت شهری، جمعیت، برنامه ریزی شهری و ... اولین شهر جهان بود.

    در روزگاران دور که بشر تازه یک‌جا نشین شده بود، شهری در سیستان پدید آمد که به گفته‌ی باستان‌شناسان به لحاظ بافت شهری، جمعیت، برنامه ریزی شهری و ... اولین شهر جهان بود. شهر سوخته و تمدن هوشمند و خلاق آن با بیش از پنج‌هزار سال قدمت، به‌عنوان بزرگ‌ترین استقرار شهرنشینی در نیمه‌ی شرقی فلات ایران، نمونه‌ای منحصر به‌فرد و حکایت‌گر واقعی علم، صنعت و فرهنگ گذشته‌های دور این مرز و بوم می‌باشد.

    شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند. محوطه باستانی شهر سوخته در هزاره دوم و سوم قبل از میلاد، توسط مهاجرانی كه از چهار گوشه به ‌آن مهاجرت كرده‌اند، بنا شده است.

    سند یا کتیبه ای که نام واقعی و قدیمی این شهر را مشخص کند هنوز به دست نیامده و به دلیل آتش سوزی در دو دوره زمانی بین سال های 3200 تا 2750 قبل از میلاد «شهر سوخته» نامیده می شود.



    «کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او «سر اورل اشتین» با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی «مارتیسو توزی» از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت.

    شهر سوخته دارای تشکیلات مرتب و منظمی بوده و از بعد سازمان‌دهی اجتماعی نیز جزو شهر‌های پیشرفته‌ی زمان خود بوده است. وجود نظام مرتب و منظم آب‌رسانی و تخلیه‌ی فاضلاب، دانش پزشکی پیشرفته و صدها عامل دیگر بر اهمیت این منطقه افزوده است. این شهر از نادرترین شهرهای باستانی است که در آن، زنان عهده دار امور مالی خانواده‌شان بوده‌اند.

    بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌‌دهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش‌های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده است.

    شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاری‌های فصل های گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاه‌های صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده می‌‌کرده اند. در شهر سوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف هامون سبد و حصیر می‌‌بافتند و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌‌کردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است. شهر سوخته بدون شک جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است. اینک به برخی از این پیشرفت های شگفت انگیز اشاره می کنیم:

    نخستین چشم مصنوعی جهان
    برای نخستین بار در شهر سوخته یك چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
    چشم مصنوعی یافت شده در چشم چپ او کار گذاشته شده و با وجود گذشت زمان نزدیک به 4500 سال از ساخته شدن آن هنوز سالم است. جنس این چشم مصنوعی یافت شده هنوز بطور کامل مشخص نشده است اما به نظر می رسد در ساخت آن از قیر طبیعی مخلوط به نوعی چربی جانوری استفاده شده است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگ‌های داخل چشم توسط مفتول‌‌های طلایی به قطر كمتر از نیم میلی‌متری طراحی شده‌اند. مردمك این چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی كه تقریباً یك لوزی را تشكیل می‌دهند در پیرامون مردمك دیده می‌شود.

    جراحی مغز
    یکی شگفت‌انگیزترین یافته‌‌های این شهر، پیدایی نشانه‌های کهن‌ترین جراحی مغز درشهر سوخته است. جمجمه‌ای از دختر دوازده یا سیزده ساله که در 4800 سال پیش، پزشکان آن دیار برای درمان بیماری هیدروسفالی (جمع شدن مایع درجمجمه) بخشی از استخوان جمجمه او را برداشته و جراحی کردند که مدت‌ها بعد از این عمل زنده مانده است.

    خط کش 5 هزار ساله
    در طی کاوش های انجام گرفته در شهر سوخته یک خط کش ساخته شده از چوب آبنوس کشف شد. دکتر «سید منصور سید سجادی»، سرپرست هیات باستان‏شناسی شهر سوخته درباره خط کش کشف شده گفت:« این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند.»



    معماری شهر سوخته , محله ها و خانه های مسکونی
    مهمترین آثارمعماری بدست آمده از شهر سوخته خانه های پلکانی و بنای کاخ سوخته می باشد. خانه های پلکانی نه تنها از نظر آثار معماری بلکه از لحاظ اشیای بدست آمده نیز یکی از دوره های درخشان شهر سوخته را در برمیگیرد . کاخ سوخته مربوط به دوره ی چهارم شهر سوخته است و می توان آن را یک اثر معماری چشمگیر (قابل ملاحظه) دانست. کاخ سوخته دارای دیوارهای ستبر (قطور) خشتی به بلندی (ارتفاع) بیش از سه متر است. شوربختانه بنای مکشوفه از یک سمت در اثر فرسایش ویران شده بود و گروه گودبرداری (حفاری) در گوشه ی جنوب خاوری آن اقداماتی کرده است. این بنا صرفنظر از فرسایش در وضع نسبتا مناسبی قرار دارد و اندود دیوارها هنوز نمایان و نمایشگر دوران نوینی در تسلسل و پیوند فرهنگی این منطقه باستانی می باشد که طی آن چرخ سفالگری ابداع شده است.

    ساختمانهای شهر سوخته در هر چهار دوره ی استقرار , از خشت اند و تاکنون آثار ساختمانی از خشت پخته یا آجر دیده نشده است. بناهای کاوش شده دارای اجزای لازم یک خانه از جمله دیوار, کف, سقف, پله کان , درگاه , اجاق, انبار وبالاخره اتاق و گهگاه اتاق های بزرگ شبیه به تالار بوده اند.

    گستره (مساحت) هر واحد مسکونی از 90 تا 150 مترمربع بوده است که از تعدادی اتاقهای چهار گوش و نامنظم تشکیل می شده اند. از خانه هایی که دیوار برخی از آنها تا زیر سقف باقی مانده است می توان استنباط نمود که هر اتاق یک در داشته است. خانه ها در مجتمع های چهار و یا شش واحدی با دیوارهای نازکی از هم جدا میشده اند و همگی دارای درگاه , پنجره, پله و اتاق بوده اند. بنابراین می توان گفت که ساکنان آن نوعی زندگی خانوادگی داشته اند ولی از ابزار و آلات و وسایل کار باقیمانده چنین برمی آید که هر خانواده لوازم مورد نیاز خود را راسا تهیه می کرد.

    خشت خام ودیواره
    هر واحد ساختمانی از یک قسمت راست گوشه بنا میشد که مصالح اصلی آن خشت خام بود. سقف ها معمولا صاف و مسطح و از چوب و حصیر درست میشد. دیوارها از خشت خام و عرض دیوارهای اصلی معمولا به پهنای دو خشت بودند. در دوره ی چهارم , پهنای دیوارهای اصلی, سه , چهار, و بندرت به پنج خشت می رسید. و دیوارهای بین اتاق ها با یک ردیف خشت ساخته می شدند , پی ها معمولا گودالهایی بودند با ژرفای (عمق) متغیر 30 تا 100 سانتیمتر. سپس با خشتهای شکسته و خاک وگاهی نیز به قصد استحکام بیشتر از سفالهای شکسته ادوار پیشین پر می شدند.

    خشت ها به صورت طولی و افقی چیده میشدند واز مصالح اصلی ساختمان ها در شهر سوخته به شمار میرفتند. با اینکه گاهی اندازه ی خشت ها ی به دست آمده با هم تفاوت دارد ولی به نظر می آید ساختن آنها طبق استاندارد بوده است. اندازه خشتهای به کار رفته در دوره های دوم وسوم شهر سوخته 40*20*10 سانتیمتر و با نسبت 4:2:1 بوده است. خشت هایی به اندازه ی فوق در محوطه ی باستانی "کالی بنگان" و در آثار معماری دوره ی "هلاپای" این محوطه استفاده شده است. در حالی که در دوره ی پیش از تمدن هلاپای در همین محوطه نسبت خشت ها 3:2:1 بوده است, اندازه و نسبت خشتهای به کار رفته در آثار مربوط به دوره ی چهارم استقرار در شهر سوخته کمی بزرگتر از دوره های پیشین است (50*20*12 سانتیمتر و نسبت 5:2:1.2) ولی به هر حال در این دوره هم از یک نسبت استاندارد و یکنواخت استفاده شده است.
    کلیه ی خشت های به دست آمده از شهر سوخته خام هستند , به جز یک اتاق و پایین پله که به منظور دیگری آجری بوده اند.

    اندود
    دیوارها , درگاه ها, پنجره ها و کف اتاق با نوعی اندود پوشیده میشد که از گل ,کاه و مواد آهکی به عمل می آمد. در بعضی قسمت ها در زیر اندود پوشش حصیری نیز قرار می داده اند. نوارهای حصیری احتمالا به منظور جلوگیری از ریزش اندود و نفوذ رطوبت بوده است. رنگ اندودها عمولا خاکستری سیاه می باشد. این اندودها , پس از گذشت هزاران سال تاکنون به خاطر قشر نمکی که روی آنها را فراگرفته است سالم مانده اند. (پس از کنار زدن قشر سطحی زمین در 15 سانتیمتری زیر خاک به قشر سیمان مانندی می رسیم, قدرت حفظ و نگهداری این قشر نمکی به حدی است که سقف سطح خانه ها با تیرهای چوبی آن همچنان سالم مانده است.)

    کف سازی اتاق
    برای پوشاندن کف اتاق ها معمولا از روشهای زیر استفاده میشد:
    1:از اندود با میانگین ستبرای (ضخامت) پنج سانتیمتر, این گونه کف نسبتا ظریف و کم دوام بود.
    2:از خشت که دور اتاق را با آن فرش می کردند و درون آن را خاک می ریختند و می کوبیدند, سپس اندودپوش می کردند.
    3:از سفال های شکسته و غیر قابل استفاده مخلوط با خاک که در کف اتاق می ریختند و سفت می کردند.

    سقف
    معماران شهر سوخته , در ساختن سقف از روشی یکنواخت و هماهنگ بهره می بردند. در چند اتاق , شاه تیرهایی دیده میشود که به موازات هم کار گذاشته اند. تیرهای چوبی در سوراخ های ایجاد شده در بالای دیوارها محکم شده اند و روی آنها را با حصیرو شاخه های نازک درختان پوشانده و سطح آن را با یک لایه ی 20 سانتیمتری کاه گل اندود کرده اند. درگاه ها و ورودی های اتاق ها نیز سالم باقی مانده اند. آستانه ی هر اتاق با دو خشت چیده شده بر کف, مشخص شده است. سقف درگاه ها, از دو تیرک چوبی فرورفته در دیوار درست و روی آن با گل پوشانده شده است.

    اجاق
    گرمای اتاق ها را یک اجاق مرکزی تامین می کرد. این اجاق ها سکووار با چاله ای گرد به عمق حدود 30 سانتیمتر در وسط ساخته می شدند. در برخی از آنها هنوز خاکستر دیده می شود. از این اجاق ها حرارت به خوبی پخش می شد و علاوه بر کاربرد حرارتی از آنها برای پخت وپز استفاده می کردند. جز اینها, اجاق های دیگری با اشکال مختلف مانند اجاق های نیم دایره وجود داشت که بهترین نوع آنها در خانه های پلکانی دیده شده است. اجاق های نیم کره, نعل اسبی وسفالین قابل حمل نیز در شهر سوخته پیدا شده است. بیشتر اجاق ها در وسط اتاق ها قرار دارند ولی بعضی از آنها در یکی از دیوارهای جانبی ساخته شده اند که به احتمال زیاد برای جلوگیری از پراکندگی حرارت بوده است. کف اجاق ها با خشت فرش شده و روی اغلب آنها را با یک لایه نازک گلین پوشانده اند. چون اندود کف اجاق ها زود به زود می سوخته از این رو نیاز به بازسازی داشته و به عنوان نمونه کف یکی از آنها کمینه (حداقل) 9 بار بازسازی شده است.

    مشخصات معماری در دوره های چهارگانه ی استقرار در شهر سوخته
    دوره یکم
    کهن ترین آثار معماری در این دوره به وجود آمده و شامل آثار معماری موجود از لایه های 8 تا 10 (3200 - 2800 پیش از میلاد) می باشد. قسمت های باقی مانده ی ساختمان ها عبارتند از: دیوارها, درگاه ها, سقفها وکف های کامل ,که خوب باقی مانده اند. بخشی که شامل آثار دوره ی اول شهر سوخته می باشد از سال 3200 تا سال 2400 پیش از میلاد یعنی حتی در آغاز دوره ی سوم استقرار, مسکون بوده است. اشیا و آثار به دست آمده از این دوره عبارتند از: پیکره های کوچک گلین , سفالهای دوباره استفاده شده, استخوانهای حیوانات, سفالهای معروف به ترکمنی افغانی دره کوته, وزیرستان ونال .

    در آثار باقی مانده از این دوره , خیابان باریکی دیده می شود که میان دو بلوک ساختمانی قرار دارد و گویا (ظاهرا) در یک دوره پانصد ساله مورد استفاده بوده است. این خیابان در لایه های 9 و8 و7 نیز وجود داشته و در هر لایه جای ,آن دگرگون (عوض) شده است تا اینکه در لایه ی 7 یعنی حدود سالهای 2800 تا 2700 پیش از میلاد به جای اصلی خود برگشته است. دیوارهای پیدا شده در این دوره , کهن ترین آثار معماری شهر سوخته می باشند و به نظر می آید که یکی از آنها دیوار یک اتاق از یک واحد ساختمانی است. به غیر از این, دیوارهای کوچک دیگری مربوط به همین دوره نیز دیده می شود. در این آثار , به نظر می آید که پی ها تنها برای دیوارهای اصلی تعبیه می شده اند.

    دوره ی دوم و سوم
    این ادوار نسبت به دوره ی یکم دارای ساختمانهای بیشتری است. در یکی از کارگاه ها کمینه (حداقل) سه اتاق دیده میشود که همگی متعلق به یک ساختمان اند, در دوره های گفته شده (مذکور) کف بعضی از اتاقها با یک ردیف خشت فرش شده است. کف بعضی از اتاق ها را مخلوطی از کاه گل به قطر 5 سانتیمتر پوشانده است که گاهی به 10 سانتیمتر نیز می رسد. مهمترین آثار موجود ازاین دوره ها متعلق به لایه ی هفتم می باشد که در بخش های شمالی و جنوبی محوطه ی مزبور قرار دارد. در شهر سوخته مانند بسیاری از محوطه های باستانی , ساختمانهای متروک دوره های قبل را خراب نمیکردند , بلکه پی ساختمانهای جدید را داخل ساختمانهای قدیمی می افکندند, به این شوند (خاطر) ساختمانهای ادوار مختلف تا اندازه ای (تقریبا) سال مانده اند.

    دوره ی چهارم
    آثار مربوط به دوره ی چهارم نخستین بار در سال 1969 میلادی(1348 خورشیدی) کشف شد. مهمترین اثر معماری این دوره ساختمانی است به گستره 650 مترمربع در جنوب خاوری تپه و چنانکه در پیش گفتیم دارای دیوارهای ستبری (ضخیمی) است که بلندی (ارتفاع) بعضی از آنها به 3 متر میرسد. این ساختمان مرکب از سه بنای جداگانه است که دور یک حیات ساخته اند. پی این بناها در داخل ساختمانهای قبلی کنده و باعث تخریب آثار دوره ی سوم شده است. این پی ها بین 60 تا 80 سانتیمتر عمق دارند. در این ساختمان آثار سوختگی به ویژه در سقف و کف اتاقها به خوبی دیده میشود. با خراب شدن این ساختمان آثار زندگی در این شهر به کلی از بین رفته و از حدود سال 2100 پیش از میلاد تا سد سال بعد نیز , نشانه های زندگی در این شهر و پیرامون آن دیده نمی شود

     

بافت های فرسوده معضل یا فرصت

بافت های فرسوده معضل یا فرصت

 

وجود بافت فرسوده در قسمتهای مرکزی و جنوبی یکی از دهها مشکلی است که کلانشهر تهران با آن دست و پنجه نرم می کند .به عقیده بسیاری از کارشناسان بافت فرسوده از معضلاتی است که درصورت رسیدگی و برنامه ریزی صحیح و به موقع برای احیای آن می تواند به فرصت هایی مناسب برای سرمایه گذاری تبدیل شود.
همچنین پتانسیل های اقتصادی بافت های فرسوده بر بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصاد شهری تاثیر بسزایی داشته باشد.
در شرایط کنونی بافتهای فرسوده کلان شهر تهران با تبدیل شدن به گلوگاه معضلات شهری نیازمند توجه بیشتر وسرعت بخشی مسئولان در اجرایی شدن تصمیم سازیها است.
همچنین فقدان سیاست‌های مدون و عدم یکپارچگی مدیریت شهر در رویارویی با نوسازی بافت‌های فرسوده، شکاف فکری و نگرشی میان مدیریت طرح‌های نوسازی و جامعه مخاطبان ذی‌نفع و ذی‌نفوذ، عدم برخورد علمی‌و به‌روز با پدیده نوسازی و متناسب با مسائل روز و شاخص‌های توسعه پایدار شهری و رویکردهای مقطعی و سلیقه‌ای در مواجهه با بافت‌های فرسوده از دیگر عواملی است که تا کنون روند نوسازی بافت های فرسوده را غیر ممکن و بدون صرفه اقتصادی برای دارندگان سرمایه جلوه داده است.
آنچکه طی سالهای اخیر دراحیای بافتهای فرسوده بسیار بر آن تاکیدشده حضوربخش خصوصی در جان دوباره بخشیدن به این بخش از کلان شهرها است .
اما آیا به راستی نوسازی بافتهای فرسوده فرصتی برای تعلل و آزمون خطای دولتی ها و خصوصی ها را دارد ؟
قسمتهایی از شهر که آبستن حوادثی بسیار است هنوز در مرحله تصمیم گیری و بعضا اجرایی آن هم با کندی مواجه است .
انگار عادت کردیم منتظر اتفاق باشیم و بعد از نو بسازیم و یاد نگرفتیم که هزینه های گزاف بحران را به موقع به کار گیریم و با صرف هزینه های کمتر ،آرامشی بیشتر بدون تلفات جانی و آثار روانی نامطلوب به ساکنین بافتهای فرسوده کلانشهرها هدیه کنیم .
به عبارت دیگر بافتهای فرسوده در یک جمله تهدیدی است که با از دست ندادن زمان و مدیریت و برنامه ریزی می تواند فرصتی مناسب شود و مشکلات قشر متوسط و ضعیف جامعه که دراین بخش ساکن هستند را کمتر کند.
در این میان طی دهه های گذشته پیش فرض تمام طرح های اجرا و ارائه شده برای احیای بافت های فرسوده تا به حال؛ تامین مالی سنگین بوده است؛حال آنکه در ایران و دیگر کشورها ی در حال توسعه بدلیل محدودیت منابع مالی و نیز افزایش روز افزون شهر نشینی و بافت فرسوده ، تامین این منابع مشکل بوده و همانگونه که در ایران نیز مشاهده شده چنین طرحهایی موفقیت آمیز نبوده اند.
تجربه کشورهای مختلف دنیا نشان داده است که می توان توسط روشی دیگر که نیاز به چنین منابع مالی ای ندارد،مشکل بخش قابل توجهی از بافت های فرسوده را حل کرد.
طی پنج سال اخیر با ظهور مدلی جدید از مدیریت شهری شاهد توجه بیش از پیش شهرداری تهران به عنوان یکی از نهادهای ذیربط در حوزه بافت های فرسوده بوده و هستیم.آغاز روند اجرایی پروژه نوسازان،ارایه طرح ،الگو در قالب منظر شهری ،جذب سرمایه گذار بخش خصوصی،...و تفویض اختیارات به شهرداران مناطق در روند نوسازی و احیا محله های فرسوده از اقدامات زیر بنایی و جهشی طی سال های اخیر است.
تجربیات به دست آمده نشان می دهد که دیگر برای احیای بافت ها نیازی به پرداخت وجه نقد به مالکان نیست اما متاسفانه تبعات تورمی بر بدنه اجرایی این روند بسیار تاثیر گذار است.به طوریکه نوسان قیمتی مصالح ساختمانی ، بهای اجاره و متغیر های دیگر با وارد کردن شوک روند نوسازی بافت های فرسوده کلان شهر تهران را کند و کند تر می کند.این در حالی است که مسئولان شهرداری تهران بر این باورند که اگر دغدغه بافت های فرسوده به عنوان سرفصل مشترک نهادهای دولتی ذیربط قرار گیرد کلان شهر تهرانی طی ۱۵ سال آینده با تغییر منظر و حذف بسیاری از مناطق فرسوده خود به استانداردهای شهر ایده آل در حوزه ساخت و ساز دست می یابد اما؟!
از سوی دیگر حمایت دولت و شهرداری تهران موجب هدایت سرمایه های سرمایه های سرگردان بخش خصوصی به منظور حفظ یا ایجاد سرمایه کلان در کشور می شود.
در پایان باید گفت:در نوسازی بافت‌های فرسوده، جزئی نگری و اتکا بر طرح‌های موضعی و قابلیت‌های محلی و کالبدی، ماهیتاً نمی‌تواند به تنهایی بستر تصمیمات کلان، اثرگذار، قابل بسط و پایدار باشد .در حالیکه می توان با اتخاذ تدابیر کلان راهبردی، سازماندهی و بسیج توانمندیهای شهری برای پهنه‌های موضعی فرسوده، راهکارهای اساسی و عمدتاً میان رشته‌ای ارایه کرد.

 

پروژه واحد درسی مرمت ابنیه

 

پروژه واحد درسی مرمت ابنیه
کلیسای تاریخی روستای گوی تپه
 

استاد راهنما : جناب آقای مهندس الهوردی زاده

دانشجویان:

مصطفی داغستانی – حمیدبهجت - سیمازاهدی

کلیسا چیست؟

žهمه ی ایمان داران را یک دل و یک جان بود...در همه چیز با هم شریک بودند.آنان را وقف تعلیم یافتن از رسولان و رفاقت و پاره کردن نان و دعا کردند(اعمال رسولان32:4؛ 42:2(
žآن چه بعضی ها می گویند...
žکلیسا،مثل مسجد ساختمانی جهت اجتماع ایمان داران مربوط به دین خودشان می باشد.
žعیسی و کلامش،باشد! ولی کلیسا چه؟ کلیسا از راهی که عیسی مشخص کرده بود منحرف شده است.
žیک کلیسای واحد وجود ندارد،بلکه چندین کلیسا وجود دارد و مسیحیان تقسیم شده اند.
žکلیسا یک قدرت پولی و نیز یک قدرت سیاسی است،مخصوصا در قرون وسطی و در زمان جنگ های صلیبی.
žباید اعتراف کرد که در بین اعضای کلیسا،اشخاص سخاوتمنذ و ثمر بخش برای مبارزه با فقر و بی عدالتی وجود دارد.
žبا مسیحیان می توان درباره ی مذهب بحث کرد.آن ها می توانند بدون هیچ گونه تعصب،ایمان داران ادیان متختلف را درک کنند.
آن چه مسیحیان می گویند...
 
ž 
ž-ما ایمان داریم...به کلیسای واحد،مقدس،جامع و رسولی
žعیسی کلیسا را به عنوان قوم عهد جدید خواسته است.به این ترتیب کلیسا ادامه ی قوم برگزیده است که موسی گرد اورده بود و بی وقفه به واسطه ی پیامبران به وفاداری یادآوری شدند.
žکلیسا واحد می باشد،زیرا توسط روح القدس در عیسی مسیح جمع شده و به سوی پدر گام بر می دارند.
ž می آید و به معنای اجتماع کسانی است که دعوت شده اند.  کلیسا از کلمه ی یونانی اکلسیا گرفته شده است. 
žبرای مسیحیان کلیسا چند معنی دارد :
žکلیسا که اسم خاص است به معنای جماعت ایمان داران می باشد،یعنی همه ی کسانی که خود را از آن مسیح می دانند.
žکلیساهای کاتولیک و ارتدوکس و پروتستان گروه های مختلف مسیحی هستند که در طول تاریخ از هم جدا شده اند و درباره ی کلیسا دیدگاه های مختلفی ارائه می دهند که معمولا اجماع ان ها صحیح می باشد.
žکلیساهای جهانی متشکل از مشارکت کلیساهای محلی که هر کدام با تمدن خاص خود تطابق دارد.

پست مدرنیسم و هنرهای پست مدرن

پست مدرنیسم و هنرهای پست مدرن

مقدمه:

قبل از پرداختن به مقوله پست مدرن و شناخت آن در ابتدا لازم است گریزی به مدرنیسم و تاثیرات آن در شکل گیری پست مدرن داشته باشیم.

مدرنیسم ریشه در سده هفدهم میلادی و در انقلابهای علمی و فکری مغرب زمین دارد واوج آن در نیمه نخست قرن بیستم و بویژه پس از جنگ جهانی اول به اوج می رسد. مدرنیسم در این مفهوم در واقع به زمینه ای خاص محدود نمی شود بلکه به تغییراتی ارزشمند ی اطلاق می شود که در همه زمینه ها از فلسفه و برنامه ریزی اجتماعی تا سیاست و صنعت و هنر و معماری در برهه ای از تاریخ مغرب زمین رخ داده است.

مدرنیسم به مفهوم جدایی اندیشه از زندگی واقعی و روزمره مردم و نادیده گرفتن نیازهای انسانی آنان که دامنگیر فیلسوفان و سیاستمداران و هنرمندان مدرنیست بوده است که شرایط آبستن اندیشه های نو و جنبشهایی مدرن گردید.

مارکسیسم:

یکی ازپدیدهای مهم مدرن در قرن بیستم برای چیرگی بربحران ارزشی اجتماعی عنوان شده است.مارکسیسم با ادعای واقع گرایی و عینیت گرایی ،اساس کار خود را بر مقابله بی امان با مکاتب و اندیشه هایی قرار داد که ذهن گرا و تجرد گرا محسوب می شدنداما این مکتب به علت ماهیت مدرنش،خود متاثر از تجرد گرایی بوده وبه گونه ای فرهنگ ستیزی ورودررویی با مردم انجامید. مارکسیسم در تلاش برای عقلانی کردن جامعه و هدایت آن بر اساس اصول علمی ،دنیای اندیشه را از زندگی روزمره جدا کرد و آن را رودر روی نیازهای واقعی مردم قرار داد.

 معماری مدرن:

تجرد گرایی در مفهوم خرد باوری و عقلانی کردن شیوه زندگی در معماری غربی نیز جلوه داشته است.معماران اوایل قرن بیستم بر این باور بوده اند که ساخت بنا های معقول و عقلانی منجر به رشد افراد بشری با خصایل انسانی می شود،در واقع خلق مکعبی عقلانی در میان شهری غیر عقلانی بود.

آدولف لوس به عنوان مثال معتقد بود که تکامل فرهنگی به معنای حذف تجملات از اشیاء کاربردی است.علاقه او به دیواری سفید و ساده تنها با چند پنجره در سال1911در ساخت نمای اشتاینرهاوس در وین نمود پیدا کرد.

چنین بود که در تلاش برای خلق جامعه عقلانی جهانشمول ،معماران مدرنیست بی اعتنا یی به نیازهای واقعی مردم را پیشه کردند و به یکی از عوامل جدایی دنیای اندیشه و فرهنگ و هنر از زندگی روزمره مردم تبدیل شدند.

اگزیستانسیالیسم:

اگزیستانسیالیسم سارتر علاوه بر جدایی دنیای اندیشه از زندگی واقعی مردم ،مبلغ رهایی فرد از قید و بند ارزشی در مفهوم سنتی آن بوده به نوعی تجرید میل داشته که در نهایت به نادیده گرفتن تمایلات انسانی افراد انجامیده است.

از دید سارتر بر خلاف جهان و موجودات آن وجود انسان بر ماهیتش پیشی دارد و فردخود مسئول تعیین ماهیت خویش است و لازمه تعیین و شکل دهی به ماهیت فرد توسط خودش درک و شناخت عمیق وی از تفاوت بین خود و جهان خارج و مهمتر از آن آگاهی از آزادی مطلق خویشتن در این امر بود.

با برسی مارکسیسم و معماری مدرن و اگزیستانسیالیسم بعنوان تجلیات مدرنیسم،آشکارمی شود که چگونه اندیشه های مبتنی بر مفاهیم مجرد علمی و فلسفی به نادیده گرفتن مردم و نیازهای روحی و جسمانی آنان می انجامد.

با توجه به آنچه در مورد مدرنیسم گفته شد پست مدرنیسم معمولا بعنوان مجموعه ای از نظرات تلقی می شود که برای فائق آمدن بر ضعفهای مدرنیسم مطرح گردید.

 در این میان اندیشمندان و نظریه پردازانی را میتوان یافت که حامی این طرز تفکر ند. بعنوان مثال،یورگن هابرماس،در طرح خود از پست مدرنیسم ،مدرنیسم را سزاوار انتقاد می داند زیرا مدرنیسم به علت ماهیت فن گرا و تخصص گرای خود از زندگی واقعی مردم جدا افتاده و در نتیجه فرهنگ روزمره مردم را یا به بوته فراموشی سپرده یا آن راپست و حقیر انگاشته و شیوه ستیزبا آن را پیش گرفته است.نتیجه چنین انتقادی از مدرنیسم ،رو آوردن به شناخت مردم ،زندگی آنان و نیاز های واقعی فرهنگی ،زیستی و عاطفی ایشان در قالب پست مدرنیسم خواهد بود.

هاچئون گرایش غرب به معماری مدرن را از خود بیگانگی و انسانیت زدایی می خواند.هویسن بر این اندیشه بودکه هنرمند ،فیلسوف،معمار یا هر کسی که در ارتباط با مردم به خلق وآفرینش چیزی می پردازد تا به شکلی مثبت اثر گذار باشد ،نمی تواند بدون شناخت از دنیای اطراف خود و بدون در نظر داشتن خواستهای و نیازهای مردم موفق گردد و سرانجام یا به کنج دنیایی جدا از زندگی روزمره مردم که تنها ساخته ذهن است خواهد لغزید یا در صورت داشتن قدرت تحمیل نظر و سلیقه خود ،بانی ناهنجاریهایی اجتماعی خواهد بود که تاریخ جوامع بشری شاهد نمونه های آن بوده است.

نتیجه گیری:

نتیجه کلی که می توان از این بحث گرفت ،درک و آگاهی با ارزش برخی متفکران غربی از نادرست بودن تعمیم دادن اندیشه های به ظاهر درست استوار بر علم و خرد و فلسفه غربی در مورد همه ملتها و جوامع مختلف بشری است. پست مدرنیسم را می توان فرآیندی دانست که تاکید بر شناخت واقعی جوامع و اقشار مختلف مردم و نیازها و خواسته های آنان دارد و از این دیدگاه از اندیشمند انتظار می رود که برای تاثیر گذاری بر مردم و زندگی آنان نه از طریق ذهنیت بریده از جهان هستی و تعمیم دادن آن به کل جهان، بلکه از راه خلق فرآورده ها و اندیشه ها یی اقدام کند که ریشه در محیط جهان خارج وبا مردم مورد نظر سنخیت دارد.چنین نگرشی ،به تصویری رنگارنگ و چند وجهی از دنیا، به رابطه تنگاتنگ و به گفتمانی بین اندیشمندان و مردم می انجامد که مدرنیسم فاقد آن بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پست مدرنیسم

پست مدنیسم ،مهم ترین جنبش فلسفه ،فرهنگی و هنری روزگار معاصر است که در نیمه دوم قرن بستم ،در واکنش به فلسفه و هنر مدرن و پیش فرض های آن به وجود آمد. در این دوره علاوه بر اینکه از بین رفتن مرز میان هنرها و تلفیق آنها را می بینیم ،شاهد به وجود آمدن ابزارهای بیان هنری جدید نیز هستیم.


ریشه های هنر پست مدرنیسم:

پس از جنگ جهانی دوم در سال 1945آغاز دوران جنگ سرد و تقسیم جهان به دواردوگاه غرب و شرق ،سوپره ماتیسم و کنسترواکتیویسم هنر رسمی اردوگاه شرق می شود و در اردوگاه غرب، اکسپرسیونیسم انتزاعی ، پاپ آرت ،آوپ آرت هایپئرئالیسم نمود پیدا میکند.

می توان اکسپرسیونیسم انتزاعی ،پاپ آرت ، هنر مفهومی (کانسپچوال)،هنر پرفرمنس و هنر چیدمان (اینستالیشن)را از ریشه های اصیل هنر پست مدرن خواند. اگر در مدرنیزم  مسئله ذهنیت غالب می شود ،در پست مدرنیزم این بار مخاطب و نقش کلیدی او در خوانش اثر است که جایگاهی ویژه و بنیادین می یابد.

اکسپرسیونیسم انتزاعی:

اکسپرسیونیسم انتزاعی آمیزه ای از ذهن گرایی،فرد گرایی افراطی رمانتیسم و شاهد نوعی عرفان بر گرفته از کاندینیسکی و نیز بیان فی البداهه ناخود آگاه و تخیلات غریب سوررئالیست ها بود. نقاشان این سبک روند آفرینش را تزکیه ای فرا منطقی ،روحانی و شاید حتی آئینی می نگریستند و روند کار ، که در جریان آن به روشن بینی می رسیدند به اندازه  اثر پایان یافته در خور اهمیت بود.

در اکسپرسیونیسم انتزاعی، پاشیدن ،چکاندن، لکه زدن، ریختن و آلودن در واقع به امضاء و نشانه تجاری هنرمندان بدل شد که در نهایت تصاویری نه رئال و برگرفته از اشکال هندسی پدید می آورد و این یعنی وام گرفتن از ناخود آگاهی بسیار مورد علاقه هنرمندان سوررئالیست بود. می توان گفت این جنبش نه یک سبک ،که یک اندیشه بود.

نمایندگان سرشناس این مکتب جکسون پولاک آمریکایی و مارک روتکو همیشه بحث انگیز بوده اند.

                  


                                                                                                                   

پاپ آرت، نئو دادا:

در هنر پاپ آرت هنرمند در پی به تصویر کشیدن واقعیت نیست بلکه خود تصویر بیان کننده واقعیت است.در پاپ آرت بود که گرایش به فرآوردهای فرهنگ عامه و همچنین بازنمودهای برگرفته از رسانه های همگانی تجاری آن هم با بهره گیری از تکنیک چاپ اسکرین اجراشد.این سبک به عنوان تصویر تازه ای از انسان در آمریکا و سبک فیگوراتیو در اروپا شناخته شده است.

اندی وارهل هنرمند شاخص این سبک در آمریکا بود. او وقتی از جعبه  بریلویا بطری کوکاکولا یا سوپ استفاده می کند، در حقیقت می گوید آنها شمایل های فرهنگ معاصر هستند و فقط زمانی تبدیل به شمایل های دنیوی می شوند که موضوع یک اثر هنری قرار گیرد.

                     

کانسپچوال آرت (هنر مفهومی):

در هنر مفهومی ،هنر به ساحت فلسفه نزدیک می شود و این جاست که دیگر هنرمند مفهومی به مانند یک فیلسوف در مورد اجتماع سخن می گوید. برای هنرمندان کانسپچوال ،شناخت و معرفت انسان ،ماده اصلی هنر است و تئوری اصلی آن را این گونه بیان می کنند که هنر باید وارد جامعه شود و آن را نقد کند و در پی حذف جنبه های زیبایی شناختی بر   می آید و در ساحت آن اخلاق ، ارزش و مفهوم هدف می شود.

در هنر مفهومی عناصری از زبان شناسی، ساخت گرایی و نشانه شناسی به کار رفته و هدف آن است که هنرمند،در جریان عرضه هنری اش در خود نقش منتقد را نیز بازی میکند.

یکی از نخستین نمونه های این هنر اثر ((یک و سه صندلی )) متعلق به جوزف کاسوث (1945)است. این اثر عبارت است از یک سندلی تاشو،یک عکی از همان صندلی و یک تصویر بزرگ شده از تصویر صندلی در دائرالمعارف با نمایش دادن این چیدمان هنرمند این پرسش را در برابر مخاطب باز می کند که کدام یک هوبت واقعی صندلی را باز گو می کنند آیا صندلی به عنوان یکی از سه عامل قابل درک است یا به کمک بعضی از آنها و یا این که هیچ کدام در حل این پرسش اعتباری ندارد.

پایه نظری کانسپچوال استوار است بر ادراک، دریافت، فهم، اندیشه و در کل مشارکت ذهنی مخاطب در معنا سازی و تکثیر اثر مفهومی اهمیت شایانی دارد.

 

اینستالیشن (چیدمان)

چیدمان عبارت است از استقرار یک شیء یا مجموعه ای از اشیای ناهمگون در یک مکان با وضع معین آ« هم به منظور بیان ایده یا مفهومی خاص .این اصطلاح از دهه1960رواج پیدا کرد. هنرمندان با قرار دادن عنصر یا عناصری درمحیطی سربسته یا باز در پی بیان هدف خود است. در اینستالیشن گاه از صدا و نور طبیعی و مصنوعی نیز برای بیان بهتر سود برده می شود.

                               

 

قالب چیدمان از جنبه های زبانی به شاخه های گوناگون مانند پیکره سازی ،صفحه آرایی ،هنر محیطی و جفت کاری و هنر رویداد شباهت دارد.

 

پرفرمنس آرت (هنراجرا):

در اواخر دهه 1960واوایل دهه70 یعنی در اوج شکوفایی هنر پاپ آرت پدید آمد. منظور از هنر اجرا، نوعی نمایش است آن هم به منظور ارائه انگاره های هنری نو و حتی تبلیغ اندیشه های اجتماعی و سیاسی که از اوایل قرن بیستم رواج پیدا کرده بود. برخی هنر پرفرمنس را هنر زنده نیز می نامند زیرا یک اثر پرفرمنس در حضور مردم و گاه با مشارکت مخاطب انجام می پذیرد و گاه بازیگران، رقصندگان و حتی نوازندگان حرفه ای نیز هنرمند اجرا کار را همراهی میکنند.

سینمای پست مدرن:

فیلم های پست مدرن نوعی پاسخگویی و عکس العمل نسبت به بی معنایی و نشاط سطحی دوره مدرن هستند. سینمای مدرن در جست وجوی رسیدن به حقیقت امر والا برآمده بود، اما سینمای پست مدرن قصد دارد رابطه ای ملموس و واقعی با انسان امروزی برقرار کند. تنوع و کثرت گرایی در هنر پست مدرن باعث تنوع سبک ها و روشهای گوناگون در سینما گردید و منتقدان سینمایی دیگر مانند گذشته به اصولی تغییر ناپذیر برای نقد فیلم ها و برای تشخیص آن خصوصیت مرموزی که یک اثر ناب سینمایی را از یک فیلم ضعیف متمایز می سازد اعتقاد ندارند.

سینمای پست مدرن سینمایی است که تماشاگر را با تجربه ای واقعی و طبیعی روبرو میکند و به دنبال احساسات واقعی و انسانی میگردد. یکی از فیلم سازان مطرح و بزرگ دنیا در این زمینه عباس کیارستمی می باشد. یکی از کارهای بسیار موفق وی فیلم طعم گیلاس در سال1997میباشد . از فیلم سازان مطرح دیگر نیز، می توان به فرهاد اصغری اشاره کرد که شاهکار او جدایی نادر از سیمسن در2012میباشد که موفق به دریافت اسکار نیز گردید.

 

                

          

 

                                    

ادبیات داستانی پست مدرن:

در داستانهای مدرن پایان ها باز هستند و با پایان داستان ،گویی داستان در ذهن در ذهن خواننده آغاز می شود و این خواننده است که می تواند تفسیرهای گوناگونی برای پایان داستان تاویل کند. در واقع در این نوع روایت نویسنده قرار نیست داستان را در یک نقطه ببندد و همه رویدادها را به سر انجام برساند. بدین گونه به خواننده اش اجازه می دهد تا تفسیرهای بسیاری از داستان داشته باشد.

ولی در داستانهای پست مدرنیستی اساسا" پایانی وجود ندارد و شما می توانید اجزای داستان را جا به جا کنید بی آنکه در ساختار داستان تغییر کلی رخ دهد.

 داستانهای پست مدرنیستی همواره در لایه ای از ابهام روایت می شوند تا به خواننده اجازه دهند برداشت های چندی از جهان داستان داشته باشد. عدم وضوحی که در این نوع آثار دیده می شود نوعی تاویل پذیری مفرط و نسبی انگاری  را بازتاب می دهند.

در یک داستان پست مدرن ممکن است خود نویسنده چه به عنوان راوی و چه غیر راوی حضور پیدا بکند.

از نویسندگان مطرح می توان به آثار گابریل گارسیا مارکز ، آلبرکامو، میلان کوندرا  اشاره کرد.

موسیقی پست مدرنیسم:

از بین تمام هنرها ، موسیقی هنری است که به خالص ترین مفهوم کلمه صوری و به کمترین میزان ارجاعی است.     می توان گفت که نظامی متشکل از دال های بدون مدول است. البته لازم به ذکر است که در اینجا منظور ،موسیقی مطلق می باشد یعنی، موسیقی ای که در صدد انتقال غیر موسیقیایی نیست و کشش و جاذبه ی آن مبتنی بر طرح ها و روابط میان اصوات می باشد، به طوری که لذت های روانی ناشی از گوش دادن به آن بر اساس احساس همان اصوات حاصل می شود که به آن موسیقی خالص گفته می شود. اما موسیقی نیز مثل سایر هنرها از این جریان متاثر گردید.

قابلیت ضبط و میکس و بعدها نمونه‌برداری، ایده‌ی به کارگیری «اصوات کشف شده»، قطعات ضبط شده‌ی دیگر، صدای انسان، نوفه را در موسیقی تقویت کرد. این امر در خلال دهه‌ی 60 میلادی توسعه یافت.

همچنین علاقه‌ی جدیدی به موسیقی غیر غربی تشدید گردید و واکنش به این گرایش مدرنیستی افراطی که در آن موسیقی از اصول ریاضی پیروی می‌کرد، بولز، اشتوکهاوزن، کیج و دیگران برای خلق موسیقی تصادفی به معرفی عناصر شانسی در موسیقی‌شان پرداختند. موسیقی تصادفی شروع به محو کردن مرز‌های بین آهنگسازان،شنونده و موسیقیدان،محیط کرد، که گرایشی پست مدرن بود.

 

نتیجه گیری:

اگر در مدرنیسم( من) و پرداختن به آن یک رکن میشود که به دنبال آن بیگانگی بر انسان چیره می شود در این هنرها شاهد هستیم که (تو) یا (دیگری)به صحنه می آید و این همان جایی است که (دیالوگ)آغاز می شود و دیالوگ همان احراز خود در تقابل با دیگری است پس بی جهت نیست که در این هنرها مخاطب و حضور فعال او در خوانش بی اثر است که اهمیت دارد یعنی مطلق باوری و کلی نگری نفی می شود و چیزی که پدید می آید همانا دیالوگ است که وقتی به تکامل رسید نتیجه ای جز( دیالکتیک) ندارد و در این نقطه(فهم)رخ می دهد.

 

 

 

منابع و مآخذ:

نشریه علوم سیاسی شماره 163و164فروردین 1380

نشریه رواق هنر و اندیشه شماره55خرداد 1388

کتاب ماه هنر مرداد و شهریور ماه1386

نشریه الکترونیکی سه پنج شماره 52

منابع موجود در سایتهای اینترنتی

تاثیرات پست مدرن در معماری و شهرسازی امروز

تاثیرات پست مدرن در معماری و شهرسازی امروز

 چکیده

تاثیر جنبش پست مدرن بر شهرسازی معاصر بسیار مشهود است. در حقیقت، بخش اعظمی از پیشرفت شهرسازی پست مردن حاصل تغییر نگره ها و اندیشه ها و مبانی نظری است. بحث حاضر به دنبال برشمردن و بازخوانی ریشه ها و پایه های این تفکر در شهر شهرسازی است. آنچه در پی آن هستیم، این است که هستی شناسی و معناشناسی شهر در گذار به فلسفه پست مدرن چه قبض و بسطی به خود دیده و نگرش های معناشناختی در عصر پست مدرن دستخوش چه تغییراتی شده اند.

کلمات کلیدی : معماری مدرنیسم

 

 

آنچه مدرنیسم در شهر و شهرسازی از خود به جای گذاشت، توسط پست مدرنیست ها با انتقاد جدی روبرو شد. گرچه این انتقادات تا حدودی به خاطر عوارض ناخواسته و پدید آمده مدرنیه بود، اما از نحوه برخورد کاملا متفاوت این دو نگرش سرچشمه می گرفت.

این انتقادات اگرچه در اواسط قرن بیستم توسط متفکرینی چون هایدگر، ویتگنشتاین و... در فلسفه و افرادی چون ونتوری، کان، جنکس و... در شهرسازی عنوان شد و ماهیت مدرنیته و اصول و مبانی آن به طور جدی با انتقادات و پرسش های فراوان روبه رو شد، اما این اندیشمندان هیچ گاه لفظ و نام پست مدرن را به کار نبردند و در حقیقت، آنها پست مدرن های اولیه ای بودند که تنها در لفظ «پست» با متفکرینی چون دریدا، بودریار و آیزنمن مشترک بودند. آنها در گذار از مدرن ما را با بازگشتی به دوران قبل از مدرنیته روبه رو می کردند؛ و لذا نمی توان نام پست مدرن بر آنها نهاد. همین تزلزل ساختاری باعث شد که پست مدرنیسم متقدم (عصر گذار از مدرنیته) به سرعت عرصه را برای گرایش های جدید و متاخرتر پست مدرنیستی که حاوی فلسفه ای مشخص تر و مترقی تر نسبت به فلسفه مدرن بودند، خالی کند.

از سوی دیگر، اکثر اندیشمندان بر این امر اتفاق نظر دارند که مقصود و هدف نهایی پست مدرنیسم، «بحران معنا» است: بحرانی در ناتوانی بیان و در به بیان نیامدن معنا و در غیبت معنا. داعیه اصلی پست مدرنیسم ویژگی نامتجانس، پاره پاره و متکثر حقیقت است و ناتوانی انسان در احاطه بر واقعیت.

بازتاب این اندیشه در معماری و شهرسازی گذار به تفکری است که فضا را محصول روابط اجتماعی و اندیشه فلسفی می داند. در این تفکر «معناشناختی»، فضاهای شهری نیز دستخوش دگرگونی های بنیادین می شوند.

شهر، معنا و کیفیات فضایی در عصر پست مدرن

عصر پست مدرن، عصر دگرگونی های بنیادین در تمام عرصه های زندگی انسان و از آن جمله در زمینه معماری و شهرسازی بوده است: «در حقیقت، ما در عصری زندگی می کنیم که اجزا و عناصرش با شتاب زیاد از مرکز انسانی و از هرگونه مقصد منطقی و مستقل در جهت انسانیت فاصله می گیرند» و انسان ها حس می کنند در جامعه ای بی هدف، بی معنی و بدون آینده و در شهری زندگی می کنند که درک و کنترل قوانین حاکم بر آن از عهده آنان خارج است. در حقیقت، با شروع عصر پست مدرن، فصل جدیدی از خود بیگانگی، خردستیزی و سرخوردگی رقم خورده است و احساسات، تمایلات و تفکرات مردم دستخوش تغییرات بنیادین شده است. معماران و شهرسازان به حوزه ای بسیار مبهم و ناآشنا وارد شده اند که چیز زیادی در آن دیده نمی شود. در حقیقت، شهرسازی پسامدرن نوعی «دلتنگی برای حقیقت گم شده» و «جست وجو برای معنای از دست رفته» است..

عصر پسامدرن، عصر بی اعتباری و در هم شکستن حقایق عظیم متافیزیکی است. این هستی درهم شکسته  با استفاده از استعاره دریدا خود به فرآیند بی پایانی از تفسیرها و تاویل های گوناگون تبدیل شده است. در نگرش پست مدرن هر کس صلاحیت دارد جنبه های مختلف وجود را بر مبنای ارزش های ذهنی خویش تاویل کند. «پراکندگی و گستردگی هویت های چندگانه سبب شده است هیچ فرهنگی و هیچ فراروایتی به تنهایی یارای پاسخ گویی به مسایل جدید پیش روی بشر را نداشته باشد». به همین جهت است که شهرسازی پست مدرن به دنبال رویکری چندگانه و لحاظ کردن دست آوردهایی هستند که در دیگر نظام های معرفتی حاصل شده است و برای شهرساز پست مدرن هر چیزی می تواند ایده طراحی را در اختیار بگذارد. این استراتژی خواستار فضایی است مستقل از «منطق گرایی خشک» مدرنیسم و «سبک گرایی و تقلید از نمادهای از پیش ساخته شده» مدرنیست های متاخر

 

خردستیزی، عدم قطعیت و بهم ریختگی فضاهای شهری در عصر پست مدرن

شهرسازی پست مدرن آمیزه ای التقاطی از فرهنگ ها و سنت های مختلف است. ویژگی اصلی فضای شهری پست مدرن را می توان در کدها و رمزگذاری های چندگانه، مبهم، کنایه آمیز و طنزآلود، گزینش های متنوع، پراکنده و متضاد، و در عدم استمرار، گسست و ناهماهنگی و عدم تجانس جست وجو کرد. نزدشهرسازان پست مدرن، بعد صوری (ساختار)، و مفهومی (محتوایی) فضا دگرگون می شود. وجوه اشتراک شهرسازان پست مدرن اتفاق نظر آنها علیه منطق و خردگرایی مدرن و چند منظوره و چندمعنایی فضاهای شهری است..

شکل های جدید فضایی، مبتنی بر ایده عدم قطعیت دراندیشه پسامدرن است. ایده ای که سبک های ناهمگون، رفتارهای متفاوت شهری و حتی ساز و کارهای مختلف را در یک فضا در کنار هم می پذیرد، بدون آنکه یکی بر دیگری برتری یابد .

شهر پست مدرن، شهر عدم تجانس ها، به هم ریختگی ها و ازدحام شهری است. از نظر پست مدرنها  فضاهای شهر همچون بافت بهم پیچیده ای از رخدادهای درون آن نمود می یابند که در آنها سیتسم های مختلف فضایی، کارکردها و فعالیت ها با یکدیگر در می آمیزند ودر نتیجه، بافت کل فضا را مشخص می کنند. نتیجه آن، شهری با بیشمار ابژه های شهری متفاوت از یکدیگر است که این شهر را می سازند و از سوی دیگر، قابل تفکیک به یک اصل واحد نیز نیستند. در حقیقت، «شهر پست مدرن را بازی های زبانی ای شکل می دهند که دائما در حال توسعه اند .هر بازی قواعد خاص خود، اسطوره ها و ادعاهای خاص خود را دارد که جملگی بیانگر جوهره، خصلت و سرشت زندگی شهری پست مدرن محسوب می شوند.

و بدین ترتیب است که شهر پست مدرن مکان تحول ها، عدم قطعیت ها و قابلیت تحرک و جابه جایی اشکال، فضاها و نیروها می شود؛ مکانی از تداخل انسان ها، ماشین ها، فرهنگ ها و طبیعت، بدون اینکه هیچ کدام بر دیگری برتری داشته باشد. در این صورت، وظیفه شهر پست مدرن تسهیل جریان فعالیت ها می شود، نه به نظم درآوردن و منسجم کردن آنها.

فضای شهری پست مدرن فضایی است که به گروه های اجتماعی صرف نظر از جنسیت، هویت، قومیت و مذهب اجازه حضور هم زمان می دهد. این فضا، فضای تقابل ها و تضادهاست و این خود جنبه مهمی از ارتباط در فضای شهری پست مدرن است؛ به همین جهت است که شهرسازی پست مدرن سودای پذیرش ذهنیت های دیگر و اساسا دیگران را در مواجهه با خود می پروراند، و رابطه ما نیز با فضا رابطه ای برون موضعی خواهد بود. در این شهر، جست وجوی فراروایت طراحی و برنامه ریزی شهری - که سودای آن دارد تا پدیده های شهری را بشناسد، تحلیل کند، به نظر درآورد و، از این طریق، بتواند مدل های مناسب و درست سامان دهی فضایی را ارائه دهد- کاری عبث و بیهوده خواهد بود. (جهانگیری و دانشپور و رفیعی،  (1385  

   وارد شدن به بحث پست مدرن یعنی شرکت کردن در آگاهی ای که غرب نسبت به گذشته خود پیدا کرده است. ما اگر به پست مدرن توجه می کنیم از این جهت است که برای رفتن در راه توسعه، همت و نیرویی لازم است. در شرایط کنونی از پست مدرن نمی توان صرف نظر کرد.

 اندیشه پست مدرن

اگرچه اندیشه پست مدرن، اندیشه گوناگونی و کثرت است و نمی توان رویکرد و نظرگاه مشخص را ارائه داد، اما می توانیم از یک منظر کلی، اصولی را برای آن دسته بندی کنیم.:

الف) در اندیشه پست مدرن فراروایت هایی نظیر حقیقت خرد و اخلاقیات که مسیر زندگی را در دوره مدرنیته تعیین می کردند، همه معانی خود را از دست داده اند و تمام نظریاتی که بر مفاهیم مطلق حقیقت و خرد استوار بودند، چیزی بیش از ساختارهای تصنعی نیستند.

از نظر پست مدرن ها هیچ روایت نهایی وجود ندارد و واقعیت نیز لزوما با تصویری که ما از آن داریم، یکی نیست. این پذیرش عدم واقعیت، زندگی را براساس الگوها و بازنمایی هایی بنا می کند که هیچ کدام ربطی و پویندی با واقعیت ندارند.

ب) پست مدرنیسم بر چندگانگی فرهنگ ها، حقیقت و حتی خرد و بر خصلت پاره پاره و نامتجانس اها تاکید می روزد در این معنا، پست مدرنیسم بیان گر نوعی تنش دایمی است و همواره جریانی است التقاطی، مبهم، دوپهلو، چندگانه و دارای ابهام. بدین ترتیب، هیچ ایدئولوژی و معرفتی نمی تواند برای مدت طولانی سیطره داشته باشد..

ج) در جهان فاقد خرد و حقیقت، جایی که هیچ دانشی معتبر نیست و واقعیتی وجود ندارد، به طبع، معنایی هم به گونه قطعی وجود نخواهد داشت از این رو، فلسفه پست مدرن متضمن نفی هرگونه معنای ثابت است. فیلسوفان پست مدرن هرگونه داعیه شناخت قطعی، حکم کلی و فراگیر یا روایت های کلان را رد می کنند.

پست مدرنیسم در شهر و شهرسازی

انگیزه اصلی پیدایش «پست مدرن» شکست اجتماعی شهرسازی مدرن بود و انتقاد به فراروایتی که مدرنیسم از خود ساخته بود. شهر مدرن شکست خورد، زیرا در ایجاد ارتباط با ساکنان و استفاده کنندگانش ناتوان مانده بود و از این رو، پست مدرنیسم مانند ابزاری عمل می کند در ایجاد ارتباط در سطوح مختلف و به اشکال متنوع وگوناگون، ارتبای میان ساکنین شهر و بخش های مختلف شهر .

چارلز جنکس، منتقد مشهور پست مدرن، معتقد است :

«مدرنیسم علی رغم دموکراتیکش نخبه گرا و انحصار طلب شده بود. در همین زمان، معماران/ و شهرسازان/ نظیر هر شغل دیگری در تمدنی پیشرفته، مجبور بودند خود را با ضوابط پیشرفه فنی که به سرعت تغییر می کردند، وفق دهند و نیز با هم رشته هایشان

دوره پست مدرن اولیه در شهرسازی

چارلز جنکس اگرچه در به راه انداختن معماری و شهرسازی پست مدرن نقش عمده ای ایفا کرده است اما ایرادمهمی نیز می توان به کار وی وارد کرد. در حقیقت، او تمایز و تفاوت میان پست مدرن در معماری و شهرسازی و پسامدرنیسم در اندیشه فلسفی نمی گذارد. معماری و شهرسازی پست مدرن جنکس کلیت گر و مبتنی بر ارزش های اجتماعی و عامیانه است.

 این شهرسازی با بازگشت به گذشته نیم نگاهی به تمایلات نوستالوژیک و حرکت های تاریخ گرایانه شهرسازی قرن نوزدهم (نظیر کاملیو سیته) دارد. بنابراین، این اندیشمندان در چهارچوب همان متافیزیکی می مانند که مدرنیته معنی می کنند. انتقاد آنان به ناکارآمدی مدرنیته صرفا کوششی است برای اثبات وجود خود.

چارلز جنکس پست مدرنیسم را دوگانگی می نامد: «نخبه گرا و عامه پسند، سازگار و شورشی، کهنه و نو». این موضوع در کلام رابرت و نتوری هم تکرار شده است که خواهان استفاده از عناصر دورگه، پیچیده و متضاد در شهرسازی است. این معماران و شهرسازانی که جنکس آنها را پسامدرن خوانده است، نه به معنای یکه و جهان شمول اعتقاد دارند و نه خود را در دام بی معنایی صرف می اندازند.

 پس، نمی توان نام پست مدرن بر آنها نهاد. این دسته از شهرسازان هیچ گاه زمینه را پاک نمی کنند و بنابراین، از نمایش شهرسازی منطبق بر واقعیات متضاد سخن می گویند و معتقدند که با تغییرات جزیی می توانیم آنرا روبه راه تر و مناسب تر کنیم. اینها هیچ وجه مشترکی با اندیشه های مبتنی بر بی معنایی و نفی حقیقت و فراروایت پست مدرن ها ندارند و باید آنها را «گذار از مدرن» نام نهاد.

  دوره پست مدرن متاخر در شهرسازی

حال آنکه «شالوده شکنی» و «ناشهرسازی» در معماری و شهرسازی را می توان دقیقا منطبق بر دست آوردها و اندیشه های «پست مدرن» دانست. در این رویکرد هم وجه ساختاری و هم وجه محتوایی و مفهومی فضا دگرگون می شود. هم پسامدرنیسم و هم شالوده شکنی در مخالفت با منطق گرایی و خردگرایی مدرنیته و چندگانگی (و نه دوگانگی) و چند معنایی کردن فرم ها و فضاهای شهری اتفاق نظر دارند. شهرسازی «شالوده شکن»، هم سو و هم گام با برداشت ها و نگرش های نوین اندیشه و فلسفه، شکاکیت و عدم قطعیت (uncertainty) را به طور دقیق نشانه می گیرد؛ عدم قطعیتی که ناشی از شناخت ناقص، تیره و تار و مبهم است

  وجوه تمایز پست مدرن متاخر از پست مدرن اولیه

در حقیقت، آنچه پست مدرن های متاخر را از پست مدرن های اولیه ای نظیر و نتوری، کان و جنکس متمایز می کند، جنبه های زیر است:

الف. مدرنیست های متاخر تمایل فراوانی به بازگشت به گذشته داشتند. در واقع، آنها می خواستند از شهر پیش از صنعت برای جامعه و زندگی پس از عصر صنعت ایده بگیرند. اما، به عقیده پست مدرن ها، شهرهای کهن قبل از صنعت هرگز با نیازها و خواسته های کنونی جامعه بشری منطبق نیستد و شکل فضاهای شهری آن نمی تواند با شیوه های تولید و زندگی در عصر پسااطلاعاتی سازگار باشد. همان طور که آیزنمن می گوید :

«اگرچه همه ما به سنت و یادواره نیازمندیم، اما سرشت این سنت ها باید با توجه به اصول فکری غالب بر دنیای امروز تغییر کند؛ جست وجویی درون سنت، برای یافتن آن سنتی که نسبت به مفهوم واقعی خود مبهم مانده است..»

ب. مدرنیست های متاخر برخلاف مدرنیست های اولیه که به دنبال فراروایتی به نام پیشرفت و ترقی بودند، به ابزار دیدگاه ها و مواضع شخصی روی آوردند. این نوع خودستایی باز در دام همان ایدئولوژی مدرن افتاد. این بار به جای روایت برتر تکنولوژی، معمار و شهرساز، خود به روایتی والا تبدیل شد. در مقابل آن، پست مدرنیست ها اصولا به وجود فردی به نام شهرساز اعتقادی ندارند. از نظر آنها، این روند طراحی است که جایگزین طراح و شهرساز می شود و نقش معمار در فرایند طراحی فقط ارائه تصویری از این عدم قطعیت هاست.

ج. تلاش های شهرسازان مدرن متاخر در مورد مردم گرایی و بومی گرایی، در نهایت، تسلیم نیروهای بازار شده و به جای خدمت به مردم در اختیار ثروتمندان و نخبگان قرار گرفته است. آیزنمن معتقد است: «معماری مشارکتی در خدمت رویای طبقات مرفه قرار گرفته است، در حالی که نقاب مردمی بودن به چهره دارد.

پست مدرن ها معتقدند که کوشش هایی توسط مدرنیست های متاخر در جهت وارد کردن مردم در فرایند طراح شهری صورت گرفته است، در حال حاضر با اشکالات عمده مواجه شده است.

کتاب دیگری با نام شکست معماری مدرن در دهه ی هفتاد چاپ شده برنت برولین مولف این کتاب به روش طراحی معماری و شهر سازی مدرن و خصوصاً آنچه که کوربوزیه در طرح شهر چندیگار هند (1957) انجام داد. انتقاد تند و گزنده ای کرد. به نظر برولین کربوزیه طراحی این شهر و ساختمان های آن را کاملاً بر طبق الگوهای مرسوم در اروپای مرفه اجرا کرد. که به کلی متفاوت از آن چیزی است که اهالی فقیر و هندو مذهب هند با آن آشنایی دارند.

 وی در این کتاب توضیح می دهد که چگونه اهالی این شهر در طی دو دهه ی گذشته کالبد ساختمان ها و شهر را مطابق با نیاز خود تغییر داده اند..

معماری پست مدرن بر بیش از نیم قرن سلطه ی بلامنازع معماری مدرن نقطه ی پایان گذارد. در طی دهه هفتاد و هشتاد میلادی، معماران آوانگارد همچون مایکل گریوز، چارلزمور، استانلی تایگر من، رابرت استرن و بسیاری دیگر از آمریکا سعی کردند معماریی را که تبلوری از هویت مردم است به نمایش بگذارند.

 نکته قابل توجه این که یکی از بازماندگان بزرگ معماری مدرن، فیلیپ جانسون در طراحی آسمانخراش AT&T در نیویورک (84 – 1978) به جمع معماران پست مدرن پیوست..

تاثیر معماری پست مدرن در سطح جهانی 

معماری پست مدرن تاثیر بسیار گسترده ای در سطح جهانی داشت و تا نیمه ی دهه هشتاد میلادی ، به عنوان معماری آوانگارد و فراگیر مطرح بود. در اروپا معمارانی همچون جیمز استرلینگ، ریکارودبوفیل ، ماریوبوتا، آلدوراسی و هانز هولاین از جمله معماران شاخص این سبک بوده و هستند. در ژاپن آتارا ایسوزاکی، کیشو کوروکاوا و اساموایشی یاماجز و پیروان این سبک به شمار می روند..

در ایران نیز سبک پست مدرن پس از انقلاب مطرح شده. ولی عمدتاً آنچه در شهرهای بزرگ ایران، بالاخص تهران، ساخته شده تقلید از معماری غرب بود و خصوصیات بومی و محلی خاص هر نقطه در ایران مورد توجه واقع نشد. یعنی یک تقلید صرف از مجلات معماری صورت گرفت و به معانی و اصول فکری معماری پست مدرن توجهی نشد، اگر چه معمارانی همچون شیخ زین الدین کلانتری و صفامنش ، که معماری دوره ی قاجار را عمدتاً الگو قرار داده اند. بیشتر به اصول و مبانی پست مدرن نزدیک هستند.

ساختمان مرکزی شرکت صفحات شیشه ای (PPB) در شهر پیتسبورگ در آمریکا 1981 طراح فیلیپ جانسون . برج های شرکت های معظم در عصر مدرن و فرا مدرن جایگزین کاتدرال های قرون وسون به عنوان مرتفع ترین و شاخص ترین ساختمانها در شهر های غرب شده اند. این موضوع ایده اصلی جانسون در طرح این ساختمان پست مدرن بوده است.

شرایط تعییین کننده فرم در پست مدرن

خصوصیات فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و اقتصادی افراد که از آن ساختمان استفاده می کنند. ۱_

خصوصیات شهری ، خیابان ، میدان ، کوچه ، مغازه    ۲_

شرایطاقلیمی ، رطوبت ، سرما ، گرما ، جنگل ، صحرا ۳_

- نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان ، نیازهای آنها ، پیش زمینه های ذهنی    ۴

  رابطه جامعه مدرن وآئین شهروندی

در تمامی مسیر تطور انسان مدرن تجمع آدمیان در شهر پدیده‌ای به نام جمعیت شهری را فراهم آورده است شهروندی و جامعه مدنی دو مفهومی هستند که همواره با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند جامعه مدرن همان جامعه مدنی است.

چون مهمترین ویژگی جامعه مدرن پیوستگی تفکیک ناپذیر آیین شهروندی و مشارکت مدنی است و در مرکزی بنام شهر و حرکت مردم به سمت تکوین جامعه مدنی است که از مفهوم Town به مفهوم city می‌رسیم. پس قهرمان اصلی جامعه مدنی شهروند است که مشارکت از حقوق اوست..

جریانی که اندیشه مدرن به راه انداخت باعث شد تا درک این واقعیت فراهم گردد که شهر اندام واره‌ای است که کالبد فیز یکی وابنیه منفرد تنها بخشی از آن است و ساکنین شهر اصلی ترین بخش شهریا محتوای شهر را تشکیل می دهند که با مدرن شدن شهر خواسته‌های جدیدی پیدا کردند..

در این زمان مسئله اصلی در تغییر شهر‌ها مسافت کالبدی نبود بلکه این تغییر رفتارها و خواسته های ساکنان در شهر بود که تغییرات فیزیکی را به دنبال داشت که در ادامه به تعدادی از این تغییرات اشاره‌خواهدشد.

 خصوصیات مدرنیزاسیون شهری :

برنامه ریزان مدرنیستی به آرمان شهر‌ها پرداختند و آینده ای که مشکلات اجتماعی قابل حل بود معماران مدرن به طراحی شهر‌هایی پرداختند که کیفیات صنعتی را توسعه می‌داد و در عین حال در مقابل کمبود های انبوه سازی به استاندارد کردن انواع مسکن‌هایی که قابل تولید شدن به صورت انبوه بود می پرداختند .

از مشخصات این مدرنیزاسیون :

تفکیک عملکردها یکی از بنیان های اساسی سازماندهی شهرهای جدید

قطعه قطعه سازی در بافت شهری

وحدت شکلی

معماری بودن تزئینات : طراحی بر اساس خواسته‌های شخصی معمار

همگانی شدن

نابرابری

 سیستم های حمل و نقل انبوه : برای از بین بردن شکاف فاصله ها و با استفاده از نیروی برق  

  تکنولوژی : با بکارگیری بتن مسلح ، پلان های طبقاتی آزاد و تکنیکهای ساختاری شفاف و بی حفاظ برای معضل انبوه مسکن ‏

  اقتصاد فضا: به عنوان اولین و شاید مهمترین اصل در فضاسازی قلمداد می‌شد.  

  انتزاع گرایی: به منظور هدایت جوامع به از دست دادن حس هویت مکانی ، اجتماع شهری و فضای جمعی مورد انتقاد قرار گرفته است

ایجاد مفاهیمی چون تکاثر ، انعطاف، پایداری فضا و خوانایی در شهر (نشانه‌ها)  

  ایجاد بلوار و خیابان به عنوان صحنه اتفاقات و محل نمایش اضداد  

 

 بحران ناشی از مدرنیزاسیون شهری

بحران ناشی از مدرنیزاسیون شهری به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند اول مقیاس مشکلات اجتماعی و کالبدی در شهر مدرن( نابرابری ، قطعه‌قطعه سازی و بیگانگی ، در منظر اجتماعی و کالبدی شهرها) و دیگری مسائلی که در سطح بالاترین مطرح می‌شوند: هدف از وجود شهر چیست ؟ ارزش ها کدامند ؟ هویت شهر چیست؟ (به نظر می‌رسد که نظام ها و مجموعه های نوین شهری از ایده های سنتی فرهنگ و زندگی شهر فاصله دارند.)

   مدرنیته در شهر سازی ایران

مدرنیته دو عنصر را وارد شهر سازی ایران کرد.  

  تفکر اجتماعی ، اندیشیدن به ساختمان نه به مثابه زیستگاه‌های فردی بلکه به عنوان سکونتگاه‌های جمعی

معماری معاصر در هر حال رنگ شهرسازی گرفته و در همه حال شهر را در افق دور یا نزدیک خود می‌بیند و ناچار است با ذهنیت شهری یا بهتر بگوییم با ذهنیت دموکراتیک خود که ناشی از شکل جدید دولت ملی است دست به طراحی بزند  

   کارکرد: کارکردی بودن تبلوری از شکل گیری طبقات اجتماعی ، مکانیسم کار اجتماعی (جامعه در قالب شهر و کارکرد در قالب رفاه اجتماعی )  

  ثمرات ورود مدرنیته در شهر سازی معاصر ایران

بحث مدرنیته در شهرسازی ایران دهها سال است ک بدون یافتن نتیجه‌ای موثر و کاربردی ادامه دارد. نبود هویت در شهر سازی معاصر ، پدیده ای است که اهل فن به آن معترفند اما بیهوده است که نبود چنین هویتی را در کل به معنای نبود اجزای هویتی در جای جای این معماری بپنداریم. آنچه نتوانسته در شهرسازی معاصر انسجام و پیوستگی با مفهوم ملیت ایجاد کند, نبود محتوا در آن است. شاید بتوان گفت مدرنیته ، بیش از هر چیز گویای نوعی پیشان مغزی (Schizophernie) جدایی و ناهمگنی کامل میان دال و مدول بوده که تبلور کالبدی آن را در انتخاب اشکالی به کلی ناهمگون و حتی متضاد با اندیشه‌ها و محتواها دیده‌ایم

از ثمرات ورود مدرنیته به شهر سازی معاصر :

ساختمان ‌های بدون دلیل بلند

تقسیم بندی های غیر منطقی فضاهای مسکونی

شریانهای نامناسب حمل و نقل

انتقال کالبدهای عمومی به خصوصی (حمام بدون از میان رفتن نیاز به فضای‌های عمومی )

  تقسیم بندی شهرها بر اساس طبقات اجتماعی با یک تحرک اجتماعی بسیار شدید وبی پایه و غیر منطقی موجب حرکت غیر قابل کنترل اقشار اجتماعی در سطح بافتهای شهری  

  رشد شهرنشینی بی منطق, بدون مهار و بدون کوچکترین توجهی به حفظ محیط زیست  

 آلودگی تمام منابع و زیستگاه های انسانی و اتلاف عمومی منابع انسانی, مادی و ثروتهای زیر زمینی

  چارچوب نظر تحلیل و ارزیابی داده ها

چارچوبهای اساسی هر یک از آثار قابل ذکر در شهرسازی مدرن عبارت انداز دخالت وسیع مجموعه‌ای از مسائل اجتماعی که مسلماً در گذشته موجب نگرانی طراحان شهرها نبوده‌اند، یا اینکه حداکثر نقشی ثانویه در طراحی شهر‌ها بازی کرده‌اند. شهرسازی معاصر به این عقیده استوار پایبند است که تمامی جمعیت شهری محق هستند تا در یک محیط مناسب زیست کنند. محیطی که متعاقباً جامعه و مسئولان آن موظف به تأمین مسکن مناسب ، که همانا تشکیل دهنده بافت زنده شهر است, برای همه باشند. این شهر سازی بر آن است که برای اصلاح کیفی یک محیط شهری متشکل از قشرهای مختلف اجتماعی، چاره کار، سرمایه گذاری عمومی است نه سرمایه گذاری ای که در پی منافع بیشتر است..

بررسی نظریات اندیشمندان در رابطه با فضای شهری

لوییس مامفورد

از متفکرین قرن بیستم است که به تشویق " پاتریک گدس " به مطالعات شهری روی آورد. محور اصلی نظریات مامفورد را انسان تشکیل می دهد. وی معتقد است فضای شهری باید هم از نظر طراحی و هم عملکرد نمود اهداف انسان ارگانیک باشد. شخصیتی متعادل که در رابطه با طبیعت و همه بخش ها و اجزای محیط زیست است. جامعه منشا اصلی فرم معماری است و تنها بر اساس عملکردی زنده است که فرم زنده نیز خلق می شود. وی غار را اولین مفهوم فضای معماری برای انسان اولیه می داند. وی مساله عصر حاضر را در ایجاد محیط زیست جدیدی می داند که مردم را قادر سازد تا در شهرها زندگی کنند. وی از شهرهای یونان و دوران باستان این گونه ستایش می کند ، فرد در همه زمینه های اجتماعی مشارکت داشته و در نتیجه ضمیر و روان افراد ابعاد وسیعی پیدا می کرده است. عادت به مشورت و ارتباط چهره به چهره در فضای شهری روح همکاری جمعی را تقویت می گرداند..

 مامفورد " به دقت هسته های تمدن یونان یعنی المپیا ، دلفای و کاس را می شکافد و عملکرد آن را در جهت سلامت و روان انسان ها نشان می دهد و حس فضا ، نظم ، هماهنگی و زیبایی فضای شهری آن را می ستاید و به وحدتی که در فضا ، عملکرد و عناصر شهر وجود داشته تاکید می کند..

او برای برقراری روابط اجتماعی محدودیت در اندازه و تراکم جمعیت را ضروری می داند و توزیع مناسب هسته های شهر را که پراکندگی عملکردها و در نتیجه چند هسته ای بودن شهر را به دنبال دارد ، بر وحدت از طریق تمرکز که به تک قطبی شدن می انجامد ترجیح می دهد. وی اعتقاد دارد پراکندگی عملکردها ، تعاملات اجتماعی و روابط چهره به چهره را به نحو بهتری امکان پذیر می سازد. " مامفورد " به تاریخ شهرها اشاره می کند و در هر دوره ای به نقد نقش شهر در پیشرفت انسان و روابطش می پردازد..

راپاپورت

وی اساس شکل گیری محیط های زیستی را در فرهنگ مردم جستجو می کند و تفاوت محیط کالبدی را ناشی از تفاوت فرهنگ ها می داند. تعریف یک فضا در فرهگ های مختلف بستگی به وجود و یا عدم وجود عناصر خاص دارد. عناصری که به فضا سازمان می دهند سه دسته اند :

عناصری که شکل آن ها ثابت است و یا به تدریج تغییر می کند ، مانند : راه ، دیوار و یا ساختمان. 1-

عناصر غیر ثابت مانند : علائم ، گیاهان و مبلمان شهری. 2-

عناصر متحرک که شامل مردم ، فعالیت ها و روابط آن هاست. 3-

" راپاپورت " فضای شهری را به عنوان محیط اجتماعی که در بردارنده مجموعه ای از ارتباطات است مطرح می سازد و شناخت فضای شهری را از طریق شناخت فرم بصری و اهمیت اجتماعی آن امکان پذیر می داند. ارتباطی که استفاده کنندگان در فضا برقرار می کنند ، اهمیت عناصر و فضاها را تحت تاثیر قرار می دهد.

او دو نقطه نظر در مورد فضای شهری بیان می کند ، که منجر به ایجاد دو فرم شهری متفاوت می شود. یک نقطه نظر ساختمان ها را برای زندگی اصل می داند و باقی فضاها را فضاهایی ارتباط دهنده و تلف شده محسوب می کند ، نقطه نظر دوم به ساختمان ها بعد خصوصی می دهد و فضای شهری را برای زندگی اجتماعی مهم می شمارد.

او علاوه بر این فضای شهری را به قلمروهایی تقسیم می کند که هدف آن ها ایجاد مرزهایی میان اعمال خصوصی و عمومی افراد است و بر اساس آن سطوح مطلوب روابط متقابل تضمین می شود. " راپاپورت " به این نکته تاکید دارد که ایجاد فضاهای شهری نامناسب اثرات مخربی بر فرهنگ ها دارد و در عین حال برای فضاها و عناصر عمومی و با ارزش شهر اهمیت قائل است و منزلت یک شهر را به وجود مجموعه ای عمومی از آن وابسته می داند که حتی شهر بر اساس آن استفاده می شود و با از بین رفتن آن ها منزلت و ارزش شهر نیز از دست می رود. بهترین راه تجربی ساختن فرهنگ ، شناخت نظام فعالیت ها و شیوه زندگی مردم است.

کامیلوسیته

" کامیلوسیته " از شهرسازان قرن معاصر است که به شهرسازی هنری می اندیشد. وی به ارزش هنر و زیبایی در شهرسازی دوران گذشته اشاره می کند و معتقد است که جذابیت شهرهای مدرن که به طور مکانیکی شکل گرفته از دست رفته است. زندگی مردم از فضاهای شهری محو شده ، بنابراین باید محیطی ایجاد کرد که از نظر جسمی و روانی برای نیازهای شهروندان کارایی داشته باشد. به این ترتیب " سیته " هنر شکل سازی را به هنر فضا تبدیل می کند و معتقد است شهر باید حداقل چند میدان و خیابان اصلی داشته باشد ، که برای ساکنین آن لذت بخش و افتخار آفرین باشد ، روح شهریت را زنده کند و احساسات پاک و بزرگ را در جوانان پروش دهد. وی ایجاد فضاهایی را که با ترکیب ساختمان های عمودی و یادمان ها ، یک کل هماهنگ و پیوسته را به وجود می آورد برای خوشایند شهروندان وجذب عاشقان فرهنگ و هنر از نقاط مختلف ضروری می داند. محصور بودن فضا ، حس استمرار فضایی از طریق پیوستگی میان ساختمان هاست ، به طوری که فرد از یک نقطه معین در فضای شهری کمترین و یا هیچ شکافی را در دیواره فضای پیرامون خود نبیند. این گسستگی یا شکاف می تواند خیابان باشد ، که در این مورد " سیته " استفاده از طاق نما ، ستون بندی ، ایجاد دروازه در مدخل میدان و استقرار ورودی ها در یک زاویه غیر مستقیم در دید بیننده را پیشنهاد می کند..

راب کریر

" راب کریر " از شهرسازان قرن معاصر است ، وی فضای شهری را جزیی از ساخت شهر می داند که محصور بوده که توانایی و خصوصیات هندسی ، کیفیت زیبایی شناسی و الگوی خاص عملکرد آن موجب شده که فضای خارجی در شهر به عنوان فضای شهری خوانده شود و دو عنصر اصلی فضای شهری خیابان و میدان هستند. میدان اولین نحوه استفاده از فضای شهری بوده است ، که از اجتماع بناها در اطراف فضایی باز ایجاد شده و خیابان حاصل گسترش مجموعه بناهایی است که در اطراف فضای قابل دسترسی به میدان قرار گرفته اند. به نظر وی مفهوم سنتی فضاهای شهری در شهرسازی مدرن از میان رفته است و فقدان این فضاها علت اصلی چهره نازیبای شهر مدرن است. فضاهای شهری گذشته اهمیت و عملکرد اصلی خود را از دست داده اند. بازارها ، پیاده روهای تفریحی ، میدان هایی که در آن ها مراسم دسته جمعی انجام می شد ، میدان های مذهبی ( محوطه های جلوی کلیساها ) از محتوی سمبلیک خود تهی شده اند..

" کریر " سقوط مفهوم سنتی فضاهای شهری را در ساختمان های عظیم " لوکوربوزیه " نشان می دهد که سیستم به هم پیوسته مساحت شهر را به قطعات جدا افتاده ای از هم تبدیل کرده است ، و آن چه به جا گذاشته محوطه های وسیعی است که نمی توان آن را فضاهای محصور و از نظر هندسی تعریف شده در قالب خیابان و یا میدان خواند.

" کریر " اصول زیبایی " سیته " را که از شناخت تاریخ شهرسازی اقتباس گردیده برای فضاهای عمومی معتبر دانسته و معتقد است. هر بنایی در شهر باید از کل طرح شهر تبعیت کند و مقیاس ، نوع و نحوه معماری ساختمان ها با بافت موجود هماهنگ باشد. حتی ساختمان های خصوصی هم در فضای عمومی مشکل دارند. پیوند ناحیه ها و عناصر مختلف در فضای شهری و یا به عبارتی ایجاد یک سیستم فضای شهری به هم پیوسته اما متنوع ، فقط مقیاس انسانی در ارتفاع ساختمان ها و زنجیره فضایی ایجاد شکلی معنی دار و تعریف شده برای فضاها با عملکردهای اجتماعی و فرهنگی که امکان ملاقات ها و ارتباطات اجتماعی را فراهم آورده و از اصول طراحی وی به شمار می آید..

" کریر " دوام میدان های شهری با اهمیت را در عملکردهای معنی دار و مکان مناسب آن در کل مساحت شهر جستجو می کند و فعالیت های فرهنگی را نظیر ایجاد ادارات دولتی ، سالن های اجتماعات ، مراکز جوانان ، کتابخانه ها ، تئاتر ، سالن کنسرت و قهوه خانه ها را با حفظ اولویت بر فعالیت های تجاری برای میدان ها مناسب دانسته و اضافه می کند که این فعالیت ها برای میدان های مرکزی می بایست در طول شبانه روز ادامه داشته و کاربری مسکونی از آن جدا باشد..

او می گوید که بهتر است از آن چه قدیمی اما تایید شده می باشد ، تقلید کنیم ، تا چیز تازه ای بسازیم که باعث زحمت مردم نشود. فضاهای شهری سنتی با مقیاس کوچک در طی هزاران سال حضور خود را به عنوان مکان ارتباطات ثابت کرده است. فضاهایی با مقیاس انسانی و در فاصله ای که با پای پیاده قابل پیمودن است. در حالی که میدان های مدرن تنها توزیع کننده بار سنگین ترافیک به فضاهای اطراف هستند.

مانوئل کستلز

وی نظریه پرداز قرن بیستم است که با بینشی مارکسیستی به مطالعه شهر و فضاهای شهری می پردازد. از نظر وی فضا بازتاب جامعه نیست ، بلکه خود جامعه است. فضا بعد مادی جامعه است و اگر آن را مستقل از روابط اجتماعی در نظر بگیریم ، مانند آن است که ماهیت و روان را از جسم آن جدا سازیم.

کنزو تانگه

وی از پیشگامان طراحی شهری بر اساس طراحی ساختار و استخوان بندی اصلی شهر است. از نظر وی شهر و فضای شهری رشد یافته همانند یک موجود زنده است که هیچ ایده ای در چارچوب طرح های ثابت و غیرقابل انعطاف به عنوان طرح نمی تواند آن را در جای خود باقی نگه دارد.

کوین لینچ

" لینچ " از شهرسازان معاصر می باشد , که بر روی مفاهیم ادراکی فضا و تصورات ذهنی استفاده کنندگان از این فضا کار کرده است. هدف " لینچ " خوانایی و نمایانی شهر و فضاهای شهری است. او برای درک خوانایی شهر به مردم رجوع می کند و در پی آن است که از تصورات ذهنی و پس زمینه های فکری آن ها به این مهم قائل شود که چگونه شهری خوانا می شود. " لینچ " عقیده دارد که درک مردم از شهر صحنه هایی مقطعی و بریده بریده است و این تصوری خوانا در ذهن به جا نمی گذارد. بلکه فضاهای شهری باید تسلسل و پیوستگی داشته باشد تا بتواند صحنه هایی پیوسته زنده و روشن در ذهن بگذارد. یک تصویر عمیق که حاکی از نقش اجتماعی مردم است. تصویری که احساس امنیت به فرد می دهد و عمق و شدت تجارب انسانی را افزون می کند. در واقع درک تصویر حاصل ارتباط دوجانبه بین ناظر و محیط است. ناظر عوامل بصری که برای او مهم تر است را به ذهن می¬سپارد. بر آن حدی می نهد و آن را مطابق میل خود تغییر می دهد. به همین دلیل است که درک یک فضا از سوی افراد مختلف ، متفاوت است. اما " لینچ " در پی درک تصور ذهنی مشترک از محیط است. تصوری که برای همه توانا و قابل درک باشد. در واقع لینچ در پی یافتن نظمی است ، اما نه نظم نهائی ، بلکه نظمی گشوده که مدام رشد و توسعه می یابد.

از آن جا که " لینچ " در پی آشکار داشتن تاثیر و اهمیت فرم شهر است ، سیمای شهر را بر مبنای عوامل جسمی شهر بر پنج عامل استوار می داند : 1- راه، 2- لبه 3- محدوده 4- گره 5- نشانه

راه : عاملی است که معمولا با استفاده از آن حرکت بالفعل و بالقوه میسر می¬شود.

لبه : عامل خطی است که به دید ناظر با راه تفاوت دارد.

محدوده : قسمت هایی از شهر که میان اندازه و بزرگ اند.

گره : نقاطی حساس در شهر که ناظر می تواند به درون آن ها وارد شود.

نشانه : عواملی در تشخیص قسمت های مختلف شهر با این تفاوت که ناظر به درون آن ها راه نمی یابد.

از آن جا که توانایی و نمایانی فضاهای شهری هدف اصلی " لینچ " است ، او به جهت یابی افراد برای درک فضاها و جلوگیری از احساس گم گشتگی و عدم امنیت آن ها اهمیت فراوان می دهد و در این میان نشانه ها هستند که مهم ترین کمک را در جهت دهی به افراد می کنند. در واقع به گفته خود " لینچ " هم هیچ یک از 5 عاملی که ذکر کردیم به تنهایی وجود ندارد ، محله ها با گره ها پیوند می خورد و لبه ها حد آن را مشخص می دارد و با راه می توان به درون آن ها داخل شد و نشانه¬ها سیمای آنان را متمایز می کند. هر عامل معمولا عوامل دیگر را در بر می گیرد و در دیگر عوامل نفوذ می یابد. البته باید توجه داشت که این 5 عامل جسمی مفاهیم انتزاعی بدست می دهند و در ذهن افراد گوناگون بسیار متغیرند.

به طور خلاصه و کلی می توان گفت 5 عامل لینچ زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کنند که به سمت نشانه شدن پیش بروند. زیرا نشانه بیشتر از هر چیز دیگر در ذهن می ماند و ناظر برای آشنایی با مسیر و جهت یابی خود ملزم به ، به ذهن سپردن آن ها می باشد. در واقع " لینچ " شهر را به صورت یک پرتره می بیند و این پرتره زمانی خوانایی و نمایانی خود را می یابد که مظاهر آن روشنی و پیوستگی داشته باشند و به دید آیند و در ذهن سپرده شوند.

ادموند بیکن

" ادموند بیکن " طراح شهری دوران معاصر است. بیکن رشد شهرهای یونانی ، طراحی رم ، قرون وسطی ، رنسانس ، باروک ، هلند ، لندن ، پاریس ، و حتی شهرهای مدرن چون برازیلیا ، ونیز پکن را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهد. گاه از بین این دوره های معماری عناصر و الگوهای مطلوب را بر می گزیند و گاه آن ها را مورد نقد و بررسی قرار داده و از آن به نحوی انتقاد می کند و هر چه به دوران معاصر و مدرن نزدیک می شود ، این سیر انتقادی بیشتر می شود. اما " بیکن " بی پروا و آشکارا انتقاد نکرده و تمامی مظاهر معماری و طراحی این دوران را زیر سوال نبرده ، بلکه در پی لفافه ای ظریف و نیز در کنار در نظر گرفتن ویژگی های مثبت این دوران نکاتی انتقادی را مطرح کرده و بیان می دارد که ما امروزه آن نکات را فراموش کرده ایم. او نظم امروزی را به نوعی نظم جدید مطرح می کند و به تمام نکات این نظم جدید نمی تازد ، بلکه آن را زمانی کامل می داند که ما الگو و راه های مطلوب زمان گذشته را مد نظر قرار دهیم و نظمی که به وجود می¬آوریم را کامل و دلپذیر گردانیم.

به عقیده " بیکن " مهم نیست مجموعه اطلاعاتی که از فضا وجود دارد چیست ، مهم این است که گیرنده چه تفسیری از آن اطلاعات دارد. او عقیده دارد نباید آن قدر سعی و تلاش کرد تا ایده ای از ذهن ( به تعبیری به زور ایده از ذهن بگیریم ) بیرون کشیده شود ، بلکه زمانی ایده و طرح خوب است که حاصل تراوشات ناخودآگاه و احساس درونی طراح باشد. در این صورت است که ایده دارای ارزش می شود و فضای شهری به وجود آمده برای مردم مطلوب می گردد.

او طراحی را بر تمام قسمت های شهر یکسان نمی داند ، بلکه طراحی در آن قسمت هایی از شهر مهم تر است که مخاطبان فضا ( مشارکت کنندگان در فضا ) بیشتر باشند و فعالیت هایی که در آن صورت می گیرد مهم تر باشد ، در واقع او ساختارهای اصلی شهر را طراحی می کند و بقیه قسمت های شهر را بر عهده مردم و تصمیمات آن ها می گذارد. او با توجه به مطالعات زیست شناسی DNA و وظیفه اش آن را به شهر و نهادهای انسانی بسط می دهد و چنین نتیجه گیری می کند که شهر موجودی پویاست. " بیکن " در مطالعاتش از راه ها و معابر ( نظام های حرکتی ) ، فضاهای شهری یا ساختمان ها و مراکز تجاری سخن به میان می آورد و می توان چنین نتیجه گرفت که او اهمیت بیشتری به این موارد می دهد.

او لازمه توانایی طرح را علاوه بر پویایی شهر ، طراحی صحیح آن می داند. طراحی که قابل انعطاف باشد و خود را با تغییرات محیط وفق دهد. طرحی که جهت گیری های آینده را شکل دهد ، نه این که پیش بینی کند و بگوید آینده باید چگونه باشد. طراح باید از دید عابران پیاده و مقیاس عابر در خلق فضاها و طراحی هایش بهره بگیرد. استفاده از علوم اجتماعی و رفتارشناسی در حوزه طراحی برای درک رفتارهای مردم و خواسته هایشان ، مشارکت مردم در طرح ها و اعمال نظرات آنان در طرح طی یک فرآیند رفت و برگشتی بین مردم و جامعه و نیز درک تصور ذهنی مردم که " بیکن " آن را مطرح می دارد ، از جمله مهمترین عوامل در ایجاد خوانایی و تصویری روشن از شهر و فضای شهری است.

کامیلوزیته و  فرم شهرها

هرچند که دراواخر قرن نوزدهم شهرسازان طرحهای مختلفی برای شهرهای بزرگ داده بودند وازآن جمله اوژن هاسمان فرانسوی ( 91-1809) طرحی برای دگرگونی نقشه پاریس داد که چهره شهر را دگرگون ساخت . این طرحها در اروپا مورد تقلید قرار گرفت و یک نوع زشتی وتقلید همه جایی ازکارهای هاسمان به زودی هویدا شد. درسال 1889 کامیلوزیته شهرساز اطریشی ، درکتاب خود به نام (( شهرسازی)) چاره کار رادربازگشت به شیوه های هنری قرون وسطی پیشنهاد نمود . رشد طبیعی شهرهای قرون وسطی توجه زیته را بخود جلب کرده بود؛ ووی آن را وسیله ای برای رهایی شهرهای معاصر ازمعایب موجود می دانست . کامیلوزیته مطالعه ای دقیق ازشهرهای شمالی وجنوبی اروپا دردوره های تجلی روم، گوتیک، رنسانس، وبا روک به عمل آورد واستادی شهرسازان گذشته را درترکیب وتنظیم عوامل مختلف شهر پسندیده بود. به نظر وی نحوه ای که درشهر قرون وسطایی خیابان به میدان می پیوست ، رابطه ای بین بازار ، کلیسا ویا ابنیه اصلی دیگر به وجود می آورد ، وهمه ازتوازن طبیعی برخوردار بودند که درسیمای شهر آشکار بود.

برای زیته، قوانین شهرسازی دریک جمله خلاصه می شد وآن اینکه ((شهر باید حافظ منافع وضامن خوشبختی ساکنین خود باشد)) امروزنیز، شهرسازان بازیته هم عقیده اند که مسائل هنری بهمان اندازه مهم است که مسائل فنی آن

کامیلوزیته می خواست زشتی معمولی شهر اواخر قرن نوزدهم را ازمیان بردارد. وشهر را به غنای هنر، زندگی وتحرک آراسته گرداند. وی نقایص شهر را به خوبی دریافت ، ولی پیشنهاداتش برای اصلاح شهر فقط جنبه تسکین درد راداشت . گشودن مرکز میادین شهرها یا انتقال مجسمه ها وبرجهای یادگار به یک گوشه میدان، ایجاد باغچه درحیاط آپارتمان های مسکونی به جای مراکز شلوغ شهر ، برپا داشتن دیوارهای بلند دراطراف پارکهای عمومی برای حفاظت آنها درمقابل سروصدای خیابان، همه رفرم های سطحی بودند که کامیلوزیته پیشنهاد می کرد.

این مطلب نشان میدهد که شهرسازی تا چه اندازه ارتباط خودرا با عصر خویش از دست داده بود. او تصور می کردمی توان با وسائل قرون وسطایی مسائل عصر صنعت را حل کرد. 

نتیجه گیری

در افکار و آرای همه آن ها در مورد انسان ، محیط طبیعی ، تاریخ و زمان در زمینه فضای شهری همسویی وجود دارد. روابط انسانی و پیوند با گذشته و تاریخ و احترام به آن ها ، سمبل ها ، هویت ، خوانایی ، هماهنگی ، توجه به طبیعت و نهایتا ترکیب آن ها در فضا از ویژگی های یک فضای مطلوب شهری است. توجه به ذهنیات و روحیات انسان ، نیازهای اجتماعی – ارتباطی او و مهم تر از همه احترام به مقام انسان و بازگشت به ارزش های انسانی در مطالعات همه آن ها به چشم می آید. آن ها فضای شهری را نه تنها متاثر از نیازها و روابط انسانی و اجتماعی می دانند ، بلکه به تاثیرگذاری فضاهای دیگر شهر از طریق همجواری فضاها و ارتباطات درون شهری بر شکل گیری یک فضای شهری تاکید دارند. علاوه بر این که فضای شهری محل ارتباطات اجتماعی و تعاملات چهره به چهره است ، در جهت تعالی و ارتقای کیفی روابط اجتماعی شهر و انسجام اجتماعی در جهت سامان دهی به فضاهای شهری باید کوشید. رعایت تناسبات ، نظم ، مقیاس ، خوانایی ، قابل تصور بودن ، تنوع ، هماهنگی ، پیوند با گذشته ، کارایی و خصوصا محصوریت فضا که از مهم ترین ویژگی های کالبدی فضای شهری است در طراحی فضاهای شهری از اهمیت خاصی برخوردار است. جهت ایجاد تداوم های تاریخی در فضای شهری و تقویت میراث فرهنگی و معماری و شهرسازی جامعه لزوم توجه به ارائه طرح های باارزش معماری و شهرسازی و به طور کلی آثاری ماندگار از سوی معماران و شهرسازان را ایجاب می نماید.

منابع :

اوستروفسکی , واتسلاف ، 1371، شهر سازی معاصر ، لادن اعتضادی ، مرکز نشر دانشگاهی تهران _ 1

قبادیان ، وحید، 1382، معماری معاصر غرب ، دفتر پژوهشهای فرهنگی  _2

_ هادی جابری مقدم , مرتضی , 1384,شهر مدرنیته , انتشارات فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران3

_ ضمیران ، محمد، مدرنیسم چیست؟ ، معماری و فرهنگ ، سال ششم، شماره 19و18, ص 62-4

کاستیاتایدز, آنتونی روح معماری در بنیان مدرنیسم، آبادی ، زمستان 81 ,شماره37, ص 8_ 5

 6 _فکوهی ، ناصر، نگاهی بر تفکر اجتماعی معماری ایران در آئینه سنت و مدرنیته، معماری و شهر سازی ، شماره 41 و40 , صفحه 25

_کلود، دیوید، پست مدرنیسم و برنامه ریزی شهری، معماری وفرهنگ ، ترجمه غزال کرامتی و امین یارزاده ، صفحه 96